وروديه نفري ۱۰۰۰ تومان بدين در ضمن دوربين عکاسي هم ممنوعه آوردنش تو گورستان!
اينها را پوريا که به قول خودش (محرم حضرت پير) است گفت و خواست در را ببندد!
گفتم خوب ما دو دقيقه بيشتر نمی ايستيم سريع می آييم! گفت: نه!
همين موقع يک آقای ميان سالی از فرصت استفاده کرد و سريع وارد شد
پسر جوان بدنبالش دويد تا نگذارد داخل شود.
اما مرد ميانسال رفت داخل
ما در صدد راضی کردن پسر جوان و اصرار از او که دوربينها را داخل اتومبيل بگذاريد و بياييد
خلاصه من راضيش کردم که داخل کوله پشتی می گذاريم و کنار فنس
گفت مسوليت نمی پذيرد!
تازه پشت ساختمان که رسيديم ديديم مرد ميانسال پشت فنسها منتظر است تا داخل برود اما پوريا اولتيماتوم داد که امکان ندارد او را راه دهد!
خلاصه بعد ربع ساعت کلنجار رفتن با وی حاضر شد قفل فنس را باز کند
اما اول وروديه را گرفت!
همينجور تمام کليدها را داخل قفل می کرد تا بالاخره يکی قفل خراب را باز کند!
و من کم مانده بود تا گوشش را نوازش دهم تا اينقدر بی ادب با مراجعين برخورد نکند.
اما خوب روز تولد که نبايد عصبانی شد
خلاصه داخل می شويم و بر سر جايگيری کوله پشتي حاوی دوربين توافق می کنيم تا در ديدمان باشد.
پير زن امروز ۷۴ ساله شد اما سرم را که می چرخانم او را ۲۸ ساله يافته و در کنارم می بينم خوش به حالش که عکس آخری که ازش باقيست همان سن دور و بر ۲۸ تا ۳۰ سال را نشان می دهد.
اينجا گورستان ظهيرالدوله در شمال تهران است که آرامگاه بسياری از مشاهير همچو ملک الشعرا بهار و فروغ فرخزاد است که امروز تولدش بود!