اين عزيز را نشکنيد !
دوربين عزيز است و نهادها و شخصيت ها و شرکتهای خصوصی و دولتی از عکاسان و فيلمبرداران دعوت می کنند که در سفرها و بازديدها و افتتاح ها آنها همراهی کنند و هزينه هواپيما و هتل و ديگر مخارج را نيز عهده دار می شوند ؛ به اميد آنکه بخشی از تصاويری که تهيه می شود در رسانه ها پخش شود.
اما در يک اغتشاش ؛ در گيری و يا تظاهرات اعتراضی ورق بر می گردد و همان عکاسان و فيلمبرداران طوری غريبه و خوار می شوند که هر دو طرف درگيری ؛ آنها را خطرناک
می دانند و در نابودی عکس و فيلم می کوشند.
مگر چه شده است ؟ چرا می ترسند؟
يک عکاس وظيفه دارد لحظه هايی از واقعيت در حال اتفاق را ثبت و برای کسانی که
نديده اند پخش کنند. چرا که اين کار از خود اتفاق در حال رخ دادن وحشتناک تر است؟
در ناآرامی های اخير عکاسی و فيلمبرداری مساوی بود با دست کم نابود شدن دوربين و دست بالا نابودی خود عکاس و فيلمبردار.
به عنوان عکاس که در اين نا آراميها حضور داشتم احساس امنيت نمی کردم هم از جانب دانشجويان با ما برخورد می شد که چرا و برای کجا عکس می گيری و هم از جانب نيروهای انتظامی و غيره...
همه برای راحت تر عمل کردن خودشان می خواهند که دوربين حقيقت ياب در صحنه نباشد تا با آسودگی خيال به اعمال غير منطقی خود بپردازند....
اگر حضور دوربين به رسميت شناخته شود ؛ همه سعی خواهند کرد رفتارشان منطقی باشد...
اين قسمتی از مطلبی است که راهب هماوندی در صفحه ۲۸ روزنامه همشهری
سه شنبه ۲۴ تيرماه نوشته است.