Hasan Sarbakhshian Photos

Home | Resume | Photos | Exhibition | Contact | Links  | Prints | Weblog (Persian)


Weblog


[ Home ]

[ Links ]

Nafise
Editor: Myself
Me, Myself & Ehsan

[ Archive ]


[ contact ]

 

Saturday, February 01, 2003


خوب تا يادم نرفته بايد از رقيه بابت اون خبر ديروز عذرخواهی کنم چون خيلی ناراحتش کرده بودم. ولی ميدانم که او کار منو درک ميکند. البته قرار شد بعد از اينکه از اينجا برگشتم يک سوپر مارکت باز کنيم و عکاسی را کنار بگذاريم تا نگرانيمان کمتر شود.
ولی از شوخی گذشته اگر او نباشد امکان ندارد من با خيال آسوده اينجا کار کنم.
از اين بابت خيلی از او ممنونم.

 

[ 10:20 PM ]





راستش توی تهران هم اينترنت با اين سرعت نديدم به قول احسان (همچين درسته) که نگو! حالا اگه شما گذرتان به اينجاها افتاد يه سر بزنيد اسمش هست کافی ۲ جنب هتل برج اربيل.

 

[ 10:13 PM ]





امروز يک عکاس افغانی را به نام ظهيرالدين عبدالله که برای ( گتی ايميج ) عکس ميگيرد اينجا ديدم به نطرم از کسانی است که سردی و گرمی زيادی در زندگی ديده است خوب هر چی باشد در افغانستان زندگی کرده است. راستش را بخواهيد برای من جالب است کسی از افغانستان آنهم در کردستان باشد ميگوييد چرا؟
خوب به خاطر اينکه اروپاييها و آمريکاييها آنقدر از خود راضی هستند که تا جايی که امکانش باشد سعی ميکنند خودشان همه جاهای مهم را بروند. و بايد از اين بابت به عبدالله آفرين گفت.

 

[ 10:06 PM ]





ساعت يک بامداد است و جرج بوش بهمراه توني بلر به سوالات خبرنگاران پاسخ مي دهند همه سوالات پيرامون عراق و ادامه فعاليت بازرسان سازمان ملل است.
صدام همان بازي بعد از جنگ با کويت را ادامه مي دهد اگر او خلع سلاح نشود ما اينکار را انجام مي دهيم؛ او براي دنيا خطرناک است و بايد خلع سلاح شود و فرصت بعدي چند هفته خواهد بود نه چند ماه! اين خلاصه صحبتهاي هر دو نفر است.
البته مطلب تازه اي مطرح نمي کنند اما همين يعني شروع جنگ.
نسل من به ياد دارد جنگهايي را که در سه دهه گذشته رخ داده اند. و اکنون که با خود مي انديشم مي بينم زندگي ما همه اش استرس و نگراني بوده است همانطور که رقيه ديروز مي گفت او راست مي گفت چه ارزشي دارد اين زندگي که همه اش نگراني باشد.
يادم مي آيد زماني که مرحوم پدرم از جنگ جهاني دوم و زمان اشغال ايران توسط روسها مي گفت و من هميشه کنجکاو بودم که چطور اتفاق افتاده اند؟ اما اکنون دير زماني است که پاسخم را يافته ام. جنگ هشت ساله با همين کشوري که الان همين مطلب را از آنجا مي نويسم هنوز زمان ميخواهد تا فراموش شود همين طور جنگ افغانستان که هنوز هم ادامه دارد.
آيا جنگ تازه اي بر تعداد آوارگان خواهد افزود و آيا باز هم فرزنداني پدرانشان را از دست خواهند داد؟ و مادراني در سوگ فرزندانشان خواهند نشست؟
آري زندگي ديگر همه اش نگراني شده است و بس!

 

[ 7:32 PM ]




Friday, January 31, 2003


همه خبرنگاران دنبال ردی از نيروهای آمريکايی هستند که هميشه از طرف مقامات کردی حضورشان تکذيب شده است اما همانند زمان افغانستان آنها اينجا هستند البته بصورت مخفي تا زمانی که وقتش برسد. آماده سازی باندهای فرود اضطراری در چهار نقطه کردستان و قماردن نگهبانی در آن مناطق که هيچ چيزی برای مواظبت از آنها وجود ندارد خود مويد وقوع اتفاقاتی در آينده نزديک است.

 

[ 9:01 PM ]





امروز احمد چلبی رهبر کنگره ملی عراق بعد از پنج سال وارد شهر صلاح الدين مقر حکومتی بارزانی در شمال اربيل شد و اين از نظر سياسی خيلی مهم است چرا که برخی از وی بعنوان کرزای عراق ياد مي کنند. او با اطمينان می گفت امده است رفتن صدام را ببيند!

 

[ 9:00 PM ]





حالا اين از بدی وبلاگ ميگين چرا؟ خوب رقيه اگر اينو نخونه اشکال نداره! ولی خوب ميدونم که ميخونه اون موقع نگرانيش بيشتر ميشه. همينطور فرزانه همسر بهروز.
خوب متاسفانه اون خبر درست از آب در آمد و همه خبرنگاران از اونجا رفته اند؛ ظاهرا انصار خبرنگاران آمريکايی را تهديد کرده اند!



 

[ 1:25 PM ]




Thursday, January 30, 2003


از ديروز بعد از ظهر که از سليمانيه به اربيل آمدم تا الان که حدودا ۲۴ ساعت می شود شنيده ها حاکی از اين است که اتحاديه ميهنی کردستان از تمامی خبرنگاران خواسته است که هتل سليمانيه را ترک کنند تا آنها بتوانند امنيت جانی خبرنگاران را تامين کنند؛ که اميدوارم اين موضوع دروغ باشد البته چند ساعت پيش برای بهروز مهری و رضا گنجی که الان در هتل سليمانيه هستند ايميل فرستادم اما هنوز جواب نگرفتم.
البته من خود معتقدم در چنين شرايطی اقامت نداشتن در تنها ساختمان ۱۰ طبقه سليمانيه بهتر است!

 

[ 11:21 PM ]




Tuesday, January 28, 2003


اينجا امروز از طرف اتحاديه ميهنی کردستان اعلام شد که بر اساس هماهنگی به عمل آمده با جمهوری اسلامی ايران خبرنگاران خارجی ميتوانند برای شرکت در کنفرانس گروههای مخالف عراقی که قرار است دو هفته ديگر برگزار شود درخواست ويزای خبرنگاری کنند. لازم است بدانيد حال که سوريه و ترکيه اجازه ورود خبرنگاران خارجی را به اينجا نمی دهند فقط ايران تنها راه ورود به اينجا است.
نمی دانم چرا از خبرنگاران داخلی کسی اينجا نمی آيد.

 

[ 9:59 PM ]





اين هم برای اينکه ببينيد هنر کاريکاتوريستهای اينجا کمتر از نيک آهنگ خودمان نيست حالا درسته اين اصطلاحا فتوبلاگه ولی هر چی باشه بابا با بعضيها رفيقيم خوب!



اين کاريکاتور ديروز در روزنامه پرچم آزادی اينجا چاپ شده بود.

 

[ 9:46 PM ]




Monday, January 27, 2003


خوب اين هم از بهروز امروز رسيد اينجا. بهروز به خير بين (خوش آمدی)

 

[ 10:38 PM ]





امروز از اون روزها بود که مردم دنيا منتظر يک خبر بودند و اون هم چيزی نبود جز گزارش بازرسان سازمان ملل در مورد عراق!
اما برای ما در ايران شايد خبر ديگريی اهميت اون اولی را تحت الشعاع قرار داده و آن خبر رفع حصر پنجساله آيت الله منتظری بود. البته هر چی آدم در مسافرت باشد بيشتر دنبال اخبار کشورش هست و خوب برای ما که جای خود دارد. حالا اينها را گفتم تا اين عکس را برايتان نشان دهم.



اين عکس حدودا به تاريخ سه هفته پيش زمانی که آيت الله منتظری بيماريشان شدت گرفته بود در منزلشان در قم عکسبرداری شده است.

 

[ 6:34 PM ]





البته شايد با قسمتی از حرف اين بابا موافق نباشم ولی خوب اين هم نوعی نگرش به ايران است در ميان دهها نگرش ديگر! بهتر است خودتان ببينيد و نظر دهيد يک عکس و رابطه آن با محور شرارت قرار دادن ايران توسط بوش!

 

[ 12:53 AM ]





بابا يکی نيست به من بگه آخه مرد حسابی اگه نميتونی خوب الکی برا چی قول ميدی خوب! حالا ميگين چی شده ؟! خوب قضيه از اين قرار است که من به اين احسان قول دادم که براش زن کردی بستونم! ولی بابا خبر نداشتم که اصلا نميشه! حالا ميگم چرا:‌ خوب
‌اصولا کردها به خاطر شرايطی که داشتند بسيار محافظه کار شده اند و اين برای فردی که شتاختی از اينجا نداشته باشد درکش سخت است. در اين مدتی که من اينجا هستم به ندرت ديدم که در خيابانها دختری با پسری با هم راه بروند بعد از پس و جو متوجه شدم هنوز پايبندی به سنت بسيار نزد خانواده ها قوی می باشد و نسل کنونی نيز هنوز پيرو آنند هر چند در جاهايی مانند دانشگاهها ميشود شاهد تغيير اين نگرش بود ولی معتقدم زمان می طلبد تا مورد قبول جامعه باشد. اصلا صحبت از رستورانها نکنيد که به ندرت خانمها را آنجاها می بينيد خصوصا شبها حتی با افراد خانواده شان.
پس لطفا يکی پيدا بشه و اين احسانو راضی کنه تا يک هديه ديگه ای رو از من قبول کنه.

 

[ 12:27 AM ]





جالبه براتون بگم که اينجا با اينکه درآمد مردم زياد نيست و تقريبا متوسط حقوق ماهيانه يک کارمند دولتي يا همون پيشمرگهاشون حدودا ۶۰ هزار تومان برای متاهلين و ۵۰ هزار تومان برای مجردهاست؛ با همه اينها من افراد متکدی اينجا خيلی نديدم حالا تصور کنيد به يتيم خانه اينجا که يکی برای کيجان (دختران) و ديگری کوران (پسران) هست رفتم در نهايت تعجب ديدم که حدودا ۲۱ نفر دختر و ۴۰ نفر پسر اونجا هستند.
آنها بر خوردار از کمکهای رسمی PUK و تعداد زيادی NGO های فعال در اينجا هستند که
با مراکز بين المللی نيز همکارند. کلا اينجا کردها توانسته اند در طی ۱۰ سال گذشته تشکيلات منظمی برای همه کارهاشان تشکيل بدهند .خوب است بدانيد که جمعيت سليمانيه حدودا ۷۰۰۰۰۰ نفر می باشد.


 

[ 12:04 AM ]




Sunday, January 26, 2003


و خبر تازه اينکه امروز توماس و نيوشا آمدند اينجا و مثل اينکه فردا هم قرار است جند نفر ديگر بيآيند. امروز جشن تولد توماس بود او ۲۷ ساله شد و اين هم عکس آنها نيوشا باورش نميشه اين همه مرغ بايد بخوره!



البته اينجا وقتی آدم بيکاری همينطور ميخوره من که فکر ميکنم چاق شدم.

 

[ 10:48 PM ]





ديروز از ايرنا دو نفر عکاس بابايی و جواهری به همراه پنج نفر خبرنگار برای دو سه ماه اقامت وارد سليمانيه شدند ظاهرا بعد از اينکه ايرنا نتوانسته دفترش در بغداد را فعال کند کردستان را انتخاب کرده است. حداقل خوبی اينکار اينست که تعداد عکاسان و خبرنگاران ايرانی اينجا زياد می شود و من از اين بابت خوشحالم.

 

[ 10:40 PM ]




 


Home | Resume | Photos | Exhibition | Contact | Links  | Prints | Weblog (Persian)

ÿ© 2002 HasanPix.com All Rights Reserved