عکسهای کامران عدل از تهران
در شماره ۲۷ مجله اينترنتی معماری که توسط وی منتشر میشود عکسهايی از محلهی چاله میدان - مهرآباد و خانه تفضلی به همراه متن فارسی و انگليسی در دسترس
علاقه مندان می باشد.

عدل می نويسد:شاید خبر داشته باشد كه در سالهای 1364 تا 1368، من بهخاطر دویستمین ساگرد انتخاب شهر تهران بهپایتختی، نزدیك به6000 اسلاید از تهرن گرفتم كه در كتابی آنها منتشر كنم...
عكسهای محلهی چاله میدان را، در حدود 1364 گرفتم. در آن سال، بهعلت وقوع انقلاب و جنگ و همچنین مسایل اختلافات موروثی، عدهی زیادی از اهالی، محله را ترك كرده بودند و خانهها آهسته آهسته بهویرانه تبدیل میشدند...
.... باز هم متأسفانه، از آنجا كه ما ایرانیان، زیاد اهل نوشتن و خواندن نیسستیم، در مورد محلهی چاله میدان، هیچ سندی را نیافتم. فقط همین دو متن كه در زیر میآید موجود بود.
كتاب طهران عهد ناصری نوشتهی ناصر نجمی صفحه 37.
چال میدان و چال حصار
""نكته جالب كه در اینجا گفتنی است این است كه دو محلهای كه بهنام چال میدان و چال حصار معروف گردید بهاین علت بهوجود آمد كه برای ساختن برجها و حصارهای شهر از این دو محل شروع بهخاكبرداری كردند تا خاكهای آن را بهمصرف ساختن برجها و باروهای شهر برسانند و در نتیجه این خاكبرداری و گود شدن زمینها چالههایی بهوجود آمد كه محلات نزدیك آن را چال میدان و چال حصار نامیدند. چال حصار در محلهی سنگلج در اطراف گذر مستوفی بوده است...

11 kgs of luggage? Must be Tabriz.
در متن فرودگاه مهرآباد مي خوانيم:
برگردیم بهسال 1325، كه شاید اولین خاطراتی را كه از رفت و آمدن مسافران دارم از آن زمان است. 50 سال قبل، جریان رفتن و آمدن مسافران از این قرار بود كه، وقتی مسافری میخواست از تبریز (یا از هر شهر دیگری) بهتهران بیاید، از مدتها قبل، طی نامههایی، تاریخ حركت ورود خود را اعلام میكرد. یكی دو سه روز قبل از حركت نیز، یا بهوسیلهی تلگراف و یا آن كه اگر وضعش خوب بود با تلهفون (البته از طریق تلهفونخانه) روز حركت و وسیلهی خود را اعلام میكرد. از آنجا كه در آن دوران، جادهها آسفالت نبودند و خاكی بودند، این مسافت را طی 2 روز میپیمودند....
....در این مدت، كسی بهخودش زحمت نداده است كه در بارهی فرودگاه مهرآباد چیزی بنویسد و آرشیوی درست كند. نه در ایران ار و نه در سازمان هواپیمایی كشوری كه، هرچه باشد، اداره كننده و مصرف كنندهی اصلی آن هستند، هیج كس اطلاعی از سال ایجاد و ساخت آن نداشت...

Study presently converted into a bedroom
و در متن عکسهای مربوط به خانه تفضلی می خوانيم:
یكی دو سال پیش، وقتی از خانهی آقای رفیع زاده كه بهتوسط معمار معروف ارمنی، ماركار ساخته شدهاست عكاسی میكردم؛ آقای رفیع زاده كه علاقهی زیادی بهمعماری دارد، بهمن آدرس خانهای را داد كه در خیابان تخت جمشید سابق و طالقانی امروزی قرار دارد. ایشان از من خواست كه از آن خانه كه بهتوسط مهندس وارتان ساخته شده است، نیز عكاسی كنم و آن را معرفی نمایم. در این مدت، دفعات زیادی از جلوی این ساختمان گذشتم و نمیدانستم كه با چه رویی بروم و در خانه را بزنم و بهآنها بگویم كه آمدهام از خانهشان عكاسی كنم (در حالی كه میدانید ما عكاسها جهقدر پر رو و وقیح هستیم). بالاخره، یك روزی كه از جلوی آن میگذشتم، دیدم كه آقایی دارد وارد آن میشود. جلو رفتم و بهایشان گفتم كه: ببخشید آقا، من كامران عدل هستم... آن آقا مجال نداد كه من حرفم را تمام كنم و گفت، بله آقای عدل من شما را میشناسم. من هم فریدون تفضلی هستم و معمار هستم....