// Photojournalist

Weblog

First Page

Categories

Athens
Daily

Archives

May 2012
February 2012
January 2012
August 2010
July 2010
June 2010
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003

Links

موسسه مهر ايرانيان
احسانلاین
یونس شکرخواه
کاوه گلستان
نصرالله کسراييان
جهانگير رزمی
حسن نمک دوست
کاوه کاظمی
آلفرد يعقوب زاده
کارن فيروز
آينا
joshua prager
پسرم
رامين طلايي
سایت عکاسی
سایت کارگاه
گروه عکاسی فانوس
مجله عکاسی خلاق
عکاسان قزوين
طوسي
TEHRAN24.COM
دوربين دات نت
محمد خيرخواه
مجيد محرابي
اسماعيل عباسي
خط خطي
حسين فاطمي
محمد تاجيک
ايمان بشری
جوادمنتظری
street photography
مهرانه آتشی
ايرج مهرگان
نفيسه
زهره سليمانی
منصور نصيری
ميلاد پيامی
فرشته جعفری
آرش آشوري نيا
علی خليق
ساتيار امامی
سينا جعفريه
حامد - گوهر
نوشين نجفی
حميد صادقی
بابک بردبار
عکاس ها به بهشت نمی روند
داريوش کيانی

hadipix.com
کاوه بغدادچی
محمد توکلی
حسن بردال
www.vx400.com
خبرگزاری AP
خبرگزاری رویتر
ا اف پی
بی بی سي
انجمن عكاسان مطبوعات ايران
ايرنا
خبرگزاري ميراث فرهنگی
خانه هنرمندان ایران
ايسنا

زنان
بخارا
کتاب هفته
انجمن عکاسان بحران
وحيد پور استاد
اکبر منتجبی
حامد فرمند
حسن بنانج
سهام الدين بورقانی
هادی حيدری
هفته نامه کاپوچینو
Editor: Myself
مازیار ناظمی
shanbeh
پرستو دوکوهکی
فرزانه ابراهيم زاده
چرک نويس
مصطفی قوانلو قاجار

جواد دليری
آزاده محمد حسين
آزاده بهشتی
کوروش ضيابری
« March 2004 | Main | May 2004 »
جمعه 11 اردیبهشتماه 1383

کيومرث صابری فومنی طنزپرداز برجسته ايرانی که به گل آقا مشهور بود روز جمعه صبح يازدهم ارديبهشت به علت کم خونی شديد در بيمارستان مهر تهران درگذشت.
اين عکس را من سه سال پيش از او عکاسی کردم و فکر می کنم با همه اينکه هميشه مردم را می خنداند ولی بد جوری تو خودش بود.


پنجشنبه 10 اردیبهشتماه 1383

دو عكس از هزاران عكسِ كه از عراق مي توان ديد در يكي پيرمرد عراقي بعد از دريافت غذا دست سرباز آمريكايي را مي بوسد و در ديگرِي سگ پليس آمريكايي در مقابل عراقيهاي كه در انتظار ورود به شهر فلوجه هستند در حال پارس كردن!!

AP Photo/John Moore


پنجشنبه 10 اردیبهشتماه 1383

مراسم اعتراض به سياست‎هاي زن‎ستيزانه صدا و سيما در محل انجمن صنفی روزنامه نگاران


سه شنبه 8 اردیبهشتماه 1383


خبر گزاري کار ايران 07/02/1383 11:59
انجمن صنفي عكاسان مطبوعات ايران جشنواره مطبوعات را تحريم كرد/
رئيس انجمن صنفي عكاسان مطبوعات ايران در گفتگو با ايلنا:
براي جشنواره مطبوعات "پدرخوانده" گذاشته‌‏اند
تهران-خبرگزاري كار ايران
رئيس انجمن صنفي عكاسان مطبوعات ايران گفت: انجمن صنفي عكاسان ايران نسبت به ناديده گرفته شدن اين انجمن در يازدهمين جشنواره مطبوعات اعتراض دارد و حضور در اين جشنواره را تحريم مي‌‏كند.
كاووس صادق لو, در گفتگو با خبرنگار سرويس هنري ايلنا, اظهار داشت: انجمن صنفي عكاسان مطبوعات ايران نسبت به روند برگزاري يازدهمين جشنواره مطبوعات و ناديده گرفته شدن اين انجمن در جريان اين جشنواره اعتراض دارد.
وي افزود: جشنواره مطبوعات، در 9 دوره ابتدايي برگزاري خود واجد ضعف شديدي از لحاظ عدم واگذاري قسمت‌‏هاي مختلف جشنواره به انجمن‌‏هاي متخصص رشته‌‏هاي گوناگون بود.
صادق‌ ‏لو خاطر نشان‌‏ كرد: دوره دهم جشنواره مطبوعات، با همكاري احمد مسجد جامعي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، بسيار خوب و مناسب برگزار شد، قسمت‌‏هاي مختلف جشنواره به انجمن‌‏هاي متخصص آن سپرده شد و جشنواره از كيفيت بالايي برخوردار بود.
وي تاكيد كرد: اما در دوره يازدهم جشنواره مطبوعات، برگزار كنندگان جشنواره قرار است تا همان روند سنتي را پي گيرند و اين مورد قبول انجمن صنفي عكاسان مطبوعات ايران نيست.
رئيس انجمن صنفي عكاسان مطبوعات ايران افزود: برگزار كنندگان جشنواره در اين دوره جشنواره مطبوعات، با قراردادن انجمن صنفي روزنامه نگاران به عنوان "پدرخوانده" و سرپرست، در بخشهاي گوناگون باعث ناديده گرفته شدن حقوق انجمن‌‏هاي تخصصي مي‌‏شوند و انجمن صنفي عكاسان ايران با تمام احترامي كه براي همكاران انجمن صنفي روزنامه نگاران قائل است، اجازه نمي‌‏دهد كه حقوق اعضاي انجمن صنفي عكاسان پايمال شود.
گفتني است، اين انجمن نشست خبري براي تحليل اين موضوع و ارائه دلائل تحريم يازدهمين جشنواره‌‏مطبوعات، در روز شنبه 12 ارديبهشت ماه در سالن كنفرانس خانه هنرمندان برگزار خواهد كرد.
با سپاس از سجاد صفری عزيز


سه شنبه 8 اردیبهشتماه 1383

از ديروز فرمهای شرکت در جشنواره مطبوعات در روزنامه ها چاپ شد.
توضيح زياد را در اين سايت که البته در حين طراحی و ساخت است بعدا می توانيد ببينيد.


سه شنبه 8 اردیبهشتماه 1383

امروز مراسم اهداء جوايز مسابقه ورلد پرس فتو برگزار شد.
در عکس بالا Jean-Marc Bouju عکاس AP نفر ايستاده برنده عکس سال ۲۰۰۳بعد از دريافت جايزه خود به دخترش Lauren و Bernard Bot congratulates وزير خارجه هلند نگاه می کند. راستی عطا کناره هم اکنون در هلند بسر می برد. بقيه ماجرا بماند تا از زبان عطا بعدا بشنويم.


چهارشنبه 2 اردیبهشتماه 1383

ديداری تازه کردن آن هم در دوبی برای بهمن جلالی و کامران بهانه ای می خواهد و چه چيزی بهتر از يک نمايشگاه عکس؟
نمايشگاه جمعی از عکاسان معاصر ايران درFairmont Hotel شهر دوبی از ديروز افتتاح شد و تا ۱۷ ارديبهشت ادامه خواهد داشت. در اين نمايشگاه که اولين نمايشگاه آثار عکاسی هنری عکاسان ايرانی در دوبی به شمار می رود آثار بهمن جلالی - رعنا جوادی - شاد آفرين قديريان - کورش اديم - مهگامه پروانه و آرش حنايی به نمايش در آمده است.
اين نمايشگاه از طرف خانمها
Gino Castoriano Coulom و Isabelle van den Eynde تدارک و برگزار شده است.
با سپاس از کامران جبرئيلی که وقتی داشتيم با هم صحبت می کرديم و اين خبر را به من داد يک دفعه مجبور شد بره رياض !! آخه يک انفجار بمب اونجا اتفاق افتاد!
اميدوارم سلامت باشد هر جا که هست.


چهارشنبه 2 اردیبهشتماه 1383

يک روز تعطيل يک عکاس خبری مطبوعات!

روزی را که معمولا اغلب مردم تعطيل هستند امثال ماها بايد سر کارشان باشند تا اينجای کار هيچ اشکالی ندارد بالاخره اين هم جور ديگريست.
اما صبح که از خواب بيدار می شی بر حسب عادت و قبل از صبحانه بايد با اينترنت کلنجار بری تا نکنه در ساعاتی که در خواب خوش بودی اتفاقات عجيبی رخ داده باشه و تو خبر دار نشده باشی!
و آنوقت ماجرا آغاز مي شود. از آنطرف پيغام گير دوست خبرنگاری می گويد: ميتونی بری بيمارستان ... از سيامک پور زند عکس بگيری؟
من هم می پرسم مگر آزاد نشده؟ ميگه نه! ميگم آخه اونجا مامورا هستن!
(ميدونستم که زندان بود) اما او پيشنهاد جالبی ميکنه ميگه: اگه ساکت باشی شايد مامور با تو همکاری کنه!! ميگم يعنی چی؟ ميگه آخه خبرنگارمون رفته و با او مصاحبه کرده!! تو هم با يک دوربين کوچک برو برای عکاسی.
و من که قبلا چند بار به بيمارستان برای عکاسی از زندانيان بيمار رفته بودم و ناموفق برگشته بودم خلاصه با عدم موافقت خودم قضيه را فيصله می دهم.
هنوز ساعتی نگذشته که موبايلم زنگ می خورد و دوباره همان دوست.
اينبار می پرسد: چی شد؟ رفتی؟! ميگم نه هنوز
ميگه: خوب پس يک خبر ديگه
اينبار يک قتل اتفاق افتاده و پدری دختر ۱۰ ساله خود را سر بريده!
من که شوکه شده ام دوباره می پرسم: چی ؟ وجواب او تاييد خبر است. اينبار نمی توانم جواب نه بدهم. آدرس را می گيرم و با نا رضايتی البته بالاجبار موافقت می کنم تا بروم برای عکاسی از محل وقوَع جنايت!
در طول مسير در انديشه قتلی ناموسی هستم که مشابه همين جنايت چندی پيش در جنوب کشور انجام گرفته بود و هم اينک پدر در انتظار زندانی سه يا چهار ساله است.
از طرف شرق به غرب بزرگراه همت که در حرکت باشيد در يک نقطه ای اتوبان به پايان
مي رسد و هنوز امتداد آن تکميل نشده است و علت آن زمينهای بخش کن می باشد.
نيازی نيست زياد به دنبال محل حادثه باشيد چون تمام اهالی محل از آن آگاهند.
ابتدا به اتفاق مردی که منتقد برخورد حکومت با چنين افراديست به سمت خانه مادر بزرگ زهرا (مقتول) می رويم. در آنجا افرادا فاميل جمعند و همه سياه پوش. مادر بزگ زهرا
مي گويد مسعود (قاتل) از اول با زهرا بد رفتاری می کرد و او را کتک می زد حتی يکبار هم رگ دستش را زده بود. ظاهرا قاتل مشکل روانی داشته است! می گويند او هميشه در نماز جماعت مسجد محل حاضر بود و بعيد است از او. بی اختيار ياد سعيد حنايی و قتلهای کرمان می افتم که آنها نيز به نوعی افراد مذهبی بودند.
محل جنايت خانه ای با ديوار سيمانی است و بر روی درب آن اطلاعيه ای از طرف کلانتری مبنی بر پلمپ آن ديده می شود. چند زن با چادر سياه و با کاسه های نذری آش از کوچه کناری بيرون می آيند و از مقابل محل قتل عبور می کنند. دو دختر حدودا همسن مقتول نيز از کوچه در گذرند. نمی توانم درست عکاسی کنم و فقط چند فريم
شاتر می زنم تا دست خالی به روزنامه بر نگردم.
دست آخر نيز با اينترنت بايد تمام کنم کار روزانه را تا باز در جريان آخرين خبرها باشم.
و اينبار دوست جراحی که در جنوب کشور است آنطرف با من صحبت می کند و از اوضاع و احوال جويا می شود. قضيه را به او می گويم و او نيز به نمونه های متعددی از قتلهای ناموسی در ميان عربهای جنوب اشاره می کند و می گويد اگر قاتل مبتلا به اسکيزوفرنی باشد کاری نمی شود کرد! همين!
اکنون که مشغول نوشتن اين مطلب هستم هنوز مات و مبهوتم از کرده آن پدر.


شنبه 29 فروردینماه 1383

كاوه گلستان چه وقتي كه بود و چه حالا كه-انگار-نيست، از ايران فراتر مي‌رفت...
يكي از ويژگي‌هاي گلستان هم اين بود، كه در هر شرايطي بالاتر از ايدئولوژي و حاكميت سياسي، چشم در چشم واقعيت حركت مي‌كرد و همين از او در عرصه كار خبري كشورمان، نمونه‌اي مثالي ساخته بود. آنقدر كه اين حقيقت حتي به قيمت دور شدن و از دست دادن برخي از اعضاي خانواده براي او تمام شده بود. كه البته اميدوارم اين اعتراف و اين اشاره به رازهاي مگوي كاوه، واكنش كسي را در پي نداشته باشد، كه خوب همين همه ماجرا را روشن مي‌كند.
خلاصه براي اينكه گلستان را بشناسيم، راهي جز ورود به واقعيت نداريم. واقعيتي كه جز خود را به گواهي نمي‌گيرد و هيچ چيز را بزرگتر از آني كه هست، هستي نمي‌بخشد.
هنرمندي كاوه هم جز در عكس‌هايش به چشم نمي‌آيد.
اصل مطلب از وقايع اتفاقيهاز محمد شمخانی


شنبه 29 فروردینماه 1383

راستش من يکی نمی دانم واقعا چه جوری ميشه اين چند مسئله را کنار هم قرار داد!
دو روز پيش بخش خبر راديو اعلام کرد: از کبوتر پران ها در خواست می شود از کبوتر پرانی در روز ارتش به خاطر پرواز هواپيما ها و هلی کوپتر ها خودداری نمايند.
سپس خبری اعلام شد مبنی بر تاخير و تغيير دهها پرواز داخلی به خاطر برگزاری روز ارتش.
من مانده ام چطور ارتش به کبوتر پرانها توجه داشته ولی با سازمان هواشناسی اصلا هماهنگی نداشته! تا جايی که امروز اعلام شد به خاطر شرايط بد جوی رژه هواپيماها انجام نخواهد شد! و اگر می دانستند که هوا اينگونه خواهد بود آيا برای ارتش کاری داشت تا برای گروه خبری و تصوير برداران و عکاسان نيز جايگاهی با پوشش مناسب درست کنند؟! و آيا تاخير حداقل ۴ ساعت در شروع برنامه رژه امکان پذير نبود؟!


شنبه 29 فروردینماه 1383

اين هم رژه روز ارتش در زير باران شديد و مجيد مردانيان


جمعه 28 فروردینماه 1383

از فردا روزنامه جديد وقايع التفاقيه را در بين ساير روزنامه ها می بينيد. اميدوارم عمر طولانی داشته باشد.احتمالا آدرس درست همين باشد که تا آخر وقت امشب قابل دسترسی خواهد بود.


جمعه 28 فروردینماه 1383

ايران ۲ - ۱ چين را برد
در جريان ديدار تيمهای ملی اميد ايران و چين فوتبال دوستان چينی هم برای تشويق تيمشان در ورزشگاه حاضر بودند و انصافا هم از اول تا آخر تيمشان را تشويق کردند. در بين آنها خانمها هم بودند که در اينجا اين بنده خدا خانم چينی با يک دست روسری خود را مرتب می کند و با آن يکی شيپور می زند.


جمعه 28 فروردینماه 1383

قابل توجه کسانی که اين روزها تمايل دارند به عراق سفر کنند. اول اين نامه را بخوانيد!
به فاميل های ما در بغداد
منازل خود را ترک نکنيد ؛ به مدارس ؛ دانشگاهها ؛ اداره ها هم نرويد. به صاحبان مغازه ها و سوپر مارکتها توصيه شده تا از ۱۵ آوريل تا ۲۳ آوريل مغازه هايشان را ببندند. بخاطر اينکه برادارن مجاهد شما در رمادی ؛ خالديه و فلوجه برای ياری به مجاهدين لشگر المهدی به بغداد خواهند رفت تا به ياری آنها بتوانند شما را از اشغال سياه آزاد کنند.
به شما اخطار داده شد!
برادران مجاهد شما - پيروزی و موفقيت با خداست

اينجا را هم بخوانيد بد نيست. شايد فکر کنيد که دعوای حزبی است بيشتر!
اما به نظر من کمی بايد واقع بين بود همه اش نمی تواند آنگونه باشد.


جمعه 28 فروردینماه 1383

اين تصوير را ساسان عزيز برايم فرستاده او واقعا با پشتکار خود نمونه جالبی است از کسی که مشغول کار است. در جلسه ديروز ساسان می گفت با يک عکس کارش را در سايتش شروع کرد و اکنون از هر عضو ۳ يا ۶ دلار برای هر ماه دريافت می کند که ماهيانه حدود هشتصد دلار را شامل می شود. بيشتر بازديد کننده های سايتش اغلب از ايرانيانی هستند که سالها از وطنشان دور بودند. برای او آرزوی موفقيت بيشتر دارم.
تصاوير مرتبط


پنجشنبه 27 فروردینماه 1383

مراسم اختتاميه نمايشگاه بام شکسته با حضور آقای کروبی برگزار شد.
عکس را علی خليق فرستاده و البته فکر می کنم به زودی بايد به سايتش لينک بدم.


پنجشنبه 27 فروردینماه 1383

جلسه آشنايی با سايت های عکاسی از سوی انجمن صنفی عکاسان مطبوعات بر گزار شد. کارگاه - عکاسی دات کام - تهران ۲۴ - عکس - روتوشباشی -
گروه عکاسان قزوين - خانه عکاسان و من جزو شرکت کنندگان در اين جلسه بوديم و عليرغم همزمانی با اختتاميه نمايشگاه بام شکسته حدود ۳۰ نفر در جلسه حضور داشتند.


پنجشنبه 27 فروردینماه 1383

هنگامي كه كوبريك ۱۳ ساله بود، پدرش يك دوربين عكاسي به وي هديه داد. اين، اولين دوربين او بود، پس فوراً به عكاسي پرداخت و عكاسي به زودي سرگرمي مورد علاقه او شد. در دوران دبيرستان و در ۱۶ سالگي، كوبريك صبح روز پس از مرگ FDR، عكسي از صاحب يك دكه روزنامه فروشي گرفت و مجله معروف «نگاه» (Look) - كه يك نشريه مختص عكس و خبر بود- عكس فوق را به قيمت ۲۵ دلار از وي خريد. ادامه


چهارشنبه 26 فروردینماه 1383

دو وزيری که هميشه خبرنگارها دنبالشان هستند.


دوشنبه 24 فروردینماه 1383

پيش نويس قانون مالکيت ادبی و هنری

امروز با حضور تعدادی از عکاسان مطبوعات در محل خانه هنرمندان پيش نويس قانون مالکيت ادبی و هنری که توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تهيه شده است مورد بررسی قرار گرفت. طرح مذکور که بسياری از مواد آن بر اساس بازنگری و تکميل قانون حمايت حقوق مولفان و منصفان و هنرمندان مصوب ديماه ۱۳۴۸ نوشته شده در بخش آثار مورد حمايت از آثار عکاسی نامی برده نشده است و اين می تواند در دعاوی احتمالی باعث تضييع حقوق عکاسان شود.
در حاليکه در قانون حمايت حقوق مولفان و منصفان در بند ۸ ماده ۲ از اثر عکاسی صريحا
جزء آثار مورد حمايت نام برده می شود. جا دارد در پيش نويس قانون جديد که از نقشه ساختمان - خطوط تزيينی - نقش قالی و کليم - طرح - نقاشی و نظاير آن بعنوان آثار مورد حمايت نام برده شده است از اثر عکاسی نيز صريحا نام برده شود نه بعنوان تصوير!
زيرا عکس و عکاسی يکی از پايه های اصلی مطبوعات است که نقش مهمی در اطلاع رسانی دنيای امروز دارد و به دليل کاربرد وسيع آن از آثار پيش گفته بسيار بيشتر مورد استفاده قرار می گيرد. در شرايط فعلی نيز می بينيم که مطبوعات با وجود قانون قبلی استفاده های بدون مجوز فراوانی از آثار عکاسی می کنند و دعاوی متعددی در اين مورد در دادگاهها مطرح شده است و لازم است قانون جديد با صراحت بيشتری آثار عکاسی را مورد حمايت قرار داده تا جلوی سو ء استفاده های آتی گرفته شود و محاکم قضايی بتواند براحتی آراء عادلانه در اين مورد صادر کنند کما اينکه قبلا کميسيون فرهنگی مجلس شورای اسلامی نيز بر لزوم تهيه قانون يا طرحی که حقوق عکاسان را در مقابل
سو ء استفاده هآی غير قانونی حفظ کند تاکيد کرده است.
لازم به ذکر است اين اولين جلسه کميته حقوقی انجمن عکاسان مطبوعات بود که با حضور آقايان پرتوی - صمديان - رحيميان - صادقلو - شاهرودی - نصير پور - يداللهی - شادمان نژاد - نامور عباسی و سربخشيان تشکيل شد.


دوشنبه 24 فروردینماه 1383

سرويس فرهنگ و هنر - هنرهاي تجسمي ايسنا
جلالي خبر داد: چهارمين دوسالانه عكس ايران با تأخيري 70 روزه چهاردهم تيرماه 83 در نگارخانه خيال فرهنگستان هنر برگزار مي‌شود.
دبير چهارمين دوسالانه عكس ايران در گفت‌وگو با خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران، توضيح داد: قرار بود دوسالانه چهارم، دوم ارديبهشت‌ماه سال جاري باشد كه به خاطر تعطيلي آخر ماه صفر، قرار شد ششم ارديبهشت تا آخر خردادماه برگزار شود، اما از آنجا كه مركز هنرهاي تجسمي حساب تعطيلي 25 روزه چاپخانه‌ها را در ايام نوروز نكرده بود و بيش از 200 عكس انتخاب شده بايد در كتاب نمايشگاه چاپ مي‌شد و براي اين كار هم به در اختيار داشتن CD عكس‌هاي رسيده نياز بود، مجبور به تأخير در برپايي دوسالانه شديم...


دوشنبه 24 فروردینماه 1383

خبرگزاری سینا
انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران اعلام کرد که به احتمال زیاد "آرش صالحی "روزنامه نگار ایرانی در زندانهای کردستان عراق به سر می برد .
" آرش صالحی "روزنامه نگار در روزنامه های همشهری ضمیمه ، بهار و یاس نو فعالیت مطبوعاتی داشته است ...


یکشنبه 23 فروردینماه 1383

شايد مرور اين خبر حتی با تاخير يکماهه هم لازم باشد.

دبير نمايشگاه و مسابقه بين المللي عکاسي «بام شکسته بم» از تشکيل انجمن عکاسان بحران در کشور خبر داد.
مجتبي آقايي گفت : به پيشنهاد اداره کل تبليغات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، عکاسان به عنوان مستندسازان ، انجمني را تشکيل خواهند داد که در مواقعي مشابه زلزله بم در کشور يا منطقه ، در محل حاضر شوند و نسبت به ثبت و ضبط واقعه و انعکاس سريع آن اقدام کنند.
او اعضاي اين انجمن را عکاسان فعال مطبوعات ، خبرنگاران آزاد و نيز خبرنگاراني که به عنوان نمايندگان مجاز رسانه هاي خارجي در ايران فعاليت مي کنند، دانست.
اصل خبر


یکشنبه 23 فروردینماه 1383

دعوت انجمن عکاسان مطبوعات از علاقه مندان
انجمن عکاسان مطبوعات در راستای عملی نمودن بخشی از اهداف خود اقدام به برپايی
نشستی در جهت آشنايی بيشتر اعضا با اينترنت و سايتهای عکاسی خواهد نمود.
زمان پنج شنبه ۲۷/۱/۸۳ محل سالن کنفرانس خانه هنرمندان ساعت ۱۶


جمعه 21 فروردینماه 1383

شايد خود Salam Pax عراقی که در سپتامبر ۲۰۰۲ اولين پست وبلاگ خودش را شروع کرد
اصلا در خواب هم نمی ديد يک روز برنامه hard talk bbc سراغش بيايد و در سالگرد سقوط بغداد از او و وبلاگش به عنوان يک رسانه بزرگ در آنزمان ياد کند.
حکايت از زمانی شروع شد که جوان وبلاگ نويس ۲۹ ساله عراقی شروع به نوشتن خاطرات روزانه خود کرد و اين در آنزمان تبديل به کانال ارتباطی داخل عراق و دنيای خارج شد که در عطش اطلاعات بسر می برد و روزانه بيست هزار بازديد کننده و البته استفاده حرفه ای روزنامه گاردين از آن وبلاگ تا به آنجا پيشرفت که اکنون کتاب همان خاطرات منتشر شده است.
در عراق زمان صدام واقعيت چيز ديگر ی بود در آنزمان انحصار رسانه ها از قبيل راديو - تلويزيون و نشريات همگی در اختيار رژيم بعث بود و من اصلا فراموشم نمی شود که در
روزهای بعد از سقوط رژيم صدام کردهای روستاهای اطراف موصل در جواب اين سوال که آيا می دانيد در حلبچه در جريان جنگ ايران-عراق چه اتفاقی افتاده است؟ می گفتند نه مگر چی شده ؟ و وقتی متوجه شدند که بمباران شيميايی شده است اصلا باورشان نمی شد!


جمعه 21 فروردینماه 1383

اينجا تهران است و اين يک طناب دار در تاکسی!!

اين عکس را دوست عزيز بيژن کيانی از داخل يک تاکسی عکاسی کرده است.
با تشکر از بيژن که اجازه داد تا در وبلاگم از عکسش استفاده کنم.
من يکی که دوست دارم تا اين راننده با ذوق را ببينم و ازش سوال کنم برای چی اين
طناب دار را از آينه ماشينش آويزان کرده است؟!


چهارشنبه 19 فروردینماه 1383

عکاسی دات کام بودن يا نبودنتمام سعی و تلاش خود را به کار بستيم که از هر لحاظ سايتی جامع - کامل و حر فه ای را اداره کنيم و آبرو مندانه با حداقل امکانات مادی و بدون هيچ چشم داشت و گرايشی عکاس و عکاسی ايران را در اينترنت معرفی کنيم.
اما دريغ...!!

اما نظر من برای اين مورد:
حتما يادت هست كه قبل از ايجاد سايت در باره شكل و شمايل آن با هم صحبت
مى كرديم و اين تو بودى كه با پيگيرى زياد بالاخره كار درست را انجام دادى. حالا منتظر چى هستى كه مثلا روزى 100 تا ايميل برات بيايد و همين جور با سايت ارتباط زياد شود؟
به نظر من اين رويه را بايد ادامه دهى و اصلا جايى براى اين مطلب وجود ندارد!
من اگر جاى تو باشم اين مطلب را از سايت حذف مى كنم.
مگر ديگران به تو پيشنهاد داده بودند كه حالا از آنها انتظار دارى؟
شايد حجم و كيفيت بالاى كار كمى تورا خسته كرده باشد. اما يادت باشد فعلا در جايى كار مى كنى كه هنوز مجله تخصصى عكس داراى سايت فعال نيست!! پس حق ندارى گلايه كنى چون خودت شروع كردى. بايد بدون هيچ نگرانى ادامه دهى. مطمئن باش كار درست را انجام مى دهى.
اصلا مگر ما هنوز در حوزه هاى ديگر ياد گرفته ايم كه با هم مشاركت كنيم تا اين هم يكى از آن موارد باشد؟! البته من مثل تو نا اميد نيستم و ميدانم كه هنوز براى نتيجه گرفتن خيلى زود است اما
همينطور كه خودت گفتى:
متاسفانه بايد بپذيريم که در اين راه تنها هستيم و اين راه را به تنهايی بايد طی کنيم.
البته با اين توضيح كه كه بايد با عشق در اين راه پايدارى كرد همانطور كه كاوه به تنهايى خيلى از كارها را به انجام رساند يا حداقل جريان ساز بود.


چهارشنبه 19 فروردینماه 1383

کاوه از نگاه محمد علی ابطحی
کاوه گلستان را از خيلي سال پيش مي شناختم. هميشه او را واسطه خوبي براي انتقال «همه آن چه که هست» مي دانستم. آخرين بار اسفند سال 81 بود که ديدمش. هنوز جنگ آمريکا عليه عراق شروع نشده بود.....
اين ماجرا گذشت تا يک روز درتعطيلات عيد اينترنت را که باز کردم خبر کشته شدن وي در جبهه جنگ عراق را ديدم، خيلي متأثر شدم. چند روز بعد يکي از دوستان قديمي ارشاد را ديدم. سالهاي جنگ ايران و عراق مسئول خبرنگاران بود. مي گفت روز فتح خرمشهر با تعدادي از عکاسان به منطقه جنگي رفتيم. کاوه گلستان بيش از همه اصرار داشت به خط مقدم برود و اولين عکسها را از جبهه بگيرد. اوضاع در هم و بر هم بود. از مسيري رفتيم که پر از مين بود ولي اولين عکسهاي فتح خرمشهر را کاوه گلستان مخابره کرد. عدسي دوربين کاوه گلستان و صدها دوربين ديگر که ثبت تاريخ مي کنند انتقال دهندگان مستند تاريخ بوده و هستند. که ايکاش رسانه هاي جمعي ما اين بي مهري را در حق کاوه گلستان نمي کردند.


چهارشنبه 19 فروردینماه 1383

سال ۱۲۵۲ براي اولين بار پاي شاهي ايراني به خاك فرنگ رسيد. ناصرالدين شاه قاجار به تشويق صدراعظم اصلاح طلب خويش؛ ميرزا حسين خان سپهسالار راهي اروپا شد تا نخستين تجربه عيني سران ايران از غرب شكل گيرد. تجربه اي كه از نطفه عقيم بود: سران ايران چون اول از همه شكوه فرانسه را ديدند، همه غرب را فرنگ (فرانس: France)خواندند....
مطلب محمد قوچانی در شرق


چهارشنبه 19 فروردینماه 1383

حکايت سفر های البرادعی به ايران همچنان مورد توجه است و البته مهمترين خبر روز!!


شنبه 15 فروردینماه 1383

مطلب آسيه امينی در باره کاوه
شايد تقدير است‌ اين‌أ كه‌ هر سال‌ تازه‌ كاري‌ را از اين‌ پاس‌ با ياد كاوه‌ گلستان‌ آغاز كنيم‌. يك‌ سال‌ گذشت‌، يك‌ سال‌ پر خبر. يك‌ سال‌ پر جنگ‌. يك‌ سال‌ پرجنازه‌.
روزنامه‌هاي‌ زيادي‌ به‌ دنيا آمدند، يكي‌ دو نشريه‌ از دنيا رفتند. خبرنگاران‌ بسياري‌ آمدند. تك‌ و توكي‌ از جمع‌ خبرنگاران‌ رفتند. اما از اين‌ همه‌ آمدگان‌ و رفتگان‌ يكي‌ هم‌ كاوه‌ گلستان‌ نشد!سال‌ پرجنازه‌يي‌ بود، 82. يكي‌اش‌ جنازه‌ همين‌ صدام‌. كه‌ زنده‌اش‌ هم‌ روي‌ دست‌ زمين‌ باد كرده‌ است‌. راستي‌ چند صدام‌ را زمين‌ تحمل‌ مي‌كند براي‌ ميراندن‌ هميشه‌ زندگاني‌ مثل‌ كاوه‌؟.........ادامه

مطلب حجت سپهوند در باره کاوه
حرفهايش‌ از جنس‌ زمانه‌ امروز بود ولي‌ سخنش‌ هيچ‌ شباهتي‌ با اطرافيان‌ نداشت‌. «بايد براي‌ نگاه‌، حرف‌ و عمل‌ ديگران‌، ارزش‌ و احترام‌ قايل‌ شويم‌. حتي‌ اگر بر خلاف‌ نظر، روش‌، روحيه‌ و خواست‌ ما باشد. زمانه‌ ما، زمانه‌ امروز، به‌ بردباري‌ نياز دارد، بايد توانست‌ با حركت‌ زمان‌ حركت‌ كرد. تفاوت‌ انسان‌ زنده‌ و مرده‌ در اينجاست‌.»
اين‌ تعريف‌ كاوه‌ از انسان‌ امروز است‌....ادامه

روزنامه همبستگی هم در نصف صفحه گزارش ايسنا در باره کاوه را چاپ کرد.


شنبه 15 فروردینماه 1383

در راستای خبری که امروز در مورد فيلم مارمولک در مطبوعات آمده و حکايت از اکران مجدد آن در ارديبهشت ماه دارد پيشنهاد من به علاقه مندان ديدن فيلم مذکور اينست تا دير نشده و دوباره توی قيفش نکرده اند! يک بليط دوسره به قيمت ۱۲۰ هزار تومان ناقابل (البته اگر جراتش را داريد تا با هواپيمايی آسمان پرواز کنيد!) و در همين دوبی ببينيد که يواش يواش به نظرم برای تسريع در رفت و آمد ايرانيان مشتاق به آنجا شهرداری تهران هم بايد فکری برای احداث يک خط مترو به مقصد آنجا بکند تا مردم براحتی پولهای خود را در آنجا خرج کنند. بگذريم.
در خبرها نيامده بود اما بدانيد همين مامولک در ايام عيد در دوبی به نمايش در آمد!!


جمعه 14 فروردینماه 1383

داغ يکساله کاوه

مطلب مسعود بهنود در سالگرد کاوه شايد گويای حال بسياری از ما باشد.
در اين يک سال گاه به خود گفته ام که کاوه اگر بعد انفجار آن مين می ماند اما پائی و دستی را از دست داده بود و نمی توانست کار کند چقدر عصبانی و اذيت می شد. خوب شد که اين طور نشد، از حرکت نيفتاد او که عاشق صيد حرکت ها بود و اگر خود از حرکت می ماند می توان متصور بود که زنجير پاره می کرد...ادامه
عکسهای مراسم امروز افجه در سايت عکاسی دات کام
مطالب سال پيش در همين روزها که بيشتر در مورد کاوه است


جمعه 14 فروردینماه 1383


آخرين عکسی که از کاوه گلستان گرفته شده است.

يکسال از کشته شدن کاوه گلستان عکاس و تصوير بردار برجسته ايرانی گذشت.
سال گذشته در روز 13 فروردين کاوه گلستان بر اثر انفجار مين در منطقه کفری کردستان عراق در هنگام تهيه گزارشی برای بی بی سی کشته شد.
ادامه


جمعه 14 فروردینماه 1383

از وسط معرکه...؛ نوشته ای از کاوه گلستان

نوشته ای از کاوه گلستان، خبرنگاری که جانش را بر سر حرفه اش گذاشت

روز زمستان سرد و خاکستری سر چهار راه ولی عصر، که آن زمان پهلوی بود، دود و بوی لاستيک سوخته خيابان را پرکرده، يک پيکان شهربانی را واژگون کرده و آتش می زدند.

از شمال و جنوب و شرق و غرب خبر می رسد که کاميون های سربازان به طرف چهار راه می آيند تا ما را محاصره کنند. فرار. نبش شمال شرقی چهارراه، طبقه دوم يک خياط خانه با بالکن و پنجره های کارگاه او از تظاهرات عکس گرفته بوديم....

آشنا و نا آشنا همه چيز گفتنمان، تعارف که نداريم. جاسوس، کارگزار خارجی، مال جمع کن، پسر خاله اين، پسر عموی اون، اينجا "عامل خارجی" هستيم و آنجا "عامل حکومتی". حالا هم خواهند گفت آنکه زير برف خوابيد روی دلارهای خارجی خوابيده بود. آنکه پای بچه های آواره را از گل در آورد عامل تبليغاتی دستگاه مخوف جاسوسی بوده که به اشاعه فرهنگ رنگين لاستيک در ميان معصومان پرداخته. آن طرف هم که عکس هايمان چاپ می شد، می شديم عوامل تبليغاتی دستگاه که ساخت و پاخت کرده اند که اجازه کار دارند.
......ادامه


جمعه 14 فروردینماه 1383

سايت اختصاصی جايزه سالانه عکاسی مطبوعاتی کاوه گلستان همزمان با اولين سالگرد در گذشت او توسط سايت عکاسی دات کام آماده و از ديروز راه اندازی شد .


جمعه 14 فروردینماه 1383

«خسته كه مي‌شد، به افجه (لواسان) مي‌رفت و قدم مي‌زد. افجه را دوست داشت. مي‌گفت مي‌خواهم پس از بازنشستگي‌ام خانه‌اي در افجه بسازم و در آنجا زندگي كنم». اين جمله‌ها را مادرش ـ فخري كلستان ـ مي‌گفت.
خواهرش ليلي گلستان ـ مترجم ـ درباره برادر مي‌گويد: در تمام لحظات زندگي كاوه، تعهد به اجتماع ايران و تعهد به بشريت، از همه چيز مهم‌تر بود. كاوه بايد اين‌چنين از دست مي‌رفت؛ اما بسيار زود بود.
مطالب بالا قسمتی از گزارش ايسنا به مناسبت سالگرد کاوه است.
مراسم سالگرد کاوه امروز با حضور خانواده ؛ شاگردان و دوستان وی بر سر مزارش در افجه برگزار شد.
امروز در حالی که خروجی اتوبان بابايی به لشگرک را رد شده بوديم چاره ای نداشتيم تا يک دور قمری بزنيم و از جاده ای که نمی شناختيم از ميان بر وارد لواسان شويم و خوب نتيجه دير رسيدن به مراسم! و من ياد حرف دوستم افتادم که می گفت: اگر در تهران يکی از بزرگرا هها را اشتباه بروی سرنوشتت عوض می شود!
من به همراه وحيد آخر مراسم رسيديم که همه در حال ترک کردن محل مراسم بودند
هر چند فکر می کنم چيزی را از دست نداديم چون کاوه آنجا بود.



copyright © 2002-2012 | HasanPix.com