تمام شب بر سر جنازه خود بودم
دیشب خواب دیدم لباس مرتبی پوشیده ام و داخل قبر هستم و کسانی که برای دفن من آمده بودند آن بالا ایستاده اند
و من بی حوصله منتظر بودم تا کارشان را تمام کنند و بروند اما نمی دانستم چرا کشش می دهند آخر سر با بی حوصله گی آمدم بیرون و از یکا یکشان پرسیدم چرا نمی روند پی کارشان...
برگشتم داخل قبر و معمولا همانطور که عادت دارم به پهلوی راست خوابیدم اما از تنگی جا در عذاب بودم!