// Photojournalist

Weblog

First Page

Categories

Athens
Daily

Archives

May 2012
February 2012
January 2012
August 2010
July 2010
June 2010
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003

Links

موسسه مهر ايرانيان
احسانلاین
یونس شکرخواه
کاوه گلستان
نصرالله کسراييان
جهانگير رزمی
حسن نمک دوست
کاوه کاظمی
آلفرد يعقوب زاده
کارن فيروز
آينا
joshua prager
پسرم
رامين طلايي
سایت عکاسی
سایت کارگاه
گروه عکاسی فانوس
مجله عکاسی خلاق
عکاسان قزوين
طوسي
TEHRAN24.COM
دوربين دات نت
محمد خيرخواه
مجيد محرابي
اسماعيل عباسي
خط خطي
حسين فاطمي
محمد تاجيک
ايمان بشری
جوادمنتظری
street photography
مهرانه آتشی
ايرج مهرگان
نفيسه
زهره سليمانی
منصور نصيری
ميلاد پيامی
فرشته جعفری
آرش آشوري نيا
علی خليق
ساتيار امامی
سينا جعفريه
حامد - گوهر
نوشين نجفی
حميد صادقی
بابک بردبار
عکاس ها به بهشت نمی روند
داريوش کيانی

hadipix.com
کاوه بغدادچی
محمد توکلی
حسن بردال
www.vx400.com
خبرگزاری AP
خبرگزاری رویتر
ا اف پی
بی بی سي
انجمن عكاسان مطبوعات ايران
ايرنا
خبرگزاري ميراث فرهنگی
خانه هنرمندان ایران
ايسنا

زنان
بخارا
کتاب هفته
انجمن عکاسان بحران
وحيد پور استاد
اکبر منتجبی
حامد فرمند
حسن بنانج
سهام الدين بورقانی
هادی حيدری
هفته نامه کاپوچینو
Editor: Myself
مازیار ناظمی
shanbeh
پرستو دوکوهکی
فرزانه ابراهيم زاده
چرک نويس
مصطفی قوانلو قاجار

جواد دليری
آزاده محمد حسين
آزاده بهشتی
کوروش ضيابری
« February 2004 | Main | April 2004 »
جمعه 7 فروردینماه 1383

هميشه همينجوريه عادت کرده ايم که بشنويم عجب! انگار همين ديروز بود!!
ولی اينبار برای من يکی براستی انگار همين ديروز بود که با کاوه در اربيل و با شماره موبايلش ۷۶۰۵۹۰۱ تماس می گرفتم و او با لحنی که فقط مخصوص او بود جواب
می داد ...
در جمعه اول سال و زمانی که صدای اذان ظهر از مسجد ده افجه شنيده می شد آنجا رسيدم. و ديدم همچون هميشه کاوه آرام است و تنها آرميده استت.
من نظاره گر قرمزی سنگی هستم که بر روی مزارش گذاشته شده است. تنها تفاوتی که در آنجا ديدم همسايه ای بود که در کنارش منزل کرده است و اين متن زيبا بر مزارش نقش بسته:
تنها با خود
تنها با ديگران
يگانه در عشق
يگانه در سرود
سرشار از عشق
سرشار از مرگ
فردی که به همراه خانواده اش بر سر مزار کاوه ادای احترام می کرد با ديدن نوشته سنگ قبر گفت چه زيبا! مختصر و مفيد!
و شايد او اصلا نمی دانست که کاوه واقعا مختصر و مفيد بود برای همه.
عصر جمعه عليرضا تلفن زد و گفت روزنامه گاردين جايزه Hugo Young را امسال به کاوه اختصاص داده است.
Hugo Young Journalism Award
Award-winning photo-journalist Kaveh Golestan worked the sharpest parts of the battle for free expression. In 1998 in Iraq he risked his life to tell the world of gas attacks on Kurdish towns. In 1997 he was banned in Iran for revealing the horrific plight of children in orphanages and asylums. He was killed by a landmine in Northern Iraq last year.
او البته خبر از برپايی مراسم سالگرد کاوه نيز داد که در جمعه آينده ساعت ۱۱ بر سر مزارش بر پا خوهد شد.


سه شنبه 4 فروردینماه 1383

وقتي از موزه ای ديدن مي کنيد همش دنبال زوايای متفاوت برای عکاسی هستيد البته اگر عکاسی شغلتان باشد و موزه هم کاخ گلستان!
اما وقتی با خانواده باشيد ديگر نمی شود درست حسابی حواستان به عکاسی باشد.
من سعی می کنم سالی دو سه بار به اين مجموعه سر بزنم و برای ساعتی هم که شده در آنجا گشتی بزنم. امروز به اتفاق خانم بچه ها رفتيم آنجا چون دخترم سحر خيلی دوست داشت ببيند چه شکلی است. راستش همش بايد براش توضيح مي دادم جاها و تابلوها و اتاقهايی را که بعضا هيچ اطلاعاتی برای ببيننده در آنجا ارائه نشد ه بود.
تابلوهای بی نظير نقاشی را مي شود در نگارخانه و حوض خانه ديد. و البته ساختمان شمس العماره که از جهاتی واقعا بی نظير ساخته شده است.
در طول ديدارمان بعضی اوقات سپهر می خواست تا با دوربين من عکس بگيرد و من هم کاری به کارش نداشتم تا ببينم چکار می کند؟ تا در ساختمان شمس العماره يک راست رفت طرف آيينه شمعدان اهدائی ملکه ويکتوريا به ناصرالدين شاه و چند فريم از آنها عکس گرفت. بعدش هم رو به من کرد و گفت: بابا فکر می کنم عقربه های اين ساعت جواهر بوده که دزديدند!! راستش من ديدم عکسی که او امروز گرفته بود در همين سادگيش جالب است و خوب ترجيح دادم آنرا در وبلاگ بگذارم.
اين چندمين بار است که من برای ديدن تالار آيينه می روم اما باز با درهای بسته روبرو می شوم! شايد روز جهانی موزه (۲۸ ارديبهشت) که تنها روز ديدن آنجاست بتوانم دوباره بروم.
نمی دانم اصلا روزی هم می شود که آلبوم های عکس آنجا را ديد؟


یکشنبه 2 فروردینماه 1383

مهدی فتحی بازيگر توانای سينما و تئاتر ايران در آخرين روز سال 1382 پس از گذراندن يک دوره طولانی و سخت بيماری در64 سالگی در بيمارستان شهدای تجريش درگذشت.

در سالهای خيلی دور من و مهدی فتحی هر روز پس از اينکه در اداره ای که فتحی در آن کار می کرد، غذايمان را می خورديم، ساعتها درباره هنر صحبت می کرديم. و يک جمله مشترک داشتيم. "اگر انسان هنر نداشته باشد چگونه می تواند زندگی می کند؟" پس از اينکه حدود دوماه پيش برای آخرين بار فتحی را در بستری بيماری ديدم، برايم حکم يک انسان گياهی را داشت. و اين جمله اين بار به اين صورت در ذهنم نقش بست." اگر انسان هنر داشته باشد چگونه می تواند زندگی کند؟"
متن بالا صحبتهای محمود دولت آبادی در مورد فتحی بود.
ادامه


جمعه 29 اسفندماه 1382

مصدق يکی از سر شناس ترين چهره های قرن بيستم در ايران و جهان است.
گروهی او را تا سر حد پرستش ستايش کرده اند و می کنند و جمع ديگری به شدت به او کينه ورزيده اند و می ورزند. و همين خود می رساند که هيچ کس نمی تواند او را ناديده انگارد. زمانی او را نماينده بورژوازی ليبرال و وقت ديگر اورا از غرب زدگان دانسته اتد.
اما هر عنوانی که به او داده شود اين واقعيت مکتوم نمی ماند که او - و نهضتی که او در يک دوره آن را نمايندگی و رهبری کرد - مخالف استعمار : استبداد و ديکتاتوری و
هواخواه استقلال ؛ آزادی ؛ حکومت قانون و دمکراسی بود و می خواست که دستاوردهای جهان امروز را به شکل ممکن و واقع بينانه ای
در متن فرهنگ ايران مستقر سازد.
متن بالا قسمتی از ياداشت مولف کتاب مصدق و مبارزه برای قدرت در ايران نوشته دکتر محمد علی همايون کاتوزيان می باشد. اين کتاب با ترجمه خانم فرزانه طاهری مطالب ارزشمندی از زندگی مصدق در اختيار علاقه مندان قرار می دهد.


جمعه 29 اسفندماه 1382

بيست و چهارمين پسر فتحعلي شاه، نخستين عكاس ايراني

شاهزاده ملك ميرزا قاسم، بيست و چهارمين پسر فتحعلي شاه را مي توان نخستين ايراني دانست كه دوربين عكاسي به دست گرفته است.
تاريخ اولين عكس كه در ايران ثبت شده به سال 1223 هجري شمسي برمي گردد كه ژول ريشار فرانسوي معروف به ريشارخان 14 دي ماه اولين عكس را از ناصرالدين ميرزا گرفت.
يحيي ذكاء در كتاب «تاريخ عكاسي و عكاسان پيشگام در ايران»، اما از شاهزاده ملك قاسم ميرزا به عنوان اولين ايراني نام مي برد كه مدتي بعد يا همزمان با ريشارخان به شيوه داگر ئوتيپ عكس برداري كرده است. ادامه


جمعه 29 اسفندماه 1382

امروز که اومدم چک میل کنم و آن شدم ٬ دیدم اقای رمضان زاده٬ سخنگوی دولت هم هستند. فرصت رو غنیمت دیدم و یه مقدار از حرف هایی که داشتم رو در میون گذاشتم باهاشون. بعد از بعضی از دوستان هم پرسیدم٬ به این نتیجه رسیدم که گذاشتنش اینجا عیبی ندارد و مشکلی هم ایجاد نمیکند.به هر حال شما هم که داری می خوانی..می بخشی که سوال ها آنطور که باید و شاید نیست ..چه کنیم؟!
اين ابتدای مطلب بهروز فردوسی بود ادامه آنرا اينجا بخوانيد.
برايم خيلی جالب است که سياستمداران ما در حال ارتباط برقرار کردن با نسل جوان هستند.



پنجشنبه 28 اسفندماه 1382

راستش ديدم همه دارن رسيدن عيد رو تبريک ميگن فکر کردم من چی کار کنم بهتره؟
رفتم تو آرشيو تا ببينم پارسال چی نوشتم و کجا بودم.
که ديدم نوشتم:
۱۰ ساله بودم که اولين شليک گلوله واقعی را به چشم خود ديدم و آنزمان انقلاب ۱۳۵۷ بود و من از لای درب منزل مادر بزرگم در تبريز شاهد بودم که سربازی بعد از فرار از گروهان خود و سر دادن شعار عليه شاه در کوچه ای بن بست اقدام به خودکشی کرد ...

راستش ديدم چيز بدرد بخوری گيرم نيامد رفتم سراغ آرشيو دوستان و اول از همه احسان که دم دستره!
اين بار ديدم عيد دو سال پيش احسان مطلب جالبی نوشته گفتم خوب چه بهتر اينو لينک بدم.
احسان نوشته: الان شايد حدود 1380 سال که مردم دم عيد که ميشه سال نو رو به هم تبريک ميگن و براي همديگه آرزوي موفقيت ميکنن. "ايشالا سالي پر برکت به همراه خودت و خانواده داشته باشي و وضعيتت بهتر از پارسال باشه!" ولي ديروز فکر ميکردم که اگه اين دعاها مستجاب ميشد تقريبا سير زندگي همه صعودي ميشد. که چه خوب ميشد. اصلا مگه چه ايرادي داره که همه تو زندگيشون پيشرفت داشته باشن؟ حتما يه ايرادي داره که اينجوري نيست!

البته من با تمام مطلب احسان موافق نيستم ولی اول نوشته اش کاملا درسته.
سوالی که به ذهن من خطور ميکنه اينه که واقعا تا کجا بايد ادامه داد؟ آيا از سالهایی که همين جوری پشت سر ميگذاريم عبرت می گيريم و از تجارب ديگران سود می بريم تا دوباره تکرار نکنيم؟ تا برسيم به آنجايی که بعضا خودمان هم نمیدانيم کجاست؟

از اين عکس خانم تینا چینی چیان هم خيلی خوشم گفتم شما هم ببينيد. بقيه کارهای ايشان را در اينجا ببينيد.


چهارشنبه 27 اسفندماه 1382

ديروز در حاشيه ديدار آقای خاتمی از نمايشگاه عکس بم ديدار با استاد فخرالدينی برای من خيلی خوشحال کننده بود. صحبت مطابق معمول از احوالات شخصی شروع شد و تاخير آقای خاتمی در بازديد از نمايشگاه باعث شد تا من بيشتر با ايشان صحبت کنم
هر جند دردی که تازگی از ناحيه پا وی را اذيت می کرد مانع از انتظار بيش از حد شد و ايشان مجبور شدند زودتر بروند. خبر خوشحال کننده برای جامعه عکاسی ايران اينکه استاد کتاب کارهای خويش را تا ارديبهشت ۱۳۸۳ عرضه خواهد کرد اين کتاب شامل
پرتره هایی است که از دهه های ۴۰ تا سالهای اخير عکاسی کرده اند و تماما از
چهر های ادبی و هنری ايران و البته بصورت محدود از کشورهای ديگر. قطع کتاب ۳۰*۴۰ خواهد بود و عکسها تماما سياه و سفيد خواهد بود و ايشان شخصا هزينه های چاپ آنرا بعهده دارند. اميدوارم استاد پايدار باشند تا همان طور که در نظر دارند جلد دوم کارهايشان را که به بخش طبيعت اختصاص دارد نيز چاپ کنند.

استاد از يک خبر ويژه ای هم ياد کردند که چون از من قول گرفتند که چيزی نگويم من هم فقط تا اينجا بسنده می کنم تا وقتش برسد.


چهارشنبه 27 اسفندماه 1382

ديدار آقای رئيس جمهور از يک نمايشگاه عکس در هر صورت از اهميت ويژه ای برخوردار است و نشانگر اين مطلب است که عکاسان در رسيدن به جايگاه واقعی خود در تلاشند و اين امر در حال تحقق يافتن است. به هر جهت بايد اين اتفاق را به فال نيک گرفت.
آقای خاتمی بعد از بازديد از نمايشگاه گفت:بايد کاری کرد تا مردم از اين نمايشگاه ديدن نمايند. ايشان ضمن بيان اين مطلب که قبلا از بم بازديد کرده گفت: تاثير اين نمايشگاه به مراتب خيلی بيشتر از آنچه در آنجا ديدم بود و اين را مديون زحمات عکاسان دانست.
در عکس پايين عکس العمل آقای خاتمی نسبت به عکسی که فروتن در بم از ايشان گرفته و البته عکسی که خود فروتن از اين صحنه گرفت! جالب است.

و در آخر عکسی به اتفاق عکاسان که ظاهرا غير عکاسان بيشتر از آنها هستند!

عکسهای فروتن در سايت ايسنا از بازديد آقای خاتمی


چهارشنبه 27 اسفندماه 1382

خوب امسال تا اينجا کلی خسارت همين چهارشنبه سوری را ديديم خدا به خير کند.
تازه سپهر و سحر فهميدن چه کيفی داره ترقه زدن!! اما بی خبر از عواقب آن.


سه شنبه 26 اسفندماه 1382

عصر ارتباطات همينه ديگه!!
هنوز ساعتی نگذشته بود که منصورخان در قسمت نظرخواهی مطلبی نوشت. من هم با ايشان کاملا موافقم که ارتباط گرفتن با دوستان ايرانی سخت است و دوباره می گويم حتما اين روال را ادامه بده. موفق باشی.

آقاي سربخشيان عزيز
حتما اطلاع دارید بعضی از دوستان ایرانی را چقدر سخت می شود ملاقات کرد؟ من از آنجا که زیاد آدم سخت کوشی نبودم و نیستم ترجیح دادم در نوشتن مقالاتم بیشتر به سراغ کسانی بروم که تنها با یک ایمیل ساده صمیمانه و بدون هیچ مشکلی اطلاعات مورد نیاز من و دیدگاه و نظراتشان را در اختیار م قرار می دهند......
منصور نصيری


سه شنبه 26 اسفندماه 1382

آيا مرغ همسايه را بايد هميشه غاز ببينيم؟!

عكاسي كه از لندن به ايران مي آيد تا از سوژه «عمل جراحي بينی» عكس تهيه كند، بايد فتوژورناليست تيزبين و جالبي باشد!!
اين جمله آغازين مطلب آقای منصور نصيری در روزنامه شرق است که چند روز پيش چاپ شد. من نويسنده مطلب را نمی شناسم و نمي دانم ايشان چقدر عکاسان ايران را می شناسند؟ اگر ايشان از روی عدم شناخت درست از عکاسی اين کشور اين مطلب را نوشته اند هيچ اشکالی ندارد بالاخره نظرشان محترم است.
ولي نوشته ايشان حاکی از اينست که دستی در اين وادی دارند پس اين می طلبد که کمی با نگرش کامل به موضوعات انتخابی خود بنگرند تا احيانا تلقی اشتباهی به خواننده منتقل نشود. چرا که هم اکنون هستند عکاسان ايراني که در داخل بسيار عالی کار
می کنند ولی به خاطر عدم دسترسی درست به جايگاه واقعی در پخش آثارشان دچار مشکل هستند. و اين واقعا جای تاسف دارد به خاطر انرژی که از طرف اين دوستان صرف می شود و به نتيجه مطلوب نمی رسد و البته در ادامه مشکلات مالی نيز برايشان محدوديت ايجاد می کند.
اگر آمدن زد نلسون از لندن به ايران برای نويسنده مطلب جذاب است هيچ اشکالی ندارد بالاخره نظر خودشان است اما آيا ايشان به اين موضوع نيز فکر کرده اند که آيا اگر يک عکاس ايرانی نيز بخواهد برای تهيه يک گزارش اينچنينی به يک کشور خارجی سفر کند تا چه حد برايش امکانپذير است؟
اينکه نلسون عکاس خوبی است شکی نيست اما اجازه دهيد کمی با نگاه انتقادي به کارهايش بنگريم. در مجموعه ۱۷ عکسی وي چهار عکس اصلا به موضوع مرتبط نيستند و نمونه شاخص آن عکس آيت ا... امامی کاشانی است. همينطور که نويسنده مطلب نيز اشاره کرده اند (نقل به مضمون نوشته): رضا دقتي عكاس بزرگ ايراني در جاهاي مختلفي اين نكته را يادآوري كرده كه اكثر عكاسان ايراني و خارجي كه ايران را موضوع كار خود قرار مي دهند اكثراً كارهايي تكراري و كليشه اي انجام مي دهند و در اين باره با مثالي مي گويد: «اينها دوباره از چند خانم چادري كه از جلوي تابلو يا مكاني رد مي شوند عكس گرفته اند!» البته زد نلسون هم از اين قاعده مستثني نيست و جمله «رضا» عكاس بزرگ جهان در مورد او هم صدق مي كند! زد نلسون در مجموعه عكس هايش از ايران دقيقاً دو عكس طبق تعريف «رضا» گرفته است، اما موضوع اصلي او را در عكاسي از ايران يك سوژه ناب و تازه تشكيل مي دهد: عمل جراحي پلاستيك بيني.
جالب است برای ياداوری ذهن دوستان بگويم بسياری از موضوعاتی که عکاسان فرنگی برای کار در اينجا انتخاب می کنند اغلب از روی ديدن کارهای همين عکاسان ايرانی است که بعضا با گذشت زمان و گاها از عدم ارتباط عکاسان ايرانی برای چاپ آثارشان که در بالا ذکر کردم بهره می برند. برای همين موضوع اخير نلسون شايد جالب باشد که بگويم احتمال زياد مطلب مورد اشاره چاپ شده وی در نيويورک تايمز از طرف AP بوده که من نيز عکسهای همان مطلب را گرفته بودم و تا دو سه ماه پيش عکسها در سايت ياهو قابل ديدن بودند.
در نگرش کلی آثار عکاس از ايران من يکی دو عکس خوب بيشتر نديدم و يادمان باشد ما دنبال عکس خوب نيز بايد باشيم. اگر فرض کنيم همين مجموعه را يکی از عکاسان خودمان تهيه می کرد
نه زد نلسون آيا واقعا می پذيرفتيم يا آنقدر از بعد منفی می گفتيم که وی را از ادامه کار منصرف می ساختيم؟
و نقطه آخر برای شرقيان عزيز که با صفحات متنوع روزنامه خود سعی در معرفی شيوه نويني در ژورناليست اين کشورند اينکه در همين کنار گوشه اين مرز و بوم هستند عکاسانی که انصاف نيست به همين راحتی از کنارشان بگذريم
امثال: کوچکپور کپور چالی - اميد صالحی - پيمان هوشمند زاده - محسن راستانی و....


دوشنبه 25 اسفندماه 1382

اين آقايان حتما معرف حضور علاقه مندان دنيای فوتبال هستند اشتباه نکنيد گلادياتور نيستند بلکه روبرتو کارلوس و ديويد بکهام اينبار در عرصه ديگری از اين رشته ورزشی در قالب فيلم تبليغاتی برای پپسی ظاهر شده اند.


عکسهای مرتبط


دوشنبه 25 اسفندماه 1382

اسکناس دوهزار تومانی جديد وارد بازار شد.

عکس از سايت آتش


یکشنبه 24 اسفندماه 1382

احمد چلبی -چپ- عضو شورای حکومت موقت عراق و محمد بحر العلوم رئيس دوره ای شورای حکومت موقت عراق در ديدار با آقای خاتمی


یکشنبه 24 اسفندماه 1382

دلخوری عطا الله طاهر کناره را وقتی شاهد باشی بدان که واقعا رنجيده خاطر است چرا که در بيش از يک دهه ای که از آشنايی ما دو نفر می گذرد و البته در اين سالها که بيشتر با هم بوديم هميشه خنده هايش برايم به ياد مانده است. عطا ساعت نزديک ۱۲ شب به من زنگ زد و من که تقريبا فهميدم اوضاع از چه قرار است صبر کردم تا خود بگويد. او دلخور بود از اينکه چرا از مجموعه عکسی که برای نمايشگاه فرستاده بود فقط يک عکس انتخاب شده در صورتی که عکسهای فرنود در نمايشگاه به صورت مجموعه بود!
عطا می گفت: آيا اينست اخلاق حرفه ای گری؟
نمی دانم چرا اينگونه عمل کرده اند؟! خوب اگر قرار بر اين بود خوب همه کارهای مرا حذف می کردند بهتر بود وقتی اين عکسها در مجله پاری ماچ و اشترن چاپ شده اند چرا اينجا اينطور شده!؟
البته من در مطلب قبلی خود بصورت غير مستقيم و با عکسی که گذاشتم خواستم به اين مسئله اشاره کنم اما باز ملاحظه های بی دليل مانع شد.
اصولا نمايشگاههای اينچنينی هميشه مسائل حاشيه ای داشته و اين نيز مستثنا نيست و لی بايد به ياد داشت مسائل حاشيه ای هميشه بی دليل نيستند.
شايد عدم شرکت در چنين نمايشگاههايی آسانترين گزينه برای دوری از اين دست حرفها و حديث ها باشد اما بايد راههای ديگری نيز باشد تا آرام آرام بتوانيم ياد به گيريم تا با هم کار کنيم.
لطفا شما هم نظر خود را بدهيد چاره کار در چيست؟


شنبه 23 اسفندماه 1382

من اصلا نمی توانم بفهمم که اين نمايشگاه بام شکسته که خودم هم عکس دارم چرا الان و نزديک عيد بايد برپا شود!؟ هر چند قرار بر اين بوده که زودتر باشد و نشده!
هرچند چاپ ها بسيار عالی بودند! ولی عکسها برای من تقريبا تکراری بودند و شايد برای همگان!
البته راستش بدم آمد که بايستم و ادای هنرمندانه در بياورم و با دوستان گپ بزنم کنار عکسها و احيانا چایی و شيرينی هم ميل کنم آن هم زمانی که هنوز برای بمی ها کاری اساسی انجام نشده است و هنوز خاکستر چادر هايشان که همين دو روز پيش سوختند باقی است.
زمانی که رييس هلال احمر از عدم رسيدن کامل کمکها به دستشان خبر می دهد.
من حداقل دلم خوش است که برای يکبار هم که شده فرماندار بم به خاطر عدم برآورد خواسته های مردم استعفا داد هر چند پذيرفته نشد!
البته تا يادم نرفته بايد از عکس فوق العاده جاسم غضبانپور که در ورودی نمايشگاه بود که از زاويه ای بسيار درست با نور عالی قبل از زلزله عکاسی کرده بود ياد کنم.


شنبه 23 اسفندماه 1382

تقريبا هر روز چند بار از خيابانی عبور می کنم که اين مغازه در آن قرار دارد و من نمی دانم بين راک اسمش و محتويات آن (کله پاچه) چه نسبتی مي تواند باشد!!


جمعه 22 اسفندماه 1382

برنامه ای که در دوبی به منظور حمايت از زلزله زدگان بم در روز پنجشنبه برگزار شد و مورد استقبال مردم قرار گرفت همچنين کمکهايی نيز برای حادثه ديدگان جمع شد.
عکسها از کامران جبرئيلی


جمعه 22 اسفندماه 1382

عکسهای روز جهانی زن در تهران و آن خانم که علامت پيروزی نشان می دهد فرزانه طاهری نويسنده و مترجم تواناست.


جمعه 22 اسفندماه 1382

«بهمن جلالي» دبير دوسالانه عكس ايران خلاقيت را عنصر مهم اين جشنواره مي داند و مي گويد: «خلاقيت مفهومي جز تفكر در آثار ندارد.» و اضافه مي كند: «عكاسي حيطه گسترده اي دارد، كاربردها و كاركردهايش متفاوت است.» از نظر جلالي عكس خلاق در واقع از ديدگاه يك انسان آگاه و هنرمند سرچشمه مي گيرد و مي گويد: «عكس خلاق عكسي است كه عقيده هنرمند در آن رويت شود و نه فقط تكنيك هنرمند در عكس هايش ديده شود.» او كار جوانان عكاس ايران را خوب مي داند و مي گويد: «اگر آنها از امكانات لازم مثل عرضه ، چاپ و نمايش در خارج از كشور برخوردار باشند عكاسي ايران زير و رو خواهد شد.» ادامه


جمعه 22 اسفندماه 1382

مراسم افتتاحيه نمايشگاه عکس
بام شکسته روز شنبه ۲۳ اسفند ساعت ۱۶ در فرهنگسرای نياوران برگزار خواهد شد.


جمعه 15 اسفندماه 1382

Magazine Photographer of the Year
James Nachtwey, VII/Time Magazine

نتايج امسال مسابقه بين المللی عکس سال POYi را اينجا ببينيد که همچنان عکاسان ايرانی در آنجا نيز
صاحب عنوان هستند. با تبريک به نيوشا توکليان که بعد از جيمز نچوی در بخش گزارش تصويری مجله ای در جای دوم قرار گرفته و عطا کناره که در بخش تک عکس روزنامه ای در مکان سوم قرار دارد.

Magazine Division / Feature Picture

First Place, James Nachtwey, VII/TIME Magazine, Untitled
Second Place, Newsha Tavakolian, Polaris/U.S. News and World Report, "Tehran Pool Party"
Third Place, Scott Barbour, Getty Images, "End of the Day"

Newspaper Division / Spot News
First Place, Manny Crisostomo, Sacramento Bee, "Protest Gone Ugly"
Second Place, Gina Ferazzi, Los Angeles Times, "Running from Flames"
Third Place, Atta Kenare, AFP, "Having to Bury His Sons"


پنجشنبه 14 اسفندماه 1382

كر راه اندازي تلويزيون در ايران به سال ۱۳۳۵ برمي گردد. جواني به نام آقاي كازروني، اهل اصفهان كه از يك خانواده ثروتمند بود و در خارج كشور كارگرداني سينما خوانده بود به اين فكر افتاد كه در ايران تلويزيون تأسيس كند و از اين طريق يك منبع درآمد مطمئني را براي خود ايجاد كند. حتي با شركت هاي خارجي اي كه فرستنده هاي تلويزيوني توليد مي كردند وارد مذاكره شد اما اين صحبت ها به نتيجه نرسيد...ادامه


چهارشنبه 13 اسفندماه 1382

شب عاشورا تقريبا تا نيمه های شب مشغول عکاسی از زائران در حرم امام حسين بودم. ديگه از فرط خستگی و بی خوابی تحملم تموم شده بود. برای همين به هتل رفتم که بتونم يکی دو ساعتی بخوام چون برای نماز صبح دوباره بايد برميگشتم به حرم چون بعد از نماز صبح، مراسم قمه زنی شروع ميشد.
وقتی به هتل رسيدم، اصلا متوجه نشدم که چطوری خوابم برد! حدود يک ساعتی از خوابيدنم نگذشته بود.....
ادامه مطلب علی خليق در بی بی سی


چهارشنبه 13 اسفندماه 1382

راستش ديروز هر چی تلاش کردم سايت ايسنا باز نشد و به همين خاطر اين عکس مهدی قاسمی عکاس خوب و مستعد را امروز ديدم و حيفم آد شما آنرا نبينيد.
تصور اين که عکاس زمانی که می خواهد اين عکس را برای ديدن همگان ثبت کند و البته هزاران فريمی که می بيند ولی تنها در ته ذهنش ثبت مي شوند اما هيچکس آنها را
نمی بيند شايد تنها برای عکاسان قابل لمس باشد تا افرادی که منتخبين آثار آنها را
می بينند همچون اين عکس!
بابت اينکه بالای عکس را کمي مجبور شدم حذف کنم از مهدی عذر می خواهم اما راستش نمی دانم چرا اينقدر مهدی علاقه مند گرفتن عکسهای عمودی است شايد بايد يک نفر به او بگويد که عکس عمودی خوب گرفتن واقعا دشوار است و ديدنش دشوار تر اگر عکس کاملا آنچيزی نباشد که بايد می بود.
عکسهای مهدی از کربلا
از دوستان ديگر عکاس يلدا معيری - آهار - عباس کوثری - مجيد سعيدی - ساتيار هم اکنون در عراق هستند که بطور قطع آثارشان ديدن دارد.


سه شنبه 12 اسفندماه 1382


عکسهای فارس - ايرنا - از انفجارهای امروز کربلا و بغداد.
طبق تماسی که علی خليق با من داشت وی اعلام کرد خوشبختانه تمامی عکاسان ايرانی سالم هستند.


دوشنبه 11 اسفندماه 1382

امروز و فردا اوج کار عکاسان در محرم امسال است و البته آنهايی که در عراق هستند پرکارند. يکی از عکاسانی که هميشه عکسهايش متفاوت بوده و در قالب کليشه ای و دولتی محل کارش نمی گنجد رضا علی مددی عکاس ايرنا است. با رضا چندين بار در موقعيتهايی مشابه بوده و کار کرده ام او سختکوش و پر انرژی است فقط اشکال کارش اينست که در ايرنا محدود شده است اما با همه اينها فعال است و از کار فرار نمی کند.
عکس بالا کار رضا در نجف است که امروز برايم فرستاد.



copyright © 2002-2012 | HasanPix.com