// Photojournalist

Weblog

First Page

Categories

Athens
Daily

Archives

May 2012
February 2012
January 2012
August 2010
July 2010
June 2010
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003

Links

موسسه مهر ايرانيان
احسانلاین
یونس شکرخواه
کاوه گلستان
نصرالله کسراييان
جهانگير رزمی
حسن نمک دوست
کاوه کاظمی
آلفرد يعقوب زاده
کارن فيروز
آينا
joshua prager
پسرم
رامين طلايي
سایت عکاسی
سایت کارگاه
گروه عکاسی فانوس
مجله عکاسی خلاق
عکاسان قزوين
طوسي
TEHRAN24.COM
دوربين دات نت
محمد خيرخواه
مجيد محرابي
اسماعيل عباسي
خط خطي
حسين فاطمي
محمد تاجيک
ايمان بشری
جوادمنتظری
street photography
مهرانه آتشی
ايرج مهرگان
نفيسه
زهره سليمانی
منصور نصيری
ميلاد پيامی
فرشته جعفری
آرش آشوري نيا
علی خليق
ساتيار امامی
سينا جعفريه
حامد - گوهر
نوشين نجفی
حميد صادقی
بابک بردبار
عکاس ها به بهشت نمی روند
داريوش کيانی

hadipix.com
کاوه بغدادچی
محمد توکلی
حسن بردال
www.vx400.com
خبرگزاری AP
خبرگزاری رویتر
ا اف پی
بی بی سي
انجمن عكاسان مطبوعات ايران
ايرنا
خبرگزاري ميراث فرهنگی
خانه هنرمندان ایران
ايسنا

زنان
بخارا
کتاب هفته
انجمن عکاسان بحران
وحيد پور استاد
اکبر منتجبی
حامد فرمند
حسن بنانج
سهام الدين بورقانی
هادی حيدری
هفته نامه کاپوچینو
Editor: Myself
مازیار ناظمی
shanbeh
پرستو دوکوهکی
فرزانه ابراهيم زاده
چرک نويس
مصطفی قوانلو قاجار

جواد دليری
آزاده محمد حسين
آزاده بهشتی
کوروش ضيابری
« January 2003 | Main | March 2003 »
پنجشنبه 8 اسفندماه 1381
اما هر سال نهم اسفند

اما هر سال نهم اسفند داغی در دلم تازه می شود و ديگر هيچ زمانی فراموشم نخواهد شد فردا دومين سالگرد از دست دادن پدرم است کسی که من هر چه دارم مديون اوست
چرا که معتقدم عليرغم تمام موقعيتهای زندگی که برای هر کسی پيش مي آيد شخصيت وی تا حد بسياری از والدينش تاثير می گيرد. از خداوند متعال می خواهم تا وی را بيامرزد.


پنجشنبه 8 اسفندماه 1381
حدود ۵۰۰ خبرنگاران خارجی برای

حدود ۵۰۰ خبرنگاران خارجی برای پوشش خبری بحران عراق توانسته اند به کردستان عراق وارد شوند و تعداد بيش از ۴۰۰ نفر که در انتظار ويزای ايران هستند تا از طريق ايران به آنجا بروند حالا اضافه کنيد ۳۰۰ نفری را هم که ديروز به اتفاق نماينده آمريکا از خاک ترکيه وارد کردستان شده اند. چه خبره؟! خوب همه می دانند که شمارش معکوس آغاز جنگ شروع شده است.


پنجشنبه 8 اسفندماه 1381
سولين که دانشجوی زبان انگليسی

سولين که دانشجوی زبان انگليسی در شهر دهوک کردستان عراق است عقيده دارد:
هر اتفاقی که بيافتد ارزشش را دارد که مردم از شر صدام راحت شوند حتی اگر با آوارگی و بمباران شيميايی نيز همراه باشد!
حالا آنهايی که علاقه مند پيگيريی اتفاقات عراق از طريق وبلاگم هستند می توانند از روز شنبه هر روز يه سری اينجا بزنند چون من شنبه به کردستان عراق ميروم.


پنجشنبه 8 اسفندماه 1381
ديروز بعد از يکماه و

ديروز بعد از يکماه و نيم تاخير کنفرانس گروههای معارض عراقی در شمال کردستان و با حضورهمه گروهها و همچنين زلمی خليل زاد نماينده جرج بوش برگزار شد و قرار است امروز و فردا نيز ادامه داشته باشد. اهميت اين کنفرانس بيش از هر چيزی شايد در اين باشد که برای اولين بار بعد از ده سال تمامی گروههای مخالف صدام در داخل عراق دور هم جمع شده اند تا برای آينده بعد از صدام تصميم بگيرند. عکسهای وحيد و کارن را از کنفرانس ببينيد.


دوشنبه 5 اسفندماه 1381
از امروز کار رقابت انتخابات

از امروز کار رقابت انتخابات شوراها جدی شد و شروع آن هم از مصاحبه مطبوعاتی کانديداهای نهضت آزادی بود. تا روز پنجشنبه بايد تمام شهر پر از تبليغات شود راستی می تونيد ۳ روز ديگه ببينين چی به سر در و ديوار شهر مياد. ولی بعضی از تبليغاتها هم انصافا تر و تميزند مثل اين!!

حالا دو روزه ما تبليغ يکی رو می کنيم حالا ببينيم اگه انتخاب شد سهم ما چی ميشه!!


یکشنبه 4 اسفندماه 1381
واقعا کارهای عجيبی می کنن

واقعا کارهای عجيبی می کنن بعضيها!
مثلا يکيش همين کسهايی که بجای عکس از کاريکاتور برای تبليغات انتخابات شوراها استفاده می کنند. خوب بابا کسی نيست به اينها بگه آخه چرا پا تو کفش عکاسها
می کنين و ما رو از نون خوردن ميندازين!!

حالا خودمونيم اگه هم رای بيارن فکر کنم علتش همين خبر وبلاگه من باشه.


شنبه 3 اسفندماه 1381
در پايان روز وقتی به

در پايان روز وقتی به کافه عکس که توسط عليرضا نيکنژاد يکماه پيش در طبقه ۱- برجهای اسکان باز شده رفتيم و يک

دپش نوش جان کرديم خستگی ناشی از کار روزانه برطرف شد. عليرضا ليسانس عکاسی دارد و کافه عکس را بر اساس علاقه ای که به عکاسی دارد راه اندازی کرده و البته نمايشگاه عکس نيز در محل کافه برپا نموده که فعلا هر دو هفته يکبار عکسها را عوض می کند. او می گفت در آينده ای نزديک سايت کافه عکس را نيز راه اندازی خواهد کرد که البته اين قسمتش بستگی به احسان و محمد رضا دارد چون از کار آنها خيلی خوشش آمده بود ولی خوب بالاخره اساتيد هميشه سرشان شلوغ است. قابل توجه آقايان احسان و محمد رضا!! فقط پور سانت من يادتان نرود!!


شنبه 3 اسفندماه 1381
راستی قرار شد کامران جبرئيلی

راستی قرار شد کامران جبرئيلی هم به جمع وبلاگ نويسان اضافه شود و اسم وبلاگش هم کامران باشه.


شنبه 3 اسفندماه 1381
امروز از اون روزهايی بود

امروز از اون روزهايی بود که سرم حسابی شلوغ بود و شروعش با ديدار آقای رئيس جمهور و آقای البرادی مدير آژانس بين المللی انرژی اتمی آغاز شد بعد از آن همراه کامران جبرئيلی بر اساس قراری که من با خانم شرکت مدير مسئول مجله زنان برای
بررسی نحوه استفاده از عکس در صفحه اول مجله داشتم به آنجا رفتيم.
راستش هم برای من و هم برای کامران جالب بود که دارد يک اتفاقی ميافتد! همين که براساس انتقادی که از روی جلد شماره آخر مجله زنان داشتم آنها اهميت استفاده از عکس را درک کرده و به خاطر آن جلسه ای با حضور پارسانژاد و مهدوی گرافيستهای مجله و سفيری از نويسنده های آن و نيز خود خانم شرکت تشکيل دادند؛ نشان از
تثبيت وضعيت عکاسی هر چند به صورت محدود در برخی نشريات است.
يادش به خير مجله پيام امروز که واقعا تحولی در نحوه استفاده کردن از عکس روی جلد بوجود آورد. در ادامه مصاحبه مطبوعاتی آقای البرادی بود تا ساعت هفت عصر و
چه افتضاهی بود وضعيت ترجمه!!
البته آقای آقازاده رئيس سازمان انرژی اتمی ايران بابت اشکال در کار ترجمه عذرخواهی کردند!! اصلا نمی توانم باور کنم يعنی سازمان به اين مهمی که اسمش مويد آن است
نيز کمبود مترجم داشته باشد واقعا بدتر از اين نمی شد.


جمعه 2 اسفندماه 1381
دانيش عابدی عکاس ايرانی مقيم

دانيش عابدی عکاس ايرانی مقيم سوئد عکسهای خود را در سايت کارگاه به نمايش گذاشته است.

عکس از دانيش عابدی


جمعه 2 اسفندماه 1381
در اين صفحه قصد دارم

در اين صفحه قصد دارم , دنيای اينترنت را به زبان ساده معرفی کنم و برای کاربرانی که خيلی اطلاعات علمی در زمينه اينترنت و کامپيوتر ندارند می نويسم. زيرا Cappuccino مجله اي تخصصي نيست و بازديدكنندگان آن عموما كاربران عادي اينترنت هستند كه اينترنت را به صورت آكادميك نياموخته اند. اينها را محمدرضا فرخی در
Cappuccino نوشته است.


جمعه 2 اسفندماه 1381
jعکسهای نادر داوودی از زمستان

jعکسهای نادر داوودی از زمستان سعد آباد را در سايت ايرانيان ببينيد
و عکسهای جهانشاه جاويد در مورد تظاهرات ضد جنگ در آمريکا را در سايت کارگاه!


جمعه 2 اسفندماه 1381
متاسفانه ديگر برای ما شاهد

متاسفانه ديگر برای ما شاهد جمع آوری تکه پاره های هواپيماهای روسی بودن به عادت بدل می شود. امروز صبح دوباره به سمت محل سقوط هواپيما رفتيم با کامران و علی.
وضعيت جستجوی اجساد قربانيان سانحه به کندی پيش می رود و علتش بدی شرايط
جوی منطقه است تعداد نيروهای کمکی زياد شده اند و همگی آماده اند تا به محل حادثه بروند ما نيز همراهشان می شويم و تا دامنه کوه می رويم ولی اجازه بالا رفتن به ما
نمی دهند!
بدنه فلزی دوربين حسابی دستانم را کرخ کرده بود و در طول يک ساعت حضور در آنجا سرما و باد حسابی به تنم نشست. بعد از مراجعت به هتل و ارسال عکسها برای برگشتن به تهران عازم فرودگاه شدم اما همه اش صحنه های محل سانحه جلو چشمانم
است و به اين فکر می کنم که آيا باز هم سقوطی ديگر را شاهد خواهم بود؟ خدا کند ديگر اتفاق نيافتد. به فرودگاه که می رسم خيلی شلوغ است چند پرواز همزمان
با هم انجام خواهد شد به نحوی مثل هميشه دقيقه نود وارد شده و کارت پرواز می گيرم اما در تعجبم چرا ۲۰ دقيقه به پرواز مانده کسی از کارکنان به خاطر دير کردم به من اعتراض نمی کند. ساعت از زمان پرواز می گذرد و هنوز همه منتظرند تا نقص فنی هواپيما برطرف شود. تقريبا کمتر کسی معترض تاخير يک ساعتی بود شايد آنها هم معتقد بودند دير رسيدن بهتر از نرسيدن است!!


پنجشنبه 1 اسفندماه 1381
خوب همين الان هم کامران

خوب همين الان هم کامران جبرئيلی و علی خليق وارد کرمان شدند تا فردا برای عکاسی از ادامه جستجوی قربانيان سقوط هواپيما تنها نباشم.


پنجشنبه 1 اسفندماه 1381
راستی هيچ وقت هوس خوردن

راستی هيچ وقت هوس خوردن بستنی در زمستان کرده ايد؟ واقعا بعد از يک شب بی خوابی و کار فشرده عجب مي چسبد يک بستنی آن هم در هتل پارس در کرمان.
حتما اگر کرمان آمديد يه سر به اين هتل بزنيد خيلی عالي است هم از نظر سرويس دهی و هم از نظر کيفيت.


پنجشنبه 1 اسفندماه 1381
وقتی آدم مصاحبه خودش را

وقتی آدم مصاحبه خودش را می خواند ميبيند چقدر زياد حرف زده است.
اين هم از کارهای کاپوچينويي است چرا که وقتی پنج نفر با يک نفر طرف صحبت شوند هر جوری هست آدم بايد حواسش را جمع کند.


پنجشنبه 1 اسفندماه 1381
حتما خبر مربوط به سقوط

حتما خبر مربوط به سقوط هواپيما در کرمان را شنيده ايد متاسفانه شنيدن اينجور خبرها مثل تصادفات رانندگی در ايران عادی می شوند و البته ما هم بايد به موقع در محل حاضر باشيم. از وقتی خبر مربوط به سانحه را دريافت کرديم تا امروز صبح حدودا ۱۲ ساعت طول کشيد تا به محل برسيم. راهب ؛ طاهر کناره و من با هم بوديم البته آنها الان در مسير برگشت به تهران هستند ولی من ماندم کرمان. بدی شرايط جوی منطقه و صعب العبور بودن محل حادثه باعث شد تا امروز فقط عکسهای حاشيه ای داشته باشيم.


چهارشنبه 30 بهمنماه 1381
ابن عکسها را از آرشيوی

ابن عکسها را از آرشيوی بدست آوردم که بنابه همزمانی اتفاقات عراق ديدنشان بعد از يک دهه يا شايد بيشتر خالی از لطف نيست.

ديگر محمد فرنود مثل آن موقع لاغر نيست اين عکس در کردستان عراق احتمالا سال ۱۹۹۱ در اردوگاه آوارگان کرد گرفته شده است و نمی دانم توسط کی!!

اين عکس نيز عراق احتمالا سال ۱۹۹۱ است و فرنود نفر دوم از راست در حال دويدن است و باز نمی دانم عکاسش کی هست البته عکاسان ديگر را نيز نمی شناسم.


چهارشنبه 30 بهمنماه 1381
۱۰ سال پيش در چنين

۱۰ سال پيش در چنين روزی رقيه و من زندگی مشترکمان را آغاز کرديم و همان روز نيز برای ادامه تحصيل او راهی تهران شديم و ماندگار شديم. آخر او از من زرنگتر بود و يک ترم زودتر در دانشگاه قبول شده بود. اما امروز او بهمراه سپهر پسرمان و سحر دخترمان به تبربز رفتند و من باز به خاطر گرفتاری کاری نتوانستم همراهشان باشم. اين هم از سالگرد ازدواجمان.


دوشنبه 28 بهمنماه 1381
فتوژورناليسم (Photojournalism) ديگر در

فتوژورناليسم (Photojournalism) ديگر در ايران نمي تواند اوج بگيرد.
پاسخ به پرسش انجمن صنفي عكاسان توسط استاد شکرخواه
واقعا اگر استاد شکرخواه که هميشه در نوع آوری در مطبوعات پيشتاز بودند چه در ارتقای محتوای آنها و چه در شکل ظاهريشان به اين نتيجه برسند ديگر بايد فاتحه مطبوعات ايران را خواند البته من معتقدم عکاسان ما در جهت ارتقا محتوی مطبوعات هم چنين وضعيت عکاسی در مطبوعات سهم خودشان را به خوبی انجام داده و می دهند اينرا نه به خاطر اينکه من نيز عکاسم می گويم بلکه واقعيت اينست که قسمت اصلی کار بعد از عکاسی انتشار در مطبوعات است و اين صاحبان جرايد هستند که بايد سواد بصری خودشان را ارتقا دهند.
اما در مورد قسمتی از نوشته استاد اعلام می کنم هر گونه کمکی که سايت من بتواند در مورد ارتقا وضعيت فتوژورناليسم در ايران انجام دهد آماده همکاری هستم.


یکشنبه 27 بهمنماه 1381
10 نکته مهم در


10 نکته مهم در عکاسی ديجيتال
شما قبلا شنيده ايد که: دوربين های ديجيتال همه کارها را خودش انجام ميدهد. شما فقط دکمه را فشار ميدهيد و يک عکس بينظير ناگهان ظاهر میشود. دوربين بهتر مساوی است با عکس بهتر. آيا اين قضيه درست است ؟ نه !
قسمتی از متن SASite.net که توسط س.کاظمی از متن اصلی: “دريک استوری” نويسنده کتاب: راهنمای جيبی عکاسی ديجيتال ؛ اشاره شده است.


یکشنبه 27 بهمنماه 1381
عکسهای جواد منتظری در مورد

عکسهای جواد منتظری در مورد زنان را در سايت زنان در ايران ببينيد.

عکس از جواد منتظری


شنبه 26 بهمنماه 1381
آنقدر من در مورد رابطه

آنقدر من در مورد رابطه مهمانی و عکاسی حساسيت نشان دادم که باز دوباره ديشب همان اتفاق دفعات قبلی تکرار شد و اعلام شد حکم اعدام هاشم آقاجری لغو شد و خوب اين يعنی حداقل بايد عکس قاضی مورد نظر گرفته شود. اما با اين تفاوت که اينبار خود مهمان را نيز با خودم برای عکاسی بردم و بعد از اينکه کارمان تمام شد برگشتيم خوب ايندفعه به خير گذشت چون کارم زود تمام شد!!


شنبه 26 بهمنماه 1381
خوشبختانه الان تعداد عکاسان ايرانی

خوشبختانه الان تعداد عکاسان ايرانی حاضر در کردستان بيشتر شده است. کارن از رويترز؛
وحيد از آسوشيتدپرس ؛ بهروز از فرانس پرس ؛ نيوشا و اصلان بصورت آزاد ؛ بابايی و جواهری از ايرنا. ولی خوب فقط عکسهای کارن و وحيد و ايرنا را می شود ديد.


شنبه 26 بهمنماه 1381
اين پرتره دالی است

اين پرتره دالی است که در سال ۱۹۹۶ متولد شده بود البته نخستين جانور آفريده بشر بود.
دانشمندان موسسه رازلين در شهر ادينبورگ مرکز اسکاتلند پس از آنکه متوجه شدند دالی، نخستين حيوانی که به شيوه همتاسازی متولد شده بود، دچار بيماری خطرناک ريوی است به زندگی اش پايان دادند. دالی که گوسفند شش ساله ماده ای بود در همين مؤسسه همتاسازی شده و نگهداری می شد.
علا قه مندان ميتوانند برای ديدن مطالب بيشتر اينجا و اينجا را ببينند


جمعه 25 بهمنماه 1381
خوب بالاخره روز اعلام نتايج

خوب بالاخره روز اعلام نتايج مسابقه ورلد پرس فتو رسيد و خوشحالم که امسال عکاس ايرانی مقيم آمريکا اريک گريگوريان برنده عکس سال برای عکسی از زلزله قزوين شد.

عکس از اريک گريگوريان؛ برگزيده سال ۲۰۰۳ مسابقه عکس ورلد پرس فتو
پسر بچه ای گريان که پدر ش را در زلزله قزوين از دست داده است برسر قبر پدرش نشسته در حالی که بقيه مشغول دفن قربانيان زلزله هستند.


جمعه 25 بهمنماه 1381
ما اينگونه هستيم عنوان عکسهايی

ما اينگونه هستيم عنوان عکسهايی از حسن رجبی نژاد که از حمامهای عمومی گرفته شده اند و در سايت ايرانيان به نمايش گذاشته شده اند.

عکس از حسن رجبی نژاد


پنجشنبه 24 بهمنماه 1381
در سفر اخيری که به

در سفر اخيری که به کردستان عراق داشتم هر چند الويت کاريم پوشش برنامه های خبری بود ولی مراسم ذکر دراويش قادری خود جذابيتهای خاصی برای عکاسی دارند که بعد از دو هفته پيگيری بالاخره توانستم مراسم آنها را ببينم.
دراويش قادريه که مرکزشان در کردستان عراق است هر هفته برنامه ذکر دارند که حدودا بيش از يک ساعت طول می کشد و آنها با همراهی دف و طبل و با تکرار کلمه الله سرهاشان را تکان می دهند تا به حالت خلسه بروند.
خوب اين هم باز قسمتی از مطالب هفته نامه الکترونيکی کاپو چينو می باشد اينبار به نقل از خودم! خوب آدم بايد بعضی وقتها مطالب خوب سايتهای ديگر را نيز نقل کند!!


پنجشنبه 24 بهمنماه 1381
چند سالي است که در

چند سالي است که در روز جهاني "ولنتاين" روز "عشاق" ، جوانان ايراني نيز با دادن هديه هايي کوچک، به ابراز عشق نمادين مي پردازند. درهفته اخير جوش و خروش و تغييراتي در مراکز خريد ديده ميشود. مغازه ها از شکلات ها و Teddy ها و کارت هاي مخصوص 14 فوريه پر شده است.
نقل از هفته نامه الکترونيکی کاپوچينو
و خوب همين موضوع کافی بود تا همان مهمانی ديشب را از دست دهم !!
و البته به خاطر مشکلاتی که برای مغازه داران پيش می آيد آنها معمولا راضی به همکاری با عکاسان نمی شوند ولی ديدن جمعيت حاضر در مغازه ها که برای
خريد هديه آمده بودند خود خالی از لطف نبود.


پنجشنبه 24 بهمنماه 1381
حدس بزنيد اين خانم کنار

حدس بزنيد اين خانم کنار بوش پدر چی کاره است؟
او اسمش زهيرا زهير آرايشگر مخصوص کاخ سفيد است و البته نکته جالب اينکه ايشان افغانی اند.

Photo REUTERS/Molly Riley


پنجشنبه 24 بهمنماه 1381
تا حالا شده که مهمانی

تا حالا شده که مهمانی را دعوت بکنيد منزلتان ولی خودتان مجبور باشيد برويد بيرون؟!
يا اينکه يک جايی دعوت باشيد و آنقدر دير برويد که خودتان از خجالت آب شويد؟
خوب حالا می گوييد اين مطلب جه ربطی به عکاسی دارد صبر کنيد الان روشنتان
می کنم. خوب هر دو حالت برای من پيش آمده است يکبار يکی از دوستانم را که خانمش نيز با خانمم دوست است برای نهار دعوت کرديم تا بيايند منزلمان ولی از بد روزگار من مجبور شدم برم عکاسی ... و نشان به اين نشان که وقتی برگشتم آنها رفته بودند و ما همديگر را نديديم. از قضا امروز قرار شد تا همان دوستانمان را دوباره دعوت کنيم ولی آنها شرطشان اين بود که اگر منزل هستيد ما را دعوت کنيد.
ديشب نيز يکی از دوستانم ما را برای شام دعوت کرده بود (منظورم با اهل و عيال است)
ولی من که برای عکاسی رفته بودم ساعت ۱۱ شب رسيدم آنجا و ديدم ميهمانان ديگر در حال خداحافظی هستند! اين هم رابطه عکاسی و مهمانی!


چهارشنبه 23 بهمنماه 1381
حالا که وبلاگ می نويسم

حالا که وبلاگ می نويسم مبينم اداره کردن يک سايت بروز يعنی چی؟
يکی از آدمهايی که کلی طرفدار عکس و عکاسان است جاويد جهانشاه است که يک تنه سايت ايرانيان را اداره می کند واقعا دمش گرم. شما می توانيد يک آرشيو خوب از کارهای مختلفی که از عکاسان ايرانی يا موضوعات مربوط به ايران می باشد را اينجا ببينيد.


چهارشنبه 23 بهمنماه 1381
اميد از جمله آن عکاسانی

اميد از جمله آن عکاسانی است که هميشه يک نوع آوری در کارهايش و سوژه های عکسهايش دارد. خوبی کار اميد اين است که موضوعات مورد نظر کارهايش را بصورت گزارشی انجام می دهد و هميشه سيری از يک موضوع مشخص را به بيننده عرضه
می کند. راستی فکر می کنم اگر آقای جاسبی می دانست او اينجور عکاس خوبی از آب در می آيد يک بورس تحصيلی به وی اعطا می کرد هر چند تعداد جلساتی که او همزمان با درسش در کلاسهای عکاسی دانشگاه شرکت می کرد بيشتر از خود من بود!
کارهای جديد وی از حرکات موزون را در سايت ايرانيان ببينيد.
او به همراه پيمان و جواد آژانس عکس ۱۳۵ را تشکيل داده اند.

عکس از اميد صالحی


سه شنبه 22 بهمنماه 1381
قابل توجه کسانی که برای

قابل توجه کسانی که برای شرکت در کنفرانس معارضين عراق عازم کردستان هستند ظاهرا معارضين عراقی هنوز به يک نتيجه مشخصی برای برگزاری کنفرانس آتی که ابتدا قرار بود در تاريخ ۱۵ ژانويه در اربيل عراق برگزار شود نرسيده اند چرا که تا حال سه بار به دلايلی به تعويق افتاده است آخرين بار فواد معصوم از اعضای اتحاديه ميهنی در يک مصاحبه خبری تاريخ ۱۵ فوريه را تاييد کرده بود اما گويا آن تاريخ نيز قطعی نيست. اين در حالی است که برخی نبود امنيت لازم در کردستان را دليل چند بار به تعويق افتادن آن
می دانند و برخی صحبت از تغيير محل برگزاری آن از کردستان به ترکيه خبر می دهند.


سه شنبه 22 بهمنماه 1381
آقای خاتمی هم امروز در

آقای خاتمی هم امروز در مراسم راهپيمايی ۲۲ بهمن شرکت کردند و البته مثل هميشه با لبخند؛ و اين هم اظهار ارادت يکی از علاقه مندان ايشان به آقای ريس جمهور.


دوشنبه 21 بهمنماه 1381
ديروز بعد از يکماه حضور

ديروز بعد از يکماه حضور در کردستان در مسير بازگشت؛ جاده بين سليمانيه و حلبچه همانند خيابانهای تهران ترافيک شديدی داشت که وقتی علت را جويا شدم راننده گفت يک پيشمرگ غروب روز شنبه (يعنی درست مقارن با زمانی که مابه پايگاه انصار رفته بوديم) در شهر زور نزديک حلبچه هدف گلوله قرار گرفته و کشته شده است. حالا وقتی فکر می کنم که چرا زمان بازگشت ما از پايگاه انصار آنها وسط راه به ما گفتند جاده امن نيست و نيروهای اتحاديه ميهنی کردستان در حال شليک خمپاره هستند متوجه قضيه می شوم! قابل توجه افرادی که دوست دارند به مناطق نزديک حلبچه بروند.


دوشنبه 21 بهمنماه 1381
عکس بالا را پارسال

عکس بالا را پارسال در چنين روزی گرفتم زمانی که برای پوشش مراسم حج در مکه بودم به نظرم حداقل برای يکبار هم که شده بايد خودتان برويد به جايی که عظيم ترين اجتماع دينی مردم دنياست. اگر هم خواستيد اينجا کليک کنيد تا عکسهای امسال را ببينيد.


شنبه 19 بهمنماه 1381
امروز رفتيم به مرکز نيروهای

امروز رفتيم به مرکز نيروهای انصار اسلام در منطقه سرگت در نزديکی حلبچه!
به همين راحتی که نوشتم صبح به اتفاق حدود ۱۵ خبرنگار و عکاس راهی دفتر کومله اسلامی شديم سپس به اتفاق آنها به مرکز کومله اسلامی که هم مرز با انصار اسلام هستند رفتيم ابتدا خبرنگاران آمريکايی بدليل آنکه صبح امروز خبر مربوط به بازديد خبرنگاران در روزنامه آنها چاپ شده بود نمی خواستند همراه گروه باشند ولی بعد از صحبت با سران گروه راضی شدند که بيايند.
از ما به گرمی استقبال کردند و بعد از کلی کار و يک نهار مفصل کمی استراحت کرده و سپس آنها با نيروهای انصار تماس گرفتند تا ما بتوانيم محل مربوط به عکس ارايه شده توسط پاول وزير خارجه آمريکا که ادعای وجود کارخانه ساخت مواد شيميايی کرده بود را ببينيم. ساعت ۱۴:۳۰ رسيديم به محل مرز بين نيروهای انصار و کومله اسلامی؛ سپس با همراهی تعدادی از نيروهای کومله راهی منطقه تحت نطر انصار شديم. واقعا عجيب است اين کار ما؛ در شرايطی که فکر می کنی اصلا امکان يک کاری وجود ندارد براحتی ميسر می شود و اينبار به نفع آنها بود چون ادعا می کردند که چيزی برای پنهان کردن ندارند!! و البته ما اثری از مواد شيميايی در محل نديديم.
احساسی که داشتم مثل زمان ورود به خاک افغانستان زمان طالبان بود.

تازه کلی هم ازمون فيلم گرفتند حالا اگه بعدا کار دستمون نده خوبه!!


جمعه 18 بهمنماه 1381
19 بهمن در خانه

19 بهمن در خانه هنرمندان افتتاحيه نمايشگاه عکسی با عنوان( آدمک) کار مهرانه آتشی است که پايانامه دانشگاهی وی نيز هست.


جمعه 18 بهمنماه 1381
راستی اصلان ارفع و کاوه

راستی اصلان ارفع و کاوه گلستان به همراه جيم ميور هم آمده اند .
از ساعت ۱۲ که از اربيل به سمت سليمانيه براه افتاديم همه اش به فکر اين بودم که بعد از ۱۰ روز دوباره قورمه سبزی می خورم! ولي خوب مثل هميشه آنقدر دير شد که نهار و شامم يکی شد و وقتی بابک که برای ان بی سی کار می کند ديد من چه جوری غذا
می خورم تا فهميد که آشپز ايرانی است به من حق داد.


جمعه 18 بهمنماه 1381
خوب همون چيزی که ديروز

خوب همون چيزی که ديروز گفتم درست از آب در آمد. امروز وقتی به هتل سليمانيه برگشتم ديدم حتی برای خود من هم که اتاق داشتم جواب منفی دادند.
شبکه ان بی سی يک طبقه تمام هتل را گرفته و تازه ۳۵ دلار شده ۴۵ دلار !!!
خوب البته شما می توانيد هتل ۳۰ دلاری و يا ارزانتر هم پيدا کنيد منتها يادتان باشد
تقريبا بايد يک پايتان اين هتل باشد چون همه ارتباطات با خبرنگاران و افراد رسمی اينجاست.


پنجشنبه 17 بهمنماه 1381
قسمت دوم چگونگی سفر به

قسمت دوم چگونگی سفر به کردستان:
اينکه برای چه مدتی نيز می خواهيد اينجا بمانيد به نظرم مهم است چرا که حداقل از تاريخ يکماه پيش به اين طرف چند هتل که مورد استفاده خبرنگاران قرار گرفته اند به سختی اتاق خالی دارند به دليل اينکه خبرنگاران ترجيح می دهند هم از نظر خبرگيری و هم از نظر ايمنی با هم باشند و به همين خاطر وقتی از اربيل به سليمانيه و يا بالعکس مسافرت می کنند معمولا اتاقهايشان را حفظ می کنند تا موقع بازگشت با جواب منفی هتل روبرو نشوند. و اين يعنی هزينه سفر شما دو برابر می شود!!
اصولا به خاطر اينکه دو حزب عمده در دو جای مختلف متمرکزند پس شما هم بايد بين اربيل و سليمانيه در سفر باشيد و البته اضافه کنيد به آن دو حلبچه را به خاطر حضور نيروهای انصار السلام و نيز صلاح الدين را که مرکز حکومتی بارزانی است و در ۳۰ کيلومتری اربيل همچنين شهر دهوک که حدودا چهار ساعت با اربيل فاصله دارد.
ادامه دارد...


پنجشنبه 17 بهمنماه 1381
Pacciani Agostino عکاس ايتاليایی

Pacciani Agostino عکاس ايتاليایی که بصورت آزاد برای مطبوعات کار می کند و الان مقايل من در اينترنت کافی نشسته از جمله آن خبرنگاران و عکاسانی است که با ويزای يک هفته ای وارد ايران شده و سپس به اينجا آمده اند که حداقل چهار نفرشان را من اينجا ديدم و حالا بعد از سپری شدن زمان و عدم بازگشت به ايران مجبور هستند اينجا بمانند تا زمانی نامعلوم!!


پنجشنبه 17 بهمنماه 1381
داخل پارانتز تا يادم نرفته

داخل پارانتز تا يادم نرفته بگم اگه علاقه مند سينما هستيد يه سر بزنين به کارهای نفيسه در 30nema او حسابی درگير عکاسی از جشنواره فيلم فجر است!


پنجشنبه 17 بهمنماه 1381
فکر می کنم بهتر است

فکر می کنم بهتر است هر روز قسمتی از شرايط و نحوه آمدن به اينجا را بنويسم چون تا حال چندين نفر از طريق اميل در اين مورد از من سوال کرده اند.
اصولا وقتی من شرايطی را می نويسم هميشه افراد هم صنف خود را که مايلند به اينجا سفر کنند مد نظر دارم و آنها کسی به جز عکاس و خبرنگار نيستند.
اولا اگر شما تجربه چنين سفرها یی را از قبل نداريد بهتر است برای بار اول همراه يک نفر آشنا به محيط و نيز با تجربه باشيد. يادتان باشد شما وارد يک منطقه ای
می شويد که خارج از کشور خودتان است ولی بدون استفاده از پاسپورت و بدون ويزا!!
و اين خود دليل خوبی است بر اينکه احتياط را در تمام طول سفر و در همه جا با خود همراه کنيد و عکاسان به دليل داشتن وسايلی که هميشه جلب نظر می کنند بايد بيشتر مراقب باشند. ورود به کردستان عراق از طريق معرفی نامه وزارت ارشاد به مرزهای قصرشيرين
( پرويز خان) يا مريوان ( باشماخ ) برای عبور به منطقه تحت نظر اتحاديه ميهنی کردستان که PUK گفته می شود و رهبری آن با جلال طالبانی است و يا از طريق مرز حاج عمران که نزديک اشنويه می باشد و منطقه تحت نظر حزب دمکرات کردستان که KDP ناميده
می شود و رهبری آن با مسعود بارزانی است. اگر شما از پايين يعنی منطقه PUK وارد
شويد اول سر راهتان به شهر حلبچه و بعد از دو ساعت به شهر سليمانيه خواهيد رسيد و اگر از مرز بالا وارد منطقه KDP شويد حدودا بعد از دو ساعت به شهر اربيل.


چهارشنبه 16 بهمنماه 1381
عکسهای عباس را هم در

عکسهای عباس را هم در ارتباط با ايران که حاصل سه دهه کار مستمر وی می باشد در سايت ايرانيان ببينيد. عباس عطار که عضو آژانس مگنوم است از اوايل انقلاب در فرانسه اقامت دارد و جزو معدود عکاسانی است که هيچ وقت بيکار نيست.

عکس از عباس


چهارشنبه 16 بهمنماه 1381
عکسهای يلدا معيری را از

عکسهای يلدا معيری را از ديزين در سايت کارگاه ببينيد.

عکس از يلدا معيری


چهارشنبه 16 بهمنماه 1381
يکی از دوستانم که در

يکی از دوستانم که در توانايی وی در نوشتن شکی ندارم در مورد شيوه نوشتن من در وبلاگ انتقاد داشت و معتقد بود که نگران کننده است. قبول دارم که نوشتن من ايراداتی دارد اما واقعيت اين است که من فقط سعی می کنم آن چيزی که می بينم بدون هيج دخل و تصرفی نقل کنم در هر صورت ممکن است که آنگونه هم باشند اما اين را نيز فراموش نکنيد که بالاخره اينجا کردستان است و طبيعی است وقتی يکی از رهبران آنها اينگونه در خيابان آن هم با چندين خودرو به اين صورت اسکورت می شود ديگر خودتان قضاوت کنيد.


دوشنبه 14 بهمنماه 1381
به نظرم کارتهای خبرنگاری که

به نظرم کارتهای خبرنگاری که ما در ايران داريم حداقل در اينجا و افغانستان دارای اعتبار است. حالا ممکن است بعضی از شماها به من ايراد بگيريد که چرا هی اينجا را با افغانستان مقايسه می کنم ولی واقعيت اين است که تشابهاتی بين اين دو همسايه ايران وجود دارد.
زمانی که بيش از سه روز از سقوط شهر هرات و فرار طالبان نمی گذشت؛ خبرنگاران برای ورود به خاک افغانستان در انتطار تهيه مهر ورود توسط نيروهای شمال بودند که هنوز آمادگی کاملی برای اداره مناطق تحت تصرف خود نداشتند ولی آنها حتی با ديدن کارت خبرنگاری ايرانی نيز با ما همکاری ميکردند.
امروز هم اينجا در مسير اربيل به دهوک در يکی از شهرهای بين راه خواستم چند فريم عکاسی کنم که بلافاصله توسط ماموران آسايش ( آگاهی) مورد سوال قرار گرفته و به اداره مذکور برده شدم و بعد از سوال و جواب و درخواست کارت يا نامه از طرف حزب KDP که نشان دهد من بطور رسمی آنجا هستم و پاسخ من اين بود که هيچ موقع KDP نامه ای به خبرنگاران ارايه نمی دهد؛ متوجه شدم اگر همان کارت خبرنگاری ايرانی را برايشان نشان می دادم خيلی معطل نمی شدم.
البته عدم ارايه کارت شناسايی در اينجا از طرف کردها برای خبرنگاران به خاطر اين است که آنها هر جا خواستند بروند اول بايد با علاقات که دفتر روابط خارجی محسوب می شود هماهنگی لازم را انجام دهند. گرچه رييس اداره معتقد بود اگر آنها هم می خواستند ايران عکاسی کنند توسط پليس مورد سوال قرار می گرفتند چرا که کرد هستند!!
حال بايد خدا را شکر کنيم که در ايران وزارت ارشاد در اين زمينه با خبرنگاران همکاری می کند.


یکشنبه 13 بهمنماه 1381
عکسهای کاوه گلستان از دوران

عکسهای کاوه گلستان از دوران انقلاب را با عنوان آنروزها در سايت ايرانيان ببينيد. کاوه نيازی به معرفی من ندارد فقط لازم است بگويم او يکی از کسانی است که بخش عمده ای از نسل کنونی عکاسی ايران آموخته های خود را مديون اوست.

عکسها از کاوه گلستان


یکشنبه 13 بهمنماه 1381
براساس گفته های هوشيار سيوالی

براساس گفته های هوشيار سيوالی معاون وزير کمکهای بشر دوستانه در اربيل اگر جنگ شروع بشود سيل آوارگان از مناطق تحت سلطه صدام بسوی کردستان عراق سرازير خواهد شد که تعداد آنها حدودا ۰۰۰/۹۰۰ هزار نفر برآورد شده است.


یکشنبه 13 بهمنماه 1381
تقريبا بيش از ۷۰ درصد

تقريبا بيش از ۷۰ درصد مردم کردستان اسلحه دارند و اين امر خود به خود نوعی احساس نا امنی به آدم تلقين ميکند و هر جا که لازم باشد نيروهای پيشمرگ نکهبانی ميدهند حتی جلو هتلها و مساجد. برای پوشش برنامه های خبری دفتر روابط خارجی که به علاقات معروف است کار خبرنگاران را هماهنگ می کند ولی نه همه آنها را !!
بطور مثال اگر شما درخواست پوشش خبری مربوط به رهبران کردها را داشته باشيد بايد بگويم تقريبا محال است!! بهتر است اين قسمت از کارتان را در تهران که به راحتی می توان آنها را ديد انجام دهيد.


شنبه 12 بهمنماه 1381
خوب تا يادم نرفته بايد

خوب تا يادم نرفته بايد از رقيه بابت اون خبر ديروز عذرخواهی کنم چون خيلی ناراحتش کرده بودم. ولی ميدانم که او کار منو درک ميکند. البته قرار شد بعد از اينکه از اينجا برگشتم يک سوپر مارکت باز کنيم و عکاسی را کنار بگذاريم تا نگرانيمان کمتر شود.
ولی از شوخی گذشته اگر او نباشد امکان ندارد من با خيال آسوده اينجا کار کنم.
از اين بابت خيلی از او ممنونم.


شنبه 12 بهمنماه 1381
راستش توی تهران هم اينترنت

راستش توی تهران هم اينترنت با اين سرعت نديدم به قول احسان (همچين درسته) که نگو! حالا اگه شما گذرتان به اينجاها افتاد يه سر بزنيد اسمش هست کافی ۲ جنب هتل برج اربيل.


شنبه 12 بهمنماه 1381
امروز يک عکاس افغانی را

امروز يک عکاس افغانی را به نام ظهيرالدين عبدالله که برای ( گتی ايميج ) عکس ميگيرد اينجا ديدم به نطرم از کسانی است که سردی و گرمی زيادی در زندگی ديده است خوب هر چی باشد در افغانستان زندگی کرده است. راستش را بخواهيد برای من جالب است کسی از افغانستان آنهم در کردستان باشد ميگوييد چرا؟
خوب به خاطر اينکه اروپاييها و آمريکاييها آنقدر از خود راضی هستند که تا جايی که امکانش باشد سعی ميکنند خودشان همه جاهای مهم را بروند. و بايد از اين بابت به عبدالله آفرين گفت.


شنبه 12 بهمنماه 1381
ساعت يک بامداد است و

ساعت يک بامداد است و جرج بوش بهمراه توني بلر به سوالات خبرنگاران پاسخ مي دهند همه سوالات پيرامون عراق و ادامه فعاليت بازرسان سازمان ملل است.
صدام همان بازي بعد از جنگ با کويت را ادامه مي دهد اگر او خلع سلاح نشود ما اينکار را انجام مي دهيم؛ او براي دنيا خطرناک است و بايد خلع سلاح شود و فرصت بعدي چند هفته خواهد بود نه چند ماه! اين خلاصه صحبتهاي هر دو نفر است.
البته مطلب تازه اي مطرح نمي کنند اما همين يعني شروع جنگ.
نسل من به ياد دارد جنگهايي را که در سه دهه گذشته رخ داده اند. و اکنون که با خود مي انديشم مي بينم زندگي ما همه اش استرس و نگراني بوده است همانطور که رقيه ديروز مي گفت او راست مي گفت چه ارزشي دارد اين زندگي که همه اش نگراني باشد.
يادم مي آيد زماني که مرحوم پدرم از جنگ جهاني دوم و زمان اشغال ايران توسط روسها مي گفت و من هميشه کنجکاو بودم که چطور اتفاق افتاده اند؟ اما اکنون دير زماني است که پاسخم را يافته ام. جنگ هشت ساله با همين کشوري که الان همين مطلب را از آنجا مي نويسم هنوز زمان ميخواهد تا فراموش شود همين طور جنگ افغانستان که هنوز هم ادامه دارد.
آيا جنگ تازه اي بر تعداد آوارگان خواهد افزود و آيا باز هم فرزنداني پدرانشان را از دست خواهند داد؟ و مادراني در سوگ فرزندانشان خواهند نشست؟
آري زندگي ديگر همه اش نگراني شده است و بس!



copyright © 2002-2012 | HasanPix.com