شهرى كه هنوز تنهاست
رضا جلالى: گاهى همزمانى چند اتفاق با يكديگر موجى از حس هاى نامتناهى را در يادها و خاطره ها زنده مى كند. سال پيش در همين روزها صبح آدينه اى هنگامه طلوع، شهر بم همراه با دل و جان مردم و ارگ دست نيافتنى اش آن چنان لرزيد كه حتى جهان نيز از تبعات آن بى نصيب نماند. بيش از ۸۰ هزار شهروند ايرانى در كنار ارگشان به خاك آرميدند، مرگى دردناك اما اسطوره اى آنها با نماد شهرشان رفتند تا براى هميشه جاى خالى خود را به حسرت براى بازماندگان باقى بگذارند...