Hasan Sarbakhshian Photos

Home | Resume | Photos | Exhibition | Contact | Links  | Prints | Weblog (Persian)


Weblog


[ Home ]

[ Links ]

Nafise
Editor: Myself
Me, Myself & Ehsan

[ Categories ]

Athens
Daily

[ Archive ]

May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003

[ contact ]

 
« | صفحه اول | »

سه شنبه 10 شهریورماه 1383


اگر پليس عراق حسن قائدی را دستگير کرده است مقصر کيست؟!
آيا آنان که مسوليت فرستادن او را به عراق بر عهده داشتند با اطلاع از شرايط و اوضاع آنجا اينکار را انجام داده اند؟ اگر جواب مثبت است که نبايد اينکار را می کردند چرا که بعد از اتفاقات چند ماه گذشته در شهرهای مذهبی عراق به شدت کار خبرنگاران و بخصوص عکاسان در آنجا با محدوديت جدی روبروست خصوصا بعد از دستگيری خبرنگاران ايرنا در بغداد و پر واضح است تنها دليل موجود يعنی ايرانی بودن وی کافی بود تا وی نيز دستگير شود.و اگر هم نمی دانستند که وضعيت چگونه است که جای تاسف دارد!
اما ممکن است بگويند وی با اصرار شخص خود رفته است که اين نيز پذيرفتنی نيست چون وی اکنون به عنوان عکاس خبرگزاری فارس در آنجا دستگير شده است و آنچنان که در خبر ها آمده است به دليل نداشتن مجوز عکاسی از دولت عراق دستگير شده است. صد البته خبرگزاری نياز به حفظ سلامتی جان او دارد چرا که در چنين شرايطی می تواند از عکسهای او بهره مند شود.
اما سخني هم با حسن عزيز
اينکه کسی بتواند در اتفاقات مهم خبری حضوری بموقع داشته باشد و بخصوص برای عکاس خبری بسيار مهم است اما شرط اصلی برای چنين کاری ابتدا حفظ سلامتی خويش در مواقع خطر است چرا که در غير اينصورت کاری نيز انجام نخواهد شد.



 

[ 11:27 PM ]

Comments

نه كسي مياد نه كسي ميره"خيلي بد جوريه....حسن با تمام صحبت هاي بالا اونور فعلا گرفتاره...و فكر كنم به جز چند نفر بيشتر- كسي ندونه اون الان داره چي ميكشه...ابنجا مديران هم قهقهه ميزنند به اين استدلال كه ما كسي را معروف كرده ايم و يك عكاس شهرستاني تونسته به وسيله ي ما معروف بشه....هر چند كه دوستانش هم !!!!!قهقهه سر دادند و بعضي ها هم حسرت.....

Posted by: mohammad kheirkhah at September 1, 2004 03:21 AM

خیلی خیلی متاسفم.شاید یک جور راه معروف شدن باشه ولی قطعا بدترین راهشه!

Posted by: یلدا at September 1, 2004 03:47 PM

سلام. لذت بردم. ممنون

Posted by: شاهد at September 1, 2004 06:59 PM

اميدوارم هرچي و با هر استدالالي كه هست ختم به خير بشه .... آمين

Posted by: مهدي at September 1, 2004 07:27 PM

عكسها فوق العاده بود، منم مرسي :)

Posted by: K1 at September 1, 2004 09:08 PM

سلام استاد.
خانه از پاي بست ويران است


Posted by: حميدرضا at September 3, 2004 04:37 PM

اولا در مورد عكاس خبرگزاري فارس.......... من شديدا تاسف مي خورم از اينكه چرا وضعي بوجود اومده كه ايراني بودن در دنيا داره يواش يواش جرم محسوب ميشه............ ديگه چه برسه در كشور بحران زده اي مثل عراق.. اون هم عكاس يه خبرگزاري ايراني ......... من از صميم قلبم آرزو مي كنم كه اين هموطن (نه تنها خبرنگار!) هر چه سريعتر آزاد بشه .......... ثانيا در مورد عكساتون....... اميدوارم روز بروز موفق تر باشين و عكسهاي بيادماندني بيشتري بگيريد........ خيلي كنجكاوم كه عكس خودتون رو هم ببينم.. اما متاسفانه هر چه گشتم .... پيدا نكردم!

Posted by: Mr.Boss at September 4, 2004 06:25 AM

يلدا خانم اگر براي آقا مهدي عزيزتان اتفاقي بيافتد همين حرف را مي زنيد.واقعا خجالت آور است.شما مي توانيد حاصل كار حسن قائدي را ببينيد او را مي شناسيد مثل آقا مهدي شما بچه شهرستانه اونم تو خبرگزاري كار ميكنه مثل همسر دلبندتان در ايسنا يك مقدار در نوشتن ونظر دادن تامل كنيد
البته اگر براي آقا مهدي اين اتفاق مي افتاد شما حتما استفاده بيشتر مي برديد راهپيمائي مي كرديد سايت ايجاد مي كرديد.تحصن مي كرديد و خيلي كارهاي ديگر... شما عكاس هستيد افغانستان رفتيد(البته لب مرز)عراق رفتيد و خيلي فعال هستيد.اگر براي شما اتفاق بيفتد (آقا مهدي بماند) ما بايد سكوت كنيم وبگيم كه يلدا خانم براي معروفيتش هزينه كرده.واقعا تاسف بار است اينگونه رفتار بيشتر خجالت بكشيد و ان دور بين كه دست شماست قداست دارد حرمت دوربين را نگهداريد

Posted by: akkassan at September 7, 2004 10:27 AM

خیلی با مزه است .یه عده هستن که هر اتفاقی می افتد به من فحش می دهند.!!!! جنگ عراق و امریکا می شود! جلوی سفارت تظاهرات می شود! حسن را می گیرند! دوست عزیز چرا تحمل نمی کنید هر کس حرفش را بزند؟ خب بابا نظر من اینه! مگه همه باید مثل هم فکر کنند؟ به هر حال خیلی با مزه این! کم کم داره از کسانیکه بهم فحش می دهند خوشم می اد!

Posted by: یلدا at September 7, 2004 12:29 PM

استاد شما با اين يال كوپال ,حرف حديث, چرا عكس خوب از المپيك نداريد؟

Posted by: mohsen at September 7, 2004 05:42 PM

يلدا خانم سلام
كي به شما فحش داده ياد آوري بوده و هشدار كه شما متاسفانه توي جمع عكاسان فعاليت ميكنيد.مواظب رفتار ها و ياداشتهايتان باشيد. شما تاسف خورديد نمي دونم از گرفتاري يك عكاس يا فعاليت يك عكاس به هر حال از يادداشت شما تاسف خوردم كه اينگونه با موضوع قائدي بر خورد كرديد و بايد تاسف خورد از عكاس بودن شما. حيف كه دوربين در دست شماست و اخلاق حرفه اي گري نداريد و هيچ تعصبي نسبت به ايزار و همكارانتان نداريد................................ دير نشده توبه كنيد از حرفي كه زده ايد البته بهتر است شما عكاسي را كنار بگذاريد و به خانه داري بپردازيد فكر كنم توي اين زمينه موفق تر باشيد.

Posted by: عکاسی که به شما فحش نداده at September 7, 2004 05:57 PM

جناب سربخشیان سری به Emailتان بزنید، ظاهرا پر شده است و نامه‌ای که من برای شما فرستاده بودم پس زد. لطف کرده آن را خالی کنید.

Posted by: مسعود at September 8, 2004 12:05 AM

فکر می کنم همیشه راجع به ادمهای تاثیر گذار بحث و جدل مس شود.دوستان گمنامی که حتی جرات اعلام وجود و نام ندارند را نه کار مهم خانه داری که امر شایسته شان فعلگی مناسب است.راستی اگر شهامت دارید خود را معرفی کنید.

Posted by: یلدا at September 8, 2004 12:43 AM

انشا الله كه هرچه زودتر آزاد بشه و صحيح وسالم به ايران برگرده

Posted by: ازامروز at September 10, 2004 10:47 PM

يلدا خانم
خجالت بكش

Posted by: reza at September 12, 2004 11:02 PM

بابا این یلدا معیری واقعا احمق ترین کسیه که تا حالا دیدم چون جدا فکر میکنه گوهیه....

Posted by: razieh at September 12, 2004 11:07 PM

khanome moayeri
vaghen barayetan moteasefam ke hata be dostanne nazdeketan ham tohen mikonid bayad az aghaye ghayei mazerat khahi konid.
vaghen vojode amsale shoma dar jameye akasi maye abero rezi ast,in ham az bad shansihaye akasi Iran ast ke amsale to dar an mashghol be kar hastan.

Posted by: katayon at September 12, 2004 11:09 PM

میشه راجع به آدم بحث کنیم ...این یلدا را عکسهاشو دیدم.........

Posted by: gicre at September 12, 2004 11:09 PM

واقعا متاسف باید بود برای ما که خود را بالاتر از دیگران می دانیم و به جای اینکه بخواهیم حتی یک کلمه چیز از هم یاد بگیریم این گونه با هم هستیم..استاد سن قوربان!به روز کن فدات شم تا دعوا نشده...این مشکل کسای دیگه است که نمیدونم چرا اینجا دارند حلش می کنند...ساق ال سن.

Posted by: mohammad kheirkhah at September 12, 2004 11:33 PM

با استاد چیکار دارین.........همه داریم مسائلمون را حل میکنیم.آقای خیرخواه ....چه اسمتون بهتون میاد.

Posted by: ostad at September 13, 2004 01:42 AM

سلام اقای سربخشیان. چرا مدتی است که وبلاگ شما به روز نمیشود . انشاالله که شما و خانواده سلامت هستید.مهرنگار

Posted by: مهرنگار at September 13, 2004 01:33 PM

سلام یلدا. در ابتدا خودم رامعرفی میکنم من مهرنگار هستم . ما در جلسه آژانس عکس ایران همدیگر را دیدم و من قبل از آن در وبلاگتان برایتان چند بار نوشتم و شما یک میل با نهایت ذوق برای من فرستادید.
باید بگویم که خیلی بد به دوستانتان توهین میکنید. در وبلاگتان از شما دعوت کردم به دیدن یکی از استادان من بروید و نوشته هایتان را برایش ببرید چون نوشته شما درمورد دوست قبلی تا ن خیلی بچه گانه بود اما شما نخواستید چون فکر میکنید که کارتان عالیست .
و حالا داستان ملایکه که در سایت قابیل نوشته اید واقعا افتضاح است . آیا واقعا" شما میتوانید این نوشته را داستان بنامید و خود را نویسنده . ( نمیدانم چند نفر داستان شما را خوانده اند و با من هم نظر هستند)
عکاسی کردن و ادبیات و همینطور دیدن فیلم های مطرح دنیا در راستای همدیگر هستند نه برای مورد دیگری .
به هرحال من حاضر به بحث با شما هستم . میل مرا هم دارید .
ما باید قدر همدیگر را بدانیم و مراقب دوستان عکاس و هنرمند خود باشیم اگر کاوه گلستان . کاوه گلستان شد در درجه اول بخاطر برخوردهای دوستانه اش بود نه بخاطر عکسهایش .
از آقای سربخشیان هم عذر تقصیرمیکنم . با احترام مهرنگار

Posted by: مهرنگار at September 13, 2004 01:49 PM

مهرنگار جان کاملا با حرفت موافقم.اگر چند نقد درست روی کارها بشود هر کسی هر عکس مزخرفی که گرفت را در سایت ها قرار نمیدهد......حالا با آشنا بازی روی دیوار میبرند و همه ما شاهد هستیم.نمونه اش همین یلدا.ولی خوب همه چشم داریم و میبینیم ....اون از عکسهای بسیار بدی که در وبلاگش میگذاشت و فکر کنم آقای تهرانی هم به ستوه امد و به قولی دودره کردش و نگذاشتند که آدم آماتوری مثل یلدا که فقط با عراق و افانستان رفتن کمی شلوغ کرد آبروی سایت مهمی مثل کارگاه را هم ببره.ما همه چشم داریم و میبینیم........تمام.

Posted by: mana at September 13, 2004 02:58 PM

سلام
نميدونم چرا بعضي از دوستان علاقه دارن با اسمي مستعار كه گاهي اوقات باعث تغيير جنسيتشون هم ميشه نظرشون رو اعلام كنن يا توهين كنن قبل از هر چيز بايد بگم حتي اگه حرف يلدا اشتباه باشه كه نيست (با دليل ميگم) من اون رو بيشتر از اونهايي كه فقط و فقط فحاشي و تخريب بلدن قبول دارم چون با اسم كامل خودش حرفش و ميزنه و اين فحاشي ها رو هم ميشنوه.
كاش اونيكه با اسم مستعار و از طرف عكاسان مطلب مينويسه به اين فكر كنه كه با اين كار اون شخص به حريم همكارهاي خودش رو شكسته و حرفي رو كه عكاسان ديگه نميخواستن بگن رو به اونها نسبت ميده.
آخه شما عزيز من يه عكاسي نه جامعه’ عكاسي ايران!
حالا از دوستاني كه اين سريال رو دنبال ميكنن دعوت ميكنم يه بار ديگه يادداشتهاي يلدا و ديگر دوستان رو بخونن .
با انصاف باشين كدوم توهين آميزتره؟؟
نميدونم اون مطلب چي بود كه خود حسن قائدي ناراحت نشده (يا اگه شده توهين نكرده)اونوقت دوستان داغ كردن و فرصت رو واسه توهين كردن فراهم ديدن و يا علي! در عرض 7 دقيقه 4 تا كامنت با اسمهاي مختلف .
عجب هماهنگي يي!!!!؟؟
يه صحبتي هم با خانم مهرنگار
شما كه در يادداشتتان اشاره به دوستيتان با يلدا كرديد
بهتر نبود اينگونه مطالب را در همان وبلاگ مينوشتيد يا ايميل به يلدا ميزديد تا دست آويز دوستاني كه به جاي عكاس علاقمندند تخريب چي باشند واقع نشود؟
راستي شايد بگيد من اشتباه ميكنم و هر كامنت(كامنتهايي كه جوابيه’ يلداست) واسه يك شخص حقيقي با همون اسم و ادرس باشه من همه’ اونها رو يه شب شام مهمون ميكنم.
به اميد ديدار
دارم به شعر سهراب فكر ميكنم كه گفته:
كاشكي اين مردم
دانه هاي دلشان پيدا بود
..........
حالا ما كجاييم كه دنبال اسم دوستامونيم چه برسه به دل مردم

مهدي قاسمي

Posted by: مهدي قاسمي at September 13, 2004 05:17 PM



 


Home | Resume | Photos | Exhibition | Contact | Links  | Prints | Weblog (Persian)

© 2002 HasanPix.com All Rights Reserved