امروز بعد از مدتها بالاخره فرصتی دست داد تا از نمايشگاه عکسی ديدن کنم و من که نتوانسته بودم در مراسمهای افتتاحيه چندين باره تصوير سال شرکت کنم رفتم خانه هنرمندان.
ارائه آثار کاريکاتوريستها و گرافيستها در طبقه اول و در گالری خانه بود و انصافا هم بعضی کارها خيلی عالی بودند.
عکسها تماما در طبقه دوم و بر روی زمين چسبانده شده و در شکل جديدی ارائه شده بودند که تقريبا در ايران برای اولين بار انجام شده است. البته بعضی کارها نيز بر روی ديوار بودند. گذشته از اينکه آيا تصوير سال واقعا مربوط به سال ۱۳۸۱ بود يا نه ؟ لازم به ذکر است برخی کارها مربوط به چندين سال پيش بودند و البته بيش از حد تکراری!
البته جای بسياری از عکاسان نيز در اين مجموعه خالی بود که حالا يا اطلاعی نداشتند و يا عکس نداده بودند من يکی که نمی دانم.
بخشی نيز به کاوه اختصاص داشت که مربوط به کارهای خود کاوه و مراسم خاکسپاری او که عکس جواد از مادر کاوه خيلی عکس خوبی در شروع بخش دوم بود.
بخش مهمی نيز به جنگ عراق اختصاص داشت که حضور چندين عکاس از ايران در پوشش تصويری آن جنگ نکات قابل نوجه نمايشکاه بود که البته بايد به عکسهای عکاسان خارجی که در جنگ عراق نيز حضور داشتند اشاره کنم که عکاسانی نظير جيمز نچوی - جروم دلای - و... در آن جمع شرکت دارند که به نظر عکسهايشان از اينترنت گرفته شده باشند.
درست است اسم اين مجموعه تصوير سال است به نظر من عدم چاپ مرتب تصوير حداقل به صورت چندين ماه يک بار باعث شده است که صمديان به اصرار تمامی کارها را در يک مجموعه جمع کند و خوب کمی هم با عجله.
اين شماره مجله تصوير سال با ۲۵۰۰ ريال و البته با تخفيف ۲۰٪ در نمايشگاه عرضه شده است.
در حين ديدار از نمايشگاه فرنود نيز که با شمخانی قرار داشت رسيد او نيز با شکايت از نحوه برپايی نمايشگاه از بلاتکليفی چند روزه عکسها بر پشت بام و ارائه آنها در اين شکل با گلايه سخن می گفت.
از فرنود پرسيدم تازگی چی کار می کند؟ گفت مشغول چاپ کتاب کارهايش هست که شامل ۲۸ سال عکاسی وی می باشد.