انجمن عکاسان مطبوعات ايران با انتشار بيانيه ای مواضع خود را نسبت به حوادث اخير اعلام کرد:
مانع تراشی در مسير فعاليت ارباب جرايد
(شما بخوانيد روزنامه نگاران و عکاسان مطبوعات داخلی)
گامی در جهت اثرگذاری بيگانگان است.
اين انجمن ضمن اعلام نگرانی عميق خود از فرجام روند تحولات فعلی و تاکيد بر محوريت قانونمندی و ضرورت پايبندی کليه فعالان سياسی به الزامات عملی منافع ملی ؛ توجه مسئولان را به نقش اطلاع رسانی آزاد و برپايی وفاق ملی ؛ جلب می نمايد و معتقد است در جهانی که به مدد تکنولوژی پيشرفته ؛ محدود سازی اطلاعات امکان پذير نيست؛
هر گونه مانع تراشی و اقدام غير قانونی در مسير فعاليت روزنامه نگاران و عکاسان مطبوعات داخلی از جانب هر نهاد و مقامی ؛ جز سوق دادن افکار عمومی به سمت منابع اطلاع رسانی خارجی نتيجه ديگری در بر ندارد و خواسته يا نا خواسته گامی در جهت تسهيل تاثير گذاری تبليغی بيگانگان بر تحولات داخلی ايران ؛ محسوب می شود.
مطلب فوق را از روز نامه ها نقل کردم و لازم می دانم توجه صادر کنندگان بيانيه فوق را به اين نکته جلب کنم که بر اساس اساسنامه و عنوان انجمن آنها ملزم به رعايت حقوق کليه اعضا هستند که در ميان آنها کسانی هستند که عضو آن انجمن هستند ولی برای رسانه های خارجی کار می کنند اما ايرانی هستند!!
يادم هست زمانی که به اصرار زنده ياد کاوه و دوستان ديگر برای عضويت در هيات مديره آن شرکت کردم و با رای اعضا انتخاب شدم در طول جلسات آن هميشه به عملکرد برخی از اعضا و نتيجه آن که هنوز آثارش را در اين بيانيه می توان ديد معترض بودم و بالاخره هم با شرکت نکردن در جلسات؛ آنها محترمانه از من خواستند تا استعفا کنم چون تعداد غيبتهايم بيش از حد شده بود.
نکته ديگری که بايد توجه دوستان و همکارانم را به آن جلب کنم که البته بر گرفته از قسمتی از بيانيه خود انجمن است اينکه:
(در جهانی که به مدد تکنولوژی پيشرفته ؛ محدود سازی اطلاعات امکان پذير نيست...)
پس اگر در روند رو به رشد اين تکنولوژی اکثر اعضا انجمن با تمايلاتی که برای کار با
رسانه های بين المللی و خارجی دارند آيا در آينده ممکن نيست اين همکاری امکان پذير شود و آيا آن موقع بر اساس مصلحت همين دوستان دوباره بيانيه ای تازه صادر خواهند کرد يا...؟؟
پس بهتر است انجمن صنفی همان صنفی باشد نه سياسی و خطی.