عکاسان جنگ و واقعيتها

ديروز و در سالن اسوه با تجليل از شهيدان، جانبازان و عكاسان جنگ، مراسم گراميداشت عكاسان عمليات بيتالمقدس برگزار شد و بسياری از عکاسان جنگ که در ساليان نه چندان دور با هم در سنگرهای جبهه نبرد بودند يکبار ديگر دور هم جمع شده بودند تا خاطره آنروزها را زنده کنند و برای من غنيمتی بود تا با چندين نفر از اين افراد که اصلا تا ديروز نديده بودمشان آشنا شوم. نمايشگاهی هم از عکسهای عکاسان آنروزها به نمايش در آمده بود که در ميان آنها ديد خلاق و شجاع خالق اثر کاملا به چشم می خورد که در اين ميان عکسهای رسول ملا قلی پور - محمد حسين حيدری - شهيد گودرزی - امير علي جواديان - سعيد صادقی - محسن راستانی - محمد صياد - محسن شانديز - محمد فرنود - علي فريدونی - بهرام محمديفر و چندين عکاس ديگر کاملا از بقيه جدا بودند و نشان از ظرفيت رشد اين عکاسان در سالهای آتی داشت. اما جای فردي در آن جمع خالي بود که بسياري از اين عکاسان بارها بر تاثير وی در رشد مراحل کاری و ديدشان اذعان داشتند و او کسی جز کاوه گلستان نبود که متاسفانه در آن جمع ابدا اسمی از وی برده نشد انگار با پاک کردن صورت مسله می خواهند تاريخ را دستکاری کنند! براستي چه چيزی را می خواهيم بدست آوريم؟ يادمان نرود اگر جايی نياز به اين افراد باشد همانند ياد کردن کاوه از شهيد جانبزرگی در مصاحبه با رضا برجی که در شهر سليمانيه عراق صورت گرفته است مجاز نيستيم فقط يک بعدي به قضيه نگاه کنيم. برای من جالبتر اين بود که فردی که نشناختمش در هنگام ترک سالن با لحنی تند به نوشته روزنامه کيهان اشاره می کرد که عليه کاوه نوشته شده بود و با تکيه بر همين مطلب وی را محکوم الدم می شناخت!
خبر ايسنا