Hasan Sarbakhshian Photos

Home | Resume | Photos | Exhibition | Contact | Links  | Prints | Weblog (Persian)


Weblog


[ Home ]

[ Links ]

Nafise
Editor: Myself
Me, Myself & Ehsan

[ Categories ]

Athens
Daily

[ Archive ]

May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003

[ contact ]

 
« January 2004 | Main | March 2004 »

شنبه 9 اسفندماه 1382


متن زير توسط آتش در قسمت نظر ات ديگران نوشته شده حيفم آمد شما نخوانيد.

شب آرام بود و خاموش
می‌شکست سکوت شب را
آوای سيرسيرکی
خيابان سرد و تاريک
کوچه‌ها خالی
در ميان خانه‌ها
اما
گرم می‌کرد
چراغ نفتی‌ای
اين جا و آن جا را
وه که آغوش بستر
چه گرم بود و شيرين
فکنده بود سایه
خواب نازی بر همه

ادامه مطلب ""


 

[ 09:42 PM ] [ Comments (76) ]




جمعه 8 اسفندماه 1382


اکنون بعد از ساليان دراز که شيعيان امکان برگزاری آزادانه مراسم عاشورا را در عراق نداشتند امسال برای اولين بار بعد از سرنگونی صدام آماده اند تا در فضايی سرشار از بحران که سراسر عراق را فرا گرفته مراسم عزاداری برگزار کنند. البته باز عکاسان ايرانی آنجا حاضرند که من از علی خليق و علی مددی از ايرنا خبر دارم و اميدوارم موفق و سلامت باشند.

عکس از علی خليق - کوفه عراق نماز جمعه امروز



 

[ 11:50 PM ] [ Comments (73) ]




جمعه 8 اسفندماه 1382


الان حسابی ابری هستم
هر چه خواستم چيزی ننويسم نشد!
سه سال پيش در چنين روزی پدرم به خواب ابدی رفت.
عصر ديروز بعد از چندين ماه فرصتی داشتم تا با فرزندانم کمی قدم بزنم صدای طبلها توجه آنها را به سوی عزاداران جلب کرد و برای ديدن دسته عزاداران به همراهشان رفتم. برای من که اغلب اوقات در ساليان اخير همه جا با دوربينم بودم چه در شادها و چه در غم ها احساس جالبی دست داد. ياد ساليان دور افتادم که با پدرم همراه بودم و او مرا که کمی بيش از حد شلوغ بودم با خود به مراسمات مذهبی و مغازه اش می برد من هم عادت کرده بودم تا با او باشم. اما دهه ای که گذشت به خاطر دوری من از خانواده سالی چند بار بيشتر همديگر را نمی ديديم
هر چند آموختم رسم زندگی را و آن اينکه تا دنبال رسيدن به جايی و چيزی هستی بی آنکه بدانی در حال از دست دادن چيز ديگری هستی و گاه آن گوهر گرانبهايی را که از دستش می دهی ديگر يافتنی نيست.



 

[ 01:24 AM ] [ Comments (85) ]




دوشنبه 4 اسفندماه 1382


امروز بعد از پذيرش استعفای خانم حقيقت جو در مجلس جعفر کامبوزيا به اتفاق ايشان آخرين لحظه حضورش در مجلس را با استفاده از تکنولوژی نوين گوشيهای موبايل ؛ تصويری به يادگار برای خود توسط همکارش ثبت می کند.



 

[ 09:26 PM ] [ Comments (92) ]




دوشنبه 4 اسفندماه 1382


دوست عزيز عيسی ايميل وبلاگت کار نمی کرد مجبور شدم اينجا برايت جواب بدهم.
ادامه تحصيل در رشته عکاسی در دانشگاه جزو آندسته از رشته هايی است که فرق نمی کند شما در دبيرستان چه رشته ای خوانده باشيد. بعنوان مثال سالگادو عکاس صاحب سبک در ۴۰ سالگی وارد عکاسی شد بعد از اينکه از رشته اقتصاد فارغ التحصيل می شود.



 

[ 09:04 PM ] [ Comments (268) ]




یکشنبه 3 اسفندماه 1382


پارسال در اولين روز راه اندازی وبلاگم هم خوشحال بودم و هم ناراحت!
و علتش هم تعطيلی بهار بود و باز به فاصله سيزده ماه تکرار آن اتفاق اينبار با ياس نو!!
خدا کند سال بعد بار سوم نباشد. هر چند من شايد اين هفتمين روزنامه ايست که با آن همکاری داشتم و تعطيل شده!




 

[ 08:43 PM ] [ Comments (82) ]




شنبه 2 اسفندماه 1382


۱- بعد از زلزله بم تقريبا دو ماه تمام است بيشتر دوستان عکاس و خبرنگارم پر کار بودند و فرقی نمی کرد از اينطرفيها باشند يا از آنطرفيها!!
اصلا اين خاصيت کشور ايران است تا آنجايی که يادم می آيد در طول چند سال گذشته هميشه شش ماهه دوم سال خيلی سرمان شلوغ بوده و همينطور
خبر پشت خبر می آيد.
اما راستش يک وقتهايی از کارم بدم می آيد و اصلا دوست ندارم برای پوشش خبر بروم. يکيش هم همين حادثه غم انگيز انفجار قطار در نيشابور بود.
نمی دانم اصلا جا دارد من هم بپرسم مسئول اين همه بی احتياطی در اين مملکت کيست يا نه؟ خب بابا يکبار هم که شده يک آبدارچی بيايد استعفا دهد بابت اين که عرضه انجام کاری را ندارد تا کمی دلمان خوش باشد که مسئولی وجود دارد!!
متاسفانه ديگر برای همه ديدن نام ايران در صدر اخبار غم انگيز و کشته شدن انسانها امری عادی شده است و می شود گفت در دنيا رکورد دار هم هستيم.
۲- همين جمعه دو هفته پيش بود که هنوز ساعتی از سقوط هواپيمای کيش اير در شارجه نگذشته بود که دوبی اعلام کرد ديگر نيازی نيست کسانی که نيازمند تمديد ويزای اقامت در آنجا هستند برای انجام روند قانونی آنجا را ترک کنند و سپس وارد کشور شوند!!
و اين يعنی کوتاه کردن روند امور و همچنين ضرری که کيش بايد متحمل باشد چرا که حدود نصف افرادی که در آن حادثه کشته شدند کارگران خارجی بودند که به خاطر ارزانی و برخوردار بودن از اين قانون به کيش سفر می کردند.
۳- بعد از اينکه در کمتر از ۲۴ ساعت بعد از عکاسی از نيشابور برای عزيمت به تهران مجبور باشی ۱۴ ساعت در فرودگاه از شب تا صبح باشی تا خودتو برسانی که از انتخابات هم عکاسی کنی تازه بايد برای گرفتن اجازه عکاسی به فرمانداری بروی و بعد از گرفتن برگه عليرغم اصرارت بر چسباندن عکست به برگه مسئول مربوطه بگويد:
آقا نيازی نيست!! و وقتی شما در مراجعه به حوزه اجازه عکاسی نيابی و مجبور باشی دوباره به فرمانداری بروی ديگر غروب شده و تو خسته تر شده ای از بی خوابی پشت فرمان ماشين خوابت بيايد ولی تو به دنبال يک حوزه رای گيری باشی تا چند عکس خوب بگيری اما همه آن ماجراها در ذهنت فلاش بک بزند ماشين را همان کنار ميدان توپخانه پارک می کنی و خواب پشت فرمان را به عکاسی ترجيح می دهی.

اين هم خبرنگار ايسنا خانم زهرا اصغری است که برای ارسال سريعتر خبر اسامی انصراف دهندگان در روز انتخابات در فرمانداری آنها را روی دستش ياداشت می کند.



 

[ 03:03 PM ] [ Comments (70) ]




چهارشنبه 29 بهمنماه 1382


فکر نکنيد من رفتم برای عکاسی از مد در جای ديگری!! نخير اينجا تهران است و من هم يواشکی اين عکس را گرفتم و البته بعدش منو اصلا معطل نکردن و اصلا هم اصرار نداشتن که فيلم دوربينم را بگيرند!! و من هم اصلا ناراحت نبودم چون نگاتيو عکاسی نکرده بودم! فقط موندم که از قديم می گفتن شتر سواری دولا دولا نميشه چرا ايندفعه شد!! و فقط نمی توانم به اين همکارم جان مور بفهمونم که چطور ممکنه شو لباس باشه و اجازه عکاسی ندهند!!



 

[ 01:09 AM ] [ Comments (104) ]




دوشنبه 27 بهمنماه 1382


۱۳ بهمن سه مرد مسلح فلسطيني به تلويزيون آموزشي «القدس» در رام الله يورش بردند و از هارون ابو عره معاون مدير اين كانال تلويزيوني، پي يك «نوار» را گرفتند، زماني كه ابو عره تقاضاي كارت شناسايي و حكم بازرسي كرد مورد ضرب و شتم قرار گرفت. مهاجمان وسايل و تجهيزات اين كانال تلويزيوني را هدف گلوله قرار دادند و صدمات هنگفتي وارد آوردند.روز بعد از آن نيز اتفاق ديگري در جاي ديگري از سرزمين اشغال شده فلسطين در نوار غزه روي داد. هنگامي كه كارمندان هفته نامه «الدار» بعد از تعطيلي عيد قربان به دفتر كار خود مراجعه كردند كامپيوترها و وسايلشان را ويران شده يافتند.
ادامهاز روزنامه شرق

ادامه مطلب ""


 

[ 01:25 PM ] [ Comments (80) ]




شنبه 25 بهمنماه 1382


فيلم مارمولك توقيف شد

در حالي كه فيلم مارمولك نظر 98 درصد از ببيندگان فيلمهاي جشنواره فيلم فجر را به خود اختصاص داده و جايزه بهترين فيلمنامه را نيز از سوي هيأت داوران جشنواره دريافت كرده است به در خواست حوزه علميه قم مجوز اكران اين فيلم توسط شوراي نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد باطل شد.....ادامه
حالا که اين خبر را می بينم بيشتر سردم ميشه!!
آخه ۵ ساعت نوبت ايستادن تو سرما برای ديدن مارمولک و آخرش هم مثل هميشه ميگن آقا نايستيد بليط تمام شد!!!
راستش من دو بار تو عمرم صف سينما ايستادم و تنها يک بار موفق شدم بليط گير بيارم
و اون هم هفته پيش برای فيلم سربازان جمعه يود که تازه کلی شانس آوردم چون دوستم قبل از من آنجا بود و با تمام
خوش شانسی وقتی بليط را گرفتيم ديديم ای بابا سرمان کلاه رفته چون بليط سانس ۲۳:۳۰ را به ما فروختن!! اون هم با چه وضعيتی تمام بدنم درد گرفته بود از بس ازدحام جمعيت زياد بود.



 

[ 11:25 AM ] [ Comments (196) ]




جمعه 24 بهمنماه 1382


نتايج ورلد پرس فتو اعلام شد و عطااله طاهر کناره همکار خوبم در AFP برنده جايزه دوم بخش تک عکس خبری شده است. همين موفقيتها باعث بوجود آمدن اعتبار جديدی در نزد جامعه عکاسی جهان برای عکاسان ايرانی و دلگرمی کافی برای خود من مي باشد تا مطمئن به داشتن پشتوانه محکمی در عکاسی باشم که نسل کنونی در ايجاد اين روند با استفاده از تجربيات اساتيدی نظير کاوه به اين امر دست پيدا کرده اند. راستی اگر کاوه بود الان می گفت: دمت گرم عطا ؛ حقت بود.

عکس از عطا اله طاهر کناره AFP




 

[ 05:43 PM ] [ Comments (74) ]




پنجشنبه 23 بهمنماه 1382


کامران اينروزها حسابی مشغول تدارک برنامه ای در دوبی است تا برای کودکان بم کمک جمع آوری شود.



 

[ 11:31 AM ] [ Comments (82) ]




سه شنبه 21 بهمنماه 1382


نمی دانم چند بار ديگر بايد به بم سفر کنم تا ببينم که واقعا تغييری در زندگی مردم بوجود آمده است يا نه؟ اما از همين بم اتفاقاتی در حال و هوای سياسی کشور انجام شد که ورود نيروهای کمک رسانی آمريکايی به ايران بعد از قضيه گروگانگيری ۱۳۵۸ به صورت رسمی از آن جمله اند و ديروز هم پرنس چالز بعد از نزديک به ۳۳ سال به عنوان اولين عضو خانواده سلطنتی انگلستان از بم ديدن کرد.
ظاهرا پرنس خيلی به کراوات و لباس خود حساس است و هر از چندی آنها را مرتب
می کند اما با اين همه برايم جالب بود که ببينم او چطور از ويرانه های ارگ بالا می رود.

اينجا پرنس مشغول مرتب کردن دستمال کت خود است.
سايت رسمی پرنس چالز



 

[ 05:25 PM ] [ Comments (87) ]




سه شنبه 21 بهمنماه 1382


ارگ بم و سربازان محافظ آن



 

[ 05:00 PM ] [ Comments (90) ]




یکشنبه 19 بهمنماه 1382


دويست ميليون تومان براي رضا برجي

شرق نوشت :در خبرها آمده است، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قصد دارد كليه حقوق و نگاتيوهاي آرشيو عكس جانباز دفاع مقدس «رضا برجي» عكاس و مستندساز را خريداري كند.اين روند به دنبال پيشنهاد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و پيگيري هاي به عمل آمده از سوي اين وزارتخانه در خصوص خريد تمامي حقوق و نگاتيوهاي آرشيو عكس «رضا برجي»، سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور پيش آمده مبلغ دو ميليارد ريال از محل اعتبار كل كشور در اختيار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار گيرد تا پس از مبادله موافقتنامه با سازمان مديريت و برنامه ريزي برابر قوانين و مقررات هزينه شود.رضا برجي فيلمساز و عكاس متعهد كشورمان است كه با حضور در چندين جنگ مهم از جمله «چچن»، «ايران و عراق»، «بوسني» و «افغانستان» به ثبت و ضبط وقايع و رويدادهاي مهم در طول جنگ پرداخته است.وي كه براي جمع آوري اسناد دفاع مقدس به عراق سفر كرده بود به علت بيماري از ادامه سفر بازماند و در مركز درماني «شايامهر» بستري شد.اما نكته حائز اهميت در اين قضيه خريد دويست ميليون توماني است كه معلوم نيست با كدام كارشناس صورت گرفته و اگر آرشيو رضا برجي اين قدر ارزش دارد آيا مي شود قيمت مناسبي براي آرشيو كاوه گلستان تعيين كرد و آيا كسي حاضر است كه اين مجموعه را براي خريد به وزارت ارشاد پيشنهاد كند. چندي پيش در خانه هنرمندان ۳۶ اثر نقاشي توسط وزارت امور خارجه به مبلغ ۳۶ ميليون تومان خريداري شد. در حالي كه مقايسه اين مبلغ در مقابل ۲۰۰ ميليون تومان چيزي نيست.



 

[ 02:30 PM ] [ Comments (90) ]




جمعه 17 بهمنماه 1382


خانم شهلا شرکت مدير مسئول مجله وزين زنان بعد از مطلب چند روز پيش من جوابی برايم فرستاده اند که در زير می خوانيد. البته من خود را لايق اينهمه اظهار لطف ايشان نمی دانم. به هر حال شايد بهتر باشد بگويم بعد از مجله وزين پيام امروز شايد تنها مجله زنان جای آن را در نزد من گرفته است که به همکاری با آن افتخار می کنم و اميدوارم هميشه پايدار باشد.

حسن سربخشيان نازنين،

شکوه هايت را در سايت از نوع استفاده از عکس هايت خواندم و از اينکه من هم – که خاطرت اين همه برايم عزيز است - يکی از مخاطبانت هستم، واقعا متاسف و شرمنده شدم. اگرچه وقتی گرافيست مجله پيشنهاد برعکس کردن عکس را داد، واقعا تصور
نمی کردم اين کار، تو را اين همه آزرده کند. اما به هر حال اين از دانش کم و حتی هيچ من از هنر زندگی بخش عکاسی سرچشمه می گيرد و مهمتر از آن از غفلتم از ظرايف حساسی هنرمندی چون تو. از اين بابت از خودم و از قامت رنجور تو از بار سنگين دوربين در کوچه پس کوچه های مرگبار " بم " خجالت می کشم.

بی ترديد گرافيست عزيز ما هم برای اين کار خود دليل هنرمندانه پسندی دارد که اميدوارم بنويسد تا کدورت کمرنگ تر شود و تفاهم برقرار.

حيف که " زنان " به خود اجازه نمی دهد در برابر مبلغ هيچی که در ماه به تو می پردازد، علاوه بر زحماتی که بر دوش تو می گذارد، يک گستاخی ديگر هم بکند که : ای کاش می شد دبير عکس مجله " زنان " شوی تا همه چيز از زير نظر نکته سنجت بگذرد.

مخلصم، شهلا شرکت sherkat@zanan.co.ir



 

[ 04:19 PM ] [ Comments (72) ]




جمعه 17 بهمنماه 1382


از ديروز که سپهر پسرم کارنامه خود را گرفته و همچنين جايزه ای که بخاطر نمرات تماما ۲۰ خود مادرش برای او خريده است تبديل به يک محقق تمام عيار شده است و بافت همه چيز برايش جالب شده است. اما اين وسط سحر دخترم که کنجکاو کارهای سپهر است همه جا هی از او سوال می پرسد و خلاصه بفهمی نفهمی کمی حسودی ...
و حالا هم که عکس سپهر را اينجا گذاشتم هی گير داده که تو همه اش از او عکس
می گيری!!



 

[ 04:14 PM ] [ Comments (85) ]




سه شنبه 14 بهمنماه 1382


امروز باورم نمی شد چهلم قربانيان زلزله بم باشد ؛ اما بود. بازگشت کوتاه اما بسيار موثر امروز به اتفاق دوستان عکاس و خبرنگار به بم بار ديگر تصاوير روزهای حادثه را در ذهنم زنده کرد و لی احساسم اينبار کاملا با دفعه قبل فرق داشت. بعد از روبرو شدن با آن فضا آرامشی بدست آوردم و شايد من به خاطر فرار از واقعيت به خود تلقين می کنم!
اما آنچه نبايد می شد ؛ شد زمانی که در بهشت زهرای بم بر سر مزار خانواده های مدفون در قبور دسته جمعی بودم برای لحظاتی بغض کردم اما امان از اين دوربينها مگر مجال می دهند!؟



 

[ 11:33 PM ] [ Comments (72) ]




دوشنبه 13 بهمنماه 1382


جبهه مشارکت ايران اسلامی امروز رسما اعلام کرد در انتخالات اول اسفند شرکت نخواهد کرد. در اين عکس آقای مير دامادی ميکروفن را به آقای تاج زاده تحويل می دهد.



 

[ 05:57 PM ] [ Comments (89) ]




دوشنبه 13 بهمنماه 1382


۲۵ سال پيش همين آقای بهزاد نبوی در همين روزها چکار می کرد ؟
و الان چی به روزش آمده است بنده خدا ديگر در دهه ششم زندگيش بايد دنبال تائيد صلاحيت خود باشد!! و البته آقای نعيمی پور راحت کرده خودش را و برای دور هفتم مجلس کانديد نشده است.



 

[ 02:19 AM ] [ Comments (83) ]




 


Home | Resume | Photos | Exhibition | Contact | Links  | Prints | Weblog (Persian)

© 2002 HasanPix.com All Rights Reserved