آشنايی من با کاوه
اول بار با نام کاوه گلستان در اواسط سالهای دهه ۶۰ آشنا شدم و آنموقع برای يک به اصطلاح شهرستانی مثل من که در تبريز بودم دوستی با شخصی مثل کاوه همچون رويايی در ذهنم بود و آنزمان جشنواره فيلم و عکس وحدت برای ما در تبريز به مدت يک هفته محلی بود تا با عکاسان بنام ايران آشنا شويم. هنوز يادم هست که از کاوه خواستم تا عکسی به يادگار با هم بگيريم و آنزمان اواخر دهه ۶۰ بود هنوز آن عکس را وقتی ميبينم باورم نمی شود که پانزده سال پيش بود!
سالها طول کشيد و گردش روزگار مرا را نيز به پايتخت کشانيد و با ورود به دانشگاه بيشتر با کاوه آشنا شدم او هميشه مشوق دانشجو ها بود به نحوی که برای آموزش عکاسی از مسائل اجتماعی پيرامون کمک می گرفت و سعی ميکرد تا با آشنا کردن
بچه ها با محيط زندگيشان آنها را علاقه مند به عکاسی مستند نمايد که البته
علاقه مندان عکاسی خبری امثال من هميشه دنبالش بوديم و او هيچوقت خود را از ما دريغ نمی کرد. هر زمانی که به او نياز داشتم با خوشرويی تمام مرا می پذيرفت کافی بود يک تلفن به او بزنم و چند ساعت بعد همديگر را ببينيم. تصورش برايم دشوار بود اما ما با هم دوست شده بوديم و بر خلاف عرف رايج ايران همديگر را با اسم و نه با فاميل صدا می کرديم. هميشه مشوقم بود تا من نيز به عکاسی خبری رو آوردم و ديگر روابط ما صميمی تر شد تا در ادامه با هم در يک خبرگزاری (آسوشيتدپرس) همکار شديم.
او با تجربه و تيز بينی خاصی که از رويدادها و حوادث داشت مرا نيز همچون ديگران با
ريزه کاريهای خبری آشنا می کرد. يکباره تلفن زده و از فلان عکسی که گرفته بودم کلی صحبت می کرد و اين در طول سال بارها تکرار می شد و البته من نياز شديد داشتم تا بدانم کجاهای کارم اشکال دارد ولی او به روش خاص خودش قضيه را مطرح می کرد تا کاملا متوجه ايرادات و نکات قوت بشوم. من به ياد نمی آورم جايی بحث جدی عکس و عکاسی باشد و کاوه نباشد او هميشه پای ثابت مسائل حرفه ای صنفی نيز بود و تشکيل انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ايران نيز با پيگير يهای وی به نتيجه رسيد. در تمام موارد کاری را که به نتيجه می رساند خودش می کشيد کنار تا ديگران بتوانند ادامه دهند و در اين کار هميشه به جوانتر ها ميدان ميداد. خيلی رک بود و اين را در کارهايش نيز ميشد ديد و البته ويژگی کار يک روزنامه نگار و خبرنگار عکاس آزاد به تمام معنی را نيز داشت تا جايی که کار وی خوشايند برخی نبود و بارها برايش مشکل ايجاد کرده بود اما او پا پايداری خود تمامی مصائب را به جان خريد تا نام کاوه واقعا برازنده او باشد .
در چهار سال آخر رابطه ما به دليل شرايط حاکم بر ايران و کشورهای منطقه خيلی به هم نزديک بود و در نوشته های بعدی سعی خواهم کرد به قسمتهايی از آن اشاره کنم.