براستی چرا هیچ جشنواره عکسی در ایران به سن بلوغ نمی رسد؟!
خبرگزاري فارس: فرماندار شهرستان تبريز گفت: عكاسان جشنواره فيروزه بايد سفير زيبايي تبريز باشند
این یعنی اینکه همه چیز وقتی دولتی باشد باید پاستوریزه هم تحویل جامعه شود که مشکلی پیش نیاید!
سفیر زیبایی یعنی چه ؟! اگر هم زیبایی سفیری قرار است داشته باشد
این کار صداو سیماست نه یک گردهمایی این چنین.
این وسط من رابطه فرماندار و عکاسی را هم نمی فهمم.
برای من به عنوان دبیر از روز اولی که مسولیت اولین دوره برگزاری جشنواره فیروزه را پذیرفتم ملاک عدم دولتی بودن
مرکز برگزاری یعنی شهرداری تبریز بود و این مسله مهم را متاسفانه در این دوره نمی توان پذیرفت که
کار فرهنگی و هنری چه ربطی به فرمانداری که اصولا یک مرکز عمدتا امنیتی است می تواند داشته باشد.
صحبتهای آقای فرماندار در خبر فارس جالب است:
فرماندار تبريز با ارائه تحليلي از چشمانداز اين جشنواره تصريح كرد: با اين وصف جلوه زيباي تبريز با عكس فيروزه، جهاني ميشود و همه مسئولان و دستاندركاران امر بايد در هماهنگي و اجراي آن اهتمام كنند.
جهانی شدن یعنی چه؟! بهتر نیست در بکاربردن واژه ها کمی دقت کنیم؟
خیلی خوب است اگر وجهه این جشنواره در آینده بتواند حرکت مثبت و تاثیرگذاری در روند رو به رشد عکاسی ایران و
خصوصا تبریز داشته باشد. اما هنوز خیلی ها به یاد دارند در همین شهر تبریز جشنواره عکس و فیلم وحدت برگزار می شد
که بعد از چندین دوره به تعطیلی انجامید. بهتر نیست ابتدا بنیان کار را چنان قوی و مستحکم کنیم که در اصول اولیه آن
یعنی پایداری حرکت این چنینی موفق شویم و یقینا با موفقیت در برگزاری این چنین حرکتهایی می توان به آینده آن امیدوار شد.
براستی چرا هیچ جشنواره عکسی در ایران به سن بلوغ نمی رسد؟!
عدم برنامه ریزی دقیق و نداشتن هدف معین برای برگزار کنندگان و خصوصا جنبه تبلیغاتی و استفاده از موج خبری
جشنواره هایی این چنینی باعث می شود مراکز مختلف در ایران اقدام به برگزاری انواع و اقسام مسابقات و جشنواره های عکاسی نمایند. برخی البته برای جبران کمبود آرشیو خود و شاید احساس وظیفه به انجام کار فرهنگی که بعضا ربطی هم به وظیفه برگزارکننده ندارد اقدام به این کار می کنند و همواره با اولین و نهایتا دومین حرکت به پایان راه خود می رسند.
نمونه های بیشماری در این زمینه در لابه لای روزنامه ها و مجلات می توان پیدا کرد که دیگر اثری از آنها باقی نمانده است.
در پایداری حرکتهای اینچنینی ثبت و انتشار آثار هر دوره به ثبات و اهمیت آن خواهد افزود.
همکاری شرکتها و مراکز صنعتی به عنوان بخشهای پول ساز جامعه نیز در این زمینه مفید خواهد بود همچنان که تاسیس باشگاههای فرهنگی ورزشی و عمدتا در فوتبال ایران و متاسفانه اینبار هم در بخش دولتی می توان شاهد بود.
بهتر است بجای اینکه هنر را از مخرج دولت تحویل جامعه دهیم پدیدآورندگان این آثار با نگاه متفاوت خود به انتقاد بپردازند
و تلاش کنیم تا شمار بیشتری از افراد در چنین حرکتهایی مشارکت داشته باشند که متاسفانه با برخوردهای سالیان اخیر و خصوصا یکسال گذشته شماری از عکاسان در شک و تردید حضور یا عدم حضور خود در این گردهمایی ها هستند و از تبعات آن نگران هستند.
و در آخر همچنان از صحبتهای آقای فرماندار در باره توسعه تبریز در تعجبم! ایشان به نوشته فارس معتقد است:
وي در عين حال با اشاره به اينكه دريچه دوربين عكاسان فيروزه از ثبت زيباييهاي معنوي و قامت استوار و پويايي «كهن شهر تبريز» عاجز است اظهار اميدواري كرد تا با نگاه مسئولانه و كارشناسانه به نگاه هنرمندانه عكاسان فيروزه افق روشني از چشمانداز توسعه تبريز را ترسيم كنيم.
تلاش سه چهار روزه این عکاسان شاید بتواند در ثبت مستندات شهر مفید واقع شود که البته شکی در آن نیست اما برای نگاه کارشناسی شده باید برای همین مجموعه تعریف جداگانه و نگاه ویژای داشت تا نتیجه ای مثبت از و درست از آن عایدمان شود.
در پایان امیدوارم همچنان که بارها نوشته و گفته ام شاهد دو رقمی شدن جشنواره های عکس و خصوصا فیروزه باشیم.
خبر فارس:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8904310598