Hasan Sarbakhshian Photos

Home | Resume | Photos | Exhibition | Contact | Links  | Prints | Weblog (Persian)


Weblog


[ Home ]

[ Links ]

Nafise
Editor: Myself
Me, Myself & Ehsan

[ Archive ]


[ contact ]

 

Saturday, March 29, 2003


پيشروی نيروهای پيشمرگ داخل محدوده تحت کنترل عراقيها بعد از بمباران شديد مواضع
عراق توسط آمريکا امروز نيز از منطقه قوش تپه دنبال شد تا حلقه محاصره صدام روز به روز تنگتر شود.

 

[ 3:28 PM ]




Friday, March 28, 2003


امروز ساعت ۱۰ صبح يک بمب در اربيل منفجر شد ولی خوشبختانه تلفاتی در بر نداشت
البته مقامات رسمی اعلام کردند کار تروريستها بوده است نه عراقيها.

 

[ 8:40 PM ]




Thursday, March 27, 2003


بالاخره بعد از گذشت يک هفته از جنگ و کلی بيخوابی کشيدن امروز نيروهای آمريکايی را گير آوردم و آنها رضايت داده بودند که من عکاسی کنم اونموقع پيشمرگها رضايت نمی دادند!! که بايد اجازه داشته باشی و...
خلاصه خوب که نه ولی چند فريم عکاسی کردم تا حداقل امشب راحت بخوابم!!

 

[ 9:13 PM ]





عکسهای مگنوم از بحران عراق را ببينيد.
Ilkka Uimonen / Magnum Photos

 

[ 11:07 AM ]





عکسهای آ اف پ هم بعد از وقفه بلند مدت به تازگی روی ياهو ديده می شوند و شما هم می توانيد عکسهای بهروز را ببينيد.

 

[ 10:50 AM ]





دم اين احسان گرم واقعا اگه لطف او نباشه فکر نمی کنم بتوانم سايت و وبلاگو همزمان اداره کنم و نکته جلب اينکه اين صفحه اول سايت فعلا با فوتبال حال می کنه تا ببينيم چی ميشه بعدا!!


 

[ 10:46 AM ]





بالاخره چشممان به پرنده های آهنين آمريکايی روشن شد! ساعت ۲ بامداد راه افتاديم به سمت حرير محلی که از چند ماه پيش در حال آماده سازی توسط پيشمرگها و آمريکاييهاست تا بتوانند نيروهای آمريکايي آز آنجا استفاده کنند. حدودا ۶۰ کيلومتر با اربيل فاصله دارد ساعت ۳ بامداد رسيديم و با کمال احترام توسط نيروهای پيشمرگ متوقف شديم البته شانسی که آورديم نزديک باند بوديم حدودا سه کيلومتری باند و خوب مثل هميشه اونها پرسيدن و ما جواب داديم و البته ما هم می پرسيديم ولی اونها جواب
نمی دادند!!! تا حدود ساعت سه و نيم يکدفعه سه فروند هلی کوپتر در آسمان ظاهر شدند ولی خوب پشت سر ما ماشين پيشمرگها بود و البته تاريکی هوا اصلا امکان توقف و عکاسی نمی داد و البته پرنده ها هم کاملا با چراغ های خاموش داشتند فرود
می آمدند. خلاصه بايد ديد در چند روز آينده چه اتفاقی خواهد افتاد!

 

[ 10:36 AM ]




Wednesday, March 26, 2003


راستی عکسهای کامران را ببينيد من که با عکسهاش خيلی حال می کنم.

 

[ 5:31 PM ]





عجب هوايی داره اين کردستان عراق هم اکنون طوفانه نيم ساعت پيش بارونه شديدی می باريد شبها هم سرده اصلا نميشه پيش بينی کرد چه جوری خواهد بود. حالا وقتی آدم مي بينه بعضيها دارن ميرن شمال خودمان حسوديش ميشه!! اما خوب عيده بالاخره بايد خوش بود. خوب سحر من هم عاشق شمال و دريا ست برگردم قول دادم ببرمش شمال.

 

[ 5:22 PM ]





برای اولين و آخرين بار ۱۵ سال پيش که سرباز بودم و اتفاقا يک شب برای نمايش فيلم به پايگاههای کردستان ايران رفته بودم نمی دانم چی شد فرمانده پايگاه از من خوشش نيامد يا چی گفت نيرو کم دارد و بايد تو (من) هم کشيک باشی امشب!!! حالا من که در طول سربازی اصلا اسلحه حمل نکرده بودم به غير از دوران آموزشی مانده بودم چيکار بکنم اگر اتفاقی افتاد!! خلاصه شيفت من شد و برف زمستان کوههای بانه و سکوت وحشتناک حاکم بر فضا حسابی فريزم کرده بود و الان هم وقتی بياد آن موقع مي افتم واقعا سردم می شود. ديشب بعد از سالها باز هم نوبت به من رسيد اما خوب اين بار وضع کاملا عوض شده است حالا برای يک تصوير از نيروهای آمريکايی که قرار است وارد اينجا شوند خودمان با خبرنگاران ديگر کشيک گذاشتيم تا نکند بيخبر باشيم از آمدن آنها!!!
صدای اذان صبح فضا را پر کرده و من ياد آن دو ساعت ۱۵ سال پيشم ولی خوب صدای خروپف يکی از دوستان مرا به خود مي آورد و من در منطقه عنکاوه اربيل که محل باند فرودگاه است در انتظار فرود يک پرنده آهنين!!
نکته جالبی که در مورد مردم ارمني منطقه عنکاوه بايد بگويم اينکه ظاهرا برای آنها اصلا جنگی وجود ندارد و مشغول زندگی عادی خودشانند ولی عجيب از صدام می ترسند بطوري که وقتی برای اجاره خانه به آنها مراجعه مي کرديم اکثر آنها از ترس اينکه ممکن است ورق بازی عوض شود و صدام دوباره برگردد حاضر نبودند منزلشان را به ما اجاره دهند!!
راستی عکس بچه ها را که در حال بازی فوتبال هستند در همين منطقه عکاسی کردم.


 

[ 4:11 PM ]




Tuesday, March 25, 2003


بدينوسيله از تمامی دوستانم که لطف کرده و برايم ميل فرستاده اند و تولدم و همچنين سال نو را تبريک گفته اند تشکر نموده و واقعا شرمنده ام که وقت جوابگويی به تک تک آنهارا ندارم.

 

[ 10:41 AM ]





نيروهای آمريکايی بالاخره خودشان را اينجا آفتابی کردند و ديروز چند نفرشان اينجا کنفرانس خبری داشتند ولی جالب بود چون اعلام کردند هدفشان از حضور در کردستان عراق کمکهای بشردوستانه برای کردها ست و اصلا صحبتی از جنگ نکردند اينجا!!
شب قبل حدود ساعت ۱۲:۳۰ بود که صدای انفجارهای خيلی شديد در کلک شنيده شد و من از خواب پريدم تا ببينم کجا هدف قرار گرفته با اين احتمال که حتما عراقيها حمله
کرده اند جليقه ام را پوشيدم و رفتم بيرون ولی ديدم بمباران شهر موصل بوده که حدودا ۴۷ کيلومتر با ما فاصله دارد.

 

[ 10:41 AM ]






نمی دانم تا حالا مجبور شديد لباسهای کثيفتان را بعد از حمام بپوشيد و اگر بلی چکار کرديد؟! خوب من به شما می گويم! ديروز اينجا رفتم حمام نمره در شهر اربيل و بعد چون لباس تميز نداشتم خوب همانها را البته پشت رو پوشيدم!!!
خوب البته بعدش تمام لباسهای کثيف را دادم به رانندم تا ببرد و يکی آنها را بشويد آخه بعد از اينکه همه از شهرها رفتند ديگر خشکشو ييها هم تعطيل بودند خوب...!

 

[ 10:41 AM ]





خوب ظاهرا علی خليق - رضا معطريان - عباس کوثری و مجيد سعيدی هم آمده اند تا تعداد عکاسان ايرانی حاضر در جنگ بيشر شود. راستی مجيد اگه اين نوشته را ديدی به من ميل بفرست تا بدانم کجايی تا امانتی تو را بدهم!!
بقول نفيسه تا می توانيد عکس بگيريد شما ها که هميشه حسرت نبودن در زمان جنگ هشت ساله را می کشيديد! البته منظور او بيشتر من بودم!!


 

[ 10:40 AM ]





"We Are All Made Of Stars"

Growing in numbers
Growing in speed
Can't fight the future
Can't fight what I see

People they come together
People they fall apart
No one can stop us now
'Cause we are all made of stars

Efforts of lovers
Left in my mind
I sing in the reaches
We'll see what we find

People they come together
People they fall apart
No one can stop us now
'Cause we are all made of stars

Slow slow slow, come come
Someone come come come
Even love is goin' 'round
You can't ignore what is goin' 'round

Slowly rebuilding
I feel it in me
Growing in numbers
Growing in peace

People they come together
People they fall apart
No one can stop us now
'Cause we are all made of stars

اين نوشته را سولين از دهوک برام فرستاده او که الان چهار شب بيشتره که مثل ساير کردها از خانه هاشان به روستا ها پناه برده اند هنوز منتظر بازگشت به شهر هاشان هستند و هر چه جنگ طول می کشد اين اميد بازگشت در آنها کمتر می شود چرا که همه فکر می کردند سه يا چهار روز بيشتر نمی شود ولی الان صحبت از يک ماه يا بيشتر است!!

 

[ 10:40 AM ]




Sunday, March 23, 2003


متاسفانه بالاخره نوبت خبرنگارها هم رسيد...
امروز يک تصوير بردار استراليايي به نام " پل مارين " در منطقه خورمال در نزديکي مقر انصار الاسلام کشته شد. البته هنوز به طور قطعي مشخص نيست ولي اين احتمال ميره که توسط نيروهاي انصار الاسلام کشته شده باشه.
3 خبرنگار ديگر هم در کويت همچنين 2 تا خبرنگار ديگه که هنوز هويت اونا مشخص نشده نيز احتمالا اسير شدند.
خبر مهم ديگه اينکه امروز همچنين 2 تا از سربازهاي عراقي خودشون رو تسليم نيروهاي پيشمرگها کردند.
اميدوارم ديگه از اين خبرها نداشته باشيم!

 

[ 6:11 PM ]




 


Home | Resume | Photos | Exhibition | Contact | Links  | Prints | Weblog (Persian)

ÿ© 2002 HasanPix.com All Rights Reserved