اي قوم به حج رفته کجاييد کجاييد معشوق همينجاست بياييد بياييد

اين روزها نوشتن برايم سخت است نه از آن رو که فرصتی نباشد که اينجا تا دلتان بخواهد می توانيد با خودتان خلوت کنيد و بنگريد به آنچه بوديد و آنچه می خواهيد باشيد.
می توان از تجربه سفر نوشت
می توان از آنچه ديگران نمی بينند و در طلب ديدارش هستند نوشت
يا مي توان از اينکه برای اولين بار در اطراف مسجد الحرام امکان دسترسی به اينترنت
از طريق وايرلس برای زايران خانه خدا محياست نوشت! و اين در شرايطی است که هر زايری که لپ تاپ همراهش باشد بايد ابتدا در فرودگاه مورد بازرسی مضاعف قرار گرفته و اطلاعات لپ تاپش مورد تاييد قرار گيرد!
يا ممکن است برايتان جالب باشد که در عربستان حتی يک سينما هم وجود ندارد!
عکسی که برای اين مطلب گذاشتم از بالای برجی گرفتم که مشرف بر خانه خداست و مالکيت آن و شش برج ديگر کنارش با خانواده بن لادن است.
از سختی عکاسي در اينجا هم البته مي توان نوشت....
اما اينکه امکان اين سفر برای خود من نيز کمی غير قابل انتظار بود هر چند در سالهای تجربه کاريم ياد گرفتم هميشه در انتظار غير منتظره ها باشم. اينبار اما کمي متفاوت است با دفعات قبلی.
اکنون در راه شروع اعمال حج راهي عرفات هستم و تا چند روز ديگر شايد برايتان نوشتم از انچه مي بينم. باشد آنان که دلشان اينجاست خدا قسمتشان کند.
اينجا همه به دنبال او هستند که در همه جا می توانند بيابندش.

روزنامه گاردين عکس بالا را در دو صفحه کامل به چاپ رساند و من به اين فکر مي کنم که آيا روزنامه ای در ايران جرات اينکار را دارد!؟