Hasan Sarbakhshian Photos

Home | Resume | Photos | Exhibition | Contact | Links  | Prints | Weblog (Persian)


Weblog


[ Home ]

[ Links ]

Nafise
Editor: Myself
Me, Myself & Ehsan

[ Archive ]


[ contact ]

 

Saturday, February 22, 2003


در پايان روز وقتی به کافه عکس که توسط عليرضا نيکنژاد يکماه پيش در طبقه ۱- برجهای اسکان باز شده رفتيم و يک



دپش نوش جان کرديم خستگی ناشی از کار روزانه برطرف شد. عليرضا ليسانس عکاسی دارد و کافه عکس را بر اساس علاقه ای که به عکاسی دارد راه اندازی کرده و البته نمايشگاه عکس نيز در محل کافه برپا نموده که فعلا هر دو هفته يکبار عکسها را عوض می کند. او می گفت در آينده ای نزديک سايت کافه عکس را نيز راه اندازی خواهد کرد که البته اين قسمتش بستگی به احسان و محمد رضا دارد چون از کار آنها خيلی خوشش آمده بود ولی خوب بالاخره اساتيد هميشه سرشان شلوغ است. قابل توجه آقايان احسان و محمد رضا!! فقط پور سانت من يادتان نرود!!


 

[ 11:21 PM ]





راستی قرار شد کامران جبرئيلی هم به جمع وبلاگ نويسان اضافه شود و اسم وبلاگش هم کامران باشه.

 

[ 11:13 PM ]





امروز از اون روزهايی بود که سرم حسابی شلوغ بود و شروعش با ديدار آقای رئيس جمهور و آقای البرادی مدير آژانس بين المللی انرژی اتمی آغاز شد بعد از آن همراه کامران جبرئيلی بر اساس قراری که من با خانم شرکت مدير مسئول مجله زنان برای
بررسی نحوه استفاده از عکس در صفحه اول مجله داشتم به آنجا رفتيم.
راستش هم برای من و هم برای کامران جالب بود که دارد يک اتفاقی ميافتد! همين که براساس انتقادی که از روی جلد شماره آخر مجله زنان داشتم آنها اهميت استفاده از عکس را درک کرده و به خاطر آن جلسه ای با حضور پارسانژاد و مهدوی گرافيستهای مجله و سفيری از نويسنده های آن و نيز خود خانم شرکت تشکيل دادند؛ نشان از
تثبيت وضعيت عکاسی هر چند به صورت محدود در برخی نشريات است.
يادش به خير مجله پيام امروز که واقعا تحولی در نحوه استفاده کردن از عکس روی جلد بوجود آورد. در ادامه مصاحبه مطبوعاتی آقای البرادی بود تا ساعت هفت عصر و
چه افتضاهی بود وضعيت ترجمه!!
البته آقای آقازاده رئيس سازمان انرژی اتمی ايران بابت اشکال در کار ترجمه عذرخواهی کردند!! اصلا نمی توانم باور کنم يعنی سازمان به اين مهمی که اسمش مويد آن است
نيز کمبود مترجم داشته باشد واقعا بدتر از اين نمی شد.


 

[ 10:30 PM ]




Friday, February 21, 2003


دانيش عابدی عکاس ايرانی مقيم سوئد عکسهای خود را در سايت کارگاه به نمايش گذاشته است.



عکس از دانيش عابدی

 

[ 7:22 PM ]





در اين صفحه قصد دارم , دنيای اينترنت را به زبان ساده معرفی کنم و برای کاربرانی که خيلی اطلاعات علمی در زمينه اينترنت و کامپيوتر ندارند می نويسم. زيرا Cappuccino مجله اي تخصصي نيست و بازديدكنندگان آن عموما كاربران عادي اينترنت هستند كه اينترنت را به صورت آكادميك نياموخته اند. اينها را محمدرضا فرخی در
Cappuccino نوشته است.


 

[ 7:11 PM ]





jعکسهای نادر داوودی از زمستان سعد آباد را در سايت ايرانيان ببينيد
و عکسهای جهانشاه جاويد در مورد تظاهرات ضد جنگ در آمريکا را در سايت کارگاه!

 

[ 7:05 PM ]





متاسفانه ديگر برای ما شاهد جمع آوری تکه پاره های هواپيماهای روسی بودن به عادت بدل می شود. امروز صبح دوباره به سمت محل سقوط هواپيما رفتيم با کامران و علی.
وضعيت جستجوی اجساد قربانيان سانحه به کندی پيش می رود و علتش بدی شرايط
جوی منطقه است تعداد نيروهای کمکی زياد شده اند و همگی آماده اند تا به محل حادثه بروند ما نيز همراهشان می شويم و تا دامنه کوه می رويم ولی اجازه بالا رفتن به ما
نمی دهند!
بدنه فلزی دوربين حسابی دستانم را کرخ کرده بود و در طول يک ساعت حضور در آنجا سرما و باد حسابی به تنم نشست. بعد از مراجعت به هتل و ارسال عکسها برای برگشتن به تهران عازم فرودگاه شدم اما همه اش صحنه های محل سانحه جلو چشمانم
است و به اين فکر می کنم که آيا باز هم سقوطی ديگر را شاهد خواهم بود؟ خدا کند ديگر اتفاق نيافتد. به فرودگاه که می رسم خيلی شلوغ است چند پرواز همزمان
با هم انجام خواهد شد به نحوی مثل هميشه دقيقه نود وارد شده و کارت پرواز می گيرم اما در تعجبم چرا ۲۰ دقيقه به پرواز مانده کسی از کارکنان به خاطر دير کردم به من اعتراض نمی کند. ساعت از زمان پرواز می گذرد و هنوز همه منتظرند تا نقص فنی هواپيما برطرف شود. تقريبا کمتر کسی معترض تاخير يک ساعتی بود شايد آنها هم معتقد بودند دير رسيدن بهتر از نرسيدن است!!


 

[ 4:32 PM ]




Thursday, February 20, 2003


خوب همين الان هم کامران جبرئيلی و علی خليق وارد کرمان شدند تا فردا برای عکاسی از ادامه جستجوی قربانيان سقوط هواپيما تنها نباشم.

 

[ 8:38 PM ]





راستی هيچ وقت هوس خوردن بستنی در زمستان کرده ايد؟ واقعا بعد از يک شب بی خوابی و کار فشرده عجب مي چسبد يک بستنی آن هم در هتل پارس در کرمان.
حتما اگر کرمان آمديد يه سر به اين هتل بزنيد خيلی عالي است هم از نظر سرويس دهی و هم از نظر کيفيت.

 

[ 8:13 PM ]





وقتی آدم مصاحبه خودش را می خواند ميبيند چقدر زياد حرف زده است.
اين هم از کارهای کاپوچينويي است چرا که وقتی پنج نفر با يک نفر طرف صحبت شوند هر جوری هست آدم بايد حواسش را جمع کند.


 

[ 7:40 PM ]





حتما خبر مربوط به سقوط هواپيما در کرمان را شنيده ايد متاسفانه شنيدن اينجور خبرها مثل تصادفات رانندگی در ايران عادی می شوند و البته ما هم بايد به موقع در محل حاضر باشيم. از وقتی خبر مربوط به سانحه را دريافت کرديم تا امروز صبح حدودا ۱۲ ساعت طول کشيد تا به محل برسيم. راهب ؛ طاهر کناره و من با هم بوديم البته آنها الان در مسير برگشت به تهران هستند ولی من ماندم کرمان. بدی شرايط جوی منطقه و صعب العبور بودن محل حادثه باعث شد تا امروز فقط عکسهای حاشيه ای داشته باشيم.

 

[ 7:25 PM ]




Wednesday, February 19, 2003


ابن عکسها را از آرشيوی بدست آوردم که بنابه همزمانی اتفاقات عراق ديدنشان بعد از يک دهه يا شايد بيشتر خالی از لطف نيست.



ديگر محمد فرنود مثل آن موقع لاغر نيست اين عکس در کردستان عراق احتمالا سال ۱۹۹۱ در اردوگاه آوارگان کرد گرفته شده است و نمی دانم توسط کی!!



اين عکس نيز عراق احتمالا سال ۱۹۹۱ است و فرنود نفر دوم از راست در حال دويدن است و باز نمی دانم عکاسش کی هست البته عکاسان ديگر را نيز نمی شناسم.

 

[ 7:24 PM ]





۱۰ سال پيش در چنين روزی رقيه و من زندگی مشترکمان را آغاز کرديم و همان روز نيز برای ادامه تحصيل او راهی تهران شديم و ماندگار شديم. آخر او از من زرنگتر بود و يک ترم زودتر در دانشگاه قبول شده بود. اما امروز او بهمراه سپهر پسرمان و سحر دخترمان به تبربز رفتند و من باز به خاطر گرفتاری کاری نتوانستم همراهشان باشم. اين هم از سالگرد ازدواجمان.

 

[ 5:01 PM ]




Monday, February 17, 2003


فتوژورناليسم (Photojournalism) ديگر در ايران نمي تواند اوج بگيرد.
پاسخ به پرسش انجمن صنفي عكاسان توسط استاد شکرخواه
واقعا اگر استاد شکرخواه که هميشه در نوع آوری در مطبوعات پيشتاز بودند چه در ارتقای محتوای آنها و چه در شکل ظاهريشان به اين نتيجه برسند ديگر بايد فاتحه مطبوعات ايران را خواند البته من معتقدم عکاسان ما در جهت ارتقا محتوی مطبوعات هم چنين وضعيت عکاسی در مطبوعات سهم خودشان را به خوبی انجام داده و می دهند اينرا نه به خاطر اينکه من نيز عکاسم می گويم بلکه واقعيت اينست که قسمت اصلی کار بعد از عکاسی انتشار در مطبوعات است و اين صاحبان جرايد هستند که بايد سواد بصری خودشان را ارتقا دهند.
اما در مورد قسمتی از نوشته استاد اعلام می کنم هر گونه کمکی که سايت من بتواند در مورد ارتقا وضعيت فتوژورناليسم در ايران انجام دهد آماده همکاری هستم.

 

[ 9:24 PM ]




 


Home | Resume | Photos | Exhibition | Contact | Links  | Prints | Weblog (Persian)

ÿ© 2002 HasanPix.com All Rights Reserved