برف
برف
يه وقتي رفته بودم اصفهان خونه يه نفر با چشمای درشت کشيده که مدام برق می زد و نم اشک را می شد در چشماش ديد. روی پتوی کهنه ای نشسته بود. اتاقش هم فکر می کنم چهار پنج متر بيشتر نبود. اسمش آقای شفيعی بود. گفت: ( آقای نورانی من اينجا روی پوست توی خونه خودم نشسته ام هيچ کس نمی تونه به من بگه پا شو برو اون طرف بشين يا اين طرف نشين). گفت: (پسرم صندلی اگه ارج و قربی داشت که انسان سرش را می ذاشت روی صندلی همين که ما تحت شون را می ذارن روی صندلی پيداست اعتباری نداره. اصلا انسان اول بايدبشه ما تحت يعنی تحت امر. دست بر سينه نزد امير - تا اون رفت - بهش صندلی تعارف کنن هر وقت هم نخواستن يا نپسنديدن صندلی را بر مي دارن يا از زيرش مي کشن).
مطلب بالا پشت جلد رمان جديد عطا الله مهاجرانی با عنوان برف است که اخيرا توسط انتشارات اميد ايرانيان منتشر شده است. ويراستاري اين کتاب را همسر وی جميله کديور بعهده داشته و با قيمت ۱۸۰۰ تومان عرضه شده است.