برای پست امروز بهتر از اين چند خط چيزی نيافتم.
دو سه ماهی بود متن شعر زير را برای وبلاگم انتخاب کرده بودم
اما منتظر بودم تا وقتش برسد
اکنون زودتر از موعد آنهم نه چندان زود
زمانی که شاعرش برای هميشه رفت
از خواب چهل ساله خود پا شده ام
گم بوده ام و دوباره پيدا شده ام
ای حس شکوهمند غمگين و شگفت
امروز چقدر با تو زيبا شده ام
قيصر امين پور
مرگ
ما در تمام عمر تو را در نمی يابيم
اما تو ناگهان همه را در می يابی.