// Photojournalist

Weblog

First Page

Categories

Athens
Daily

Archives

May 2012
February 2012
January 2012
August 2010
July 2010
June 2010
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003

Links

موسسه مهر ايرانيان
احسانلاین
یونس شکرخواه
کاوه گلستان
نصرالله کسراييان
جهانگير رزمی
حسن نمک دوست
کاوه کاظمی
آلفرد يعقوب زاده
کارن فيروز
آينا
joshua prager
پسرم
رامين طلايي
سایت عکاسی
سایت کارگاه
گروه عکاسی فانوس
مجله عکاسی خلاق
عکاسان قزوين
طوسي
TEHRAN24.COM
دوربين دات نت
محمد خيرخواه
مجيد محرابي
اسماعيل عباسي
خط خطي
حسين فاطمي
محمد تاجيک
ايمان بشری
جوادمنتظری
street photography
مهرانه آتشی
ايرج مهرگان
نفيسه
زهره سليمانی
منصور نصيری
ميلاد پيامی
فرشته جعفری
آرش آشوري نيا
علی خليق
ساتيار امامی
سينا جعفريه
حامد - گوهر
نوشين نجفی
حميد صادقی
بابک بردبار
عکاس ها به بهشت نمی روند
داريوش کيانی

hadipix.com
کاوه بغدادچی
محمد توکلی
حسن بردال
www.vx400.com
خبرگزاری AP
خبرگزاری رویتر
ا اف پی
بی بی سي
انجمن عكاسان مطبوعات ايران
ايرنا
خبرگزاري ميراث فرهنگی
خانه هنرمندان ایران
ايسنا

زنان
بخارا
کتاب هفته
انجمن عکاسان بحران
وحيد پور استاد
اکبر منتجبی
حامد فرمند
حسن بنانج
سهام الدين بورقانی
هادی حيدری
هفته نامه کاپوچینو
Editor: Myself
مازیار ناظمی
shanbeh
پرستو دوکوهکی
فرزانه ابراهيم زاده
چرک نويس
مصطفی قوانلو قاجار

جواد دليری
آزاده محمد حسين
آزاده بهشتی
کوروش ضيابری
« August 2007 | Main | October 2007 »
پنجشنبه 5 مهرماه 1386
راه اندازی سايت موسسه مهر ايرانيان

لازم است از زحمات دوست خوبم محی الدين محسنی در راه اندازی سايت - طراحی کارت و پوستر نمايشگاه عکس سپاسگزاری نمايم.

www.mehreiranian.com


پنجشنبه 5 مهرماه 1386
عکاس بايد مولف باشد

گفت و گو ی کيان امانی با من در باره عکاسي خبري، مستند اجتماعي، جايزهای کاوه گلستان و سوره


سه شنبه 3 مهرماه 1386
يك اتفاق ،‌يك نمايشگاه

mehr abyaneh.jpg

هميشه اتفاق هاي بزرگ از يك حادثه كوچك آغاز مي شوند . هميشه كشف يك حقيقت از درگير شدن با واقعيت‌هاي ملموس اطراف مان ميسر مي شود و هميشه راهي وجود دارد براي طرحي نو در انداختن

يك روز داغ تير ماه بود كه راهي موسسه خيريه مهر ايرانيان شديم . آنجا 12 دختر بچه 5 تا 9 سال كه از نعمت پدر و مادر محروم بودند ، و زندگي را با شادي و شيطنت مي گذراندند نمي دانستند روزي قرار است عكاس بشوند.

يك روز داغ تيرماه بود كه اين فكر مثل جرقه از ذهن مان گذشت . قرار بود كه بچه ها خوب ببينند . قرار بود بچه‌ها ياد بگيرند بتوانند آنچه را مي بينند توصيف كنند . قرار بود بچه ها با حواس خويش درگير شوند و آنها را به كار بگيرند . معتقد بوديم تلفيقي از ثبت تصوير در قالب نگاتيو ها ي سياه و ثبت آنها در قالب دست نوشته هاي سپيد مي تواند اين توانايي را بالاببرد.

يك روز داغ تيرماه بود كه كار را شروع كرديم . اول همه چيز سخت بنظر مي آمد اما تصميم گرفتيم مصمم بمانيم و ميدان را خالي نكنيم . تقويم را كه نگاه كرديم نگاه مان روي روز جهاني كودك درجا زد. و باز بي آنكه ترديدي كنيم از برپايي يك نمايشگاه عكس گفتيم. مي دانستيم اين هم ما را و هم بچه ها را تشويق خواهد كرد كه پيش برويم. كار كردن با بچه ها اگرچه دلچسب بود اما ظرافت هاي خاص خود را نيز طلب مي كرد.

27 تيرماه: با مقواهاي عمود بر هم يك مستطيل خيالي ساختيم و بچه ها عكاسي كردند. بچه ها دنبال تصاوير ملموس تر مي رفتند . روي صورت ما مكث مي كردند و شاتر خيالي شان را فشار مي دادند . بچه ها تمام موسسه خود را عكاسي كردند و قرار شد عكس هايشان را برايمان بياورند. آنها از مربي‌هايشان ، گربه موسسه ، و اتاق‌شان عكاسي كردند.

3 مرداد ماه : جلسه دوم را با بريده هاي روزنامه ها شروع كرديم . قرار شد بچه ها از ميان روزنامه ها و مجلات عكس هايي انتخاب كنند . مي خواستيم ببينيم بچه ها چگونه مي بينند و تعريف شان از عكس چيست . عكس ها قرار شد روي كاغذ هاي رنگي چسبانده شوند و بچه ها توصيف شان را از آنها بنويسند . قرار شد عكسي را كه مي بينند بنويسند تا بدانيم كدامين نكته سبب گرديده آن عكس روي كاغذ رنگي شان چسبيده شود.

10 مرداد ماه : دوربين هاي يك بار مصرف با همكاري لابراتور صاحبقرانيه و كمك هاي بي دريغ آنان در اختيارمان قرار گرفت و بچه ها را شوقي وصف ناشدني در برگرفت . دوربين ها تك به تك از جلد هايشان خارج مي شدند و صداي جيغ بچه ها تمام موسسه را پر كرده بود . آنروز بچه ها ياد گرفتند چگونه از داخل مستطيل كوچكي ، هر چه از دنيا مي خواهند را براي هميشه مال خودشان كنند . بچه ها ياد گرفتند خوب ببينند . بچه ها ياد گرفتند كه فرصت ها كم است . دوربين هاي 24 تايي را بايد طوري استفاده مي كردند كه بهترين ها را عكاسي كنند و از حاشيه عبوركنند و به اصل برسند . اين را بچه ها ياد گرفتند كه براي داشتن يك عكس خوب بايد دقت كرد چون دوربين هاي 24 تايي شان زود تمام مي شد و آنها هنوز عكس خوبي نگرفته بودند. آنروز را بچه ها از صورت هاي همديگر ، از ژست هاي خنده دار شان براي همديگر و از خانه شان عكاسي كردند

18 مردادماه: پارك نياوران شلوغ بود . بچه ها مي خواستند عكس بگيرند. 12 دختر بچه كه دوربين به دست راهي پارك بودند . حس قشنگي داشتند. خودشان را به مردمي كه از دوربين هايشان مي پرسيدند عكاس معرفي مي‌كردند و به مردم توضيح مي دادند كه عمو سربخشيان معلم عكاسي آنهاست. آنها ياد گرفتند كه خوب ببينند و فرصت ها را از دست ندهند . زنان و مرداني كه روي نيمكت هاي پارك نشسته بودند ، بچه هاي قد و نيم قد كه در زمين بازي پارك دنبال هم مي كردند، فواره هاي پارك ، بچه هاي بستني به دست و درخت ها و گل هاي پارك همگي سوژه هاي عكس هاي آنان شدند.

25 مرداد ماه : اين جلسه بچه ها ياد گرفتند دوربين را فقط افقي به دست نگيرند ، قرار شد با صفحه مستطيلي شان بازي كنند . بچه ها ياد گرفتند يك سوژه را خوب ببينند و دكمه شاتر را فشار دهند . آنروز بچه ها معلم شان را در صفحه هاي رنگي كاغذ هايشان تصوير كردند. آنها هرچه از عمو سربخشيان شان مي ديدند نوشتند. قرار شد اين بار بچه ها از او عكس بگيرند و او را توصيف كنند. عكس هاي آنها تمام حس كودكانه شان را در خط به خط كاغذ به تصوير مي كشيد. آنها چيزهايي از معلم شان ديده بودند كه ذهن تيزبين شان را مجسم مي كرد

1 شهريور ماه: براي عكاسي از باغ ملي راهي ميدان توپخانه شديم. بچه ها با شگفتي به ديوارهاي بلند و درهاي بزرگ دروازه تهران نگاه مي كردند و سرشار از سوال بودند . وقتي مي فهميدند كه اين درها و نقوش آنها چه قدمتي دارند، دوربين هايشان را در دستان كوچكشان مي گرفتند و آن ها را ثبت مي كردند. وزارت خارجه ، تصوير سربازهاي هخامنشي و سربازهاي آماده به حمله روي دروازه آن ها را مدت ها به خود مشغول كردند و سوال هاي آنها تمامي نداشت. بعد از هر سوال صداي شاتر بود كه آشكار مي كرد آنها چقدر تحت تاثير تاريخ خود قرار گرفته اند.

19 شهريور ماه: صبح زود راهي شهر تاريخي ابيانه شديم . مي خواستيم بچه ها رنج سفر براي عكاس شدن را دريابند. مي‌خواستيم بچه ها ياد بگيرندكه راهي طولاني از خانه هايشان تا آنجا آمده اند تا بهترين عكس هايشان را بياندازند. كوچه هاي قديمي ابيانه،‌درها و خانه ها ، زنان و مردان با لباس هاي سنتي و محلي، همه و همه سوژه‌هاي نابي بودند كه بچه ها را چند ساعتي غرق در خويش كردند و عكس هاي ماندگاري شدند. پيوند ميان تاريخ ، عكس و كودكاني كه راويان آن بودند خود زيباترين تصوير آن روز بود.

23 شهريورماه: بعد از آشنايي مان با جمعيت دفاع از كودكان كار و خيابان ، قرار شد براي بازديد از عكس‌هاي اين بچه ها كه در نمايشگاهي در خيابان زمزم در محل جمعيت برپا شده بود برويم . براي بچه ها ديدن عكس هاي نوجواناني كه كار مي كنند و در حين كار كردن عكاسي هم مي كنند جالب بود. آنها عكس هاي برگزيده خود را انتخاب كردند و به دوستان نوجوان شان نمره دادند. سميه يكي از بچه پرسيد چرا در عكس هاي اين بچه ها پارك و درخت نيست ؟ و عسل پرسيد چرا اين عكس ها سياه و سپيدند ؟ !!!
از آنجا راهي بازار شلوغ عبدل آباد در نزديكي جمعيت كودكان كار شديم. عكاس‌هاي كوچولوي ما آنجا فراتر از تصور ما ديدند و به تصوير كشيدند. آنها مثل يك عكاس خبره گاهي سوژه هايي را كشف كرده بودند كه واقعا بي نظير بودند و ماندگار.

30 شهريور ماه: آخرين جلسه كلاس عكاسي را در ميدان تجريش و حول و حوش امامزاده صالح برگزار كرديم. بچه ها از حوض وسط امامزاده صالح ، از مرداني كه وضو مي گرفتند و از زائرين عكس گرفتند. بازار و مغازه‌هاي رنگ و وارنگ تجريش هم آنها را گاه ميخكوب مي كردند تا از شيشه ويترين ها عكاسي كنند. آخرين حلقه فيلم ها مي رفت تا تمام شود و آنها ديگر خود مي دانستند سراغ كدام سوژه بروند و روي كدام صورت مكث كنند و كدام اتفاق جاري در خيابان و بازار را شكار كنند. و ما مي ديديم كه سه ماه گذشته است و نگاتيو هاي سياه مي توانند عكس هاي رنگي و شادي باشند،مي ديديم كه اين روزهاي عكاسي ، آينده اي را كه مي تواند بعضي از آنها را عكاس هاي سرشناسي كند طرح زدند. شادمانيم كه دستاورد سه ماهه كار ما عكس هايي است سرشار از زندگي‌ و اميدواريم عكس قاب ذهن همه كودكان پر از تصويرهاي رنگارنگ از زندگي باشد و همه كودكان به درك رنگ ها و تصاوير زندگي كه حق همه آنهاست برسند. اين عكس ها ترجمان نگاه كساني است كه ما آنها را كوچولو خطاب مي كنيم.

پروانه وحيدمنش - حسن سربخشيان

poster2-baaa.jpg

نخستين تجربه‌هاي عكاسي 13 كودك به گالري نيكول مي‌رود
فرزانه ابراهيم زاده

13 دختر بچه 5 تا 9 ساله كه مي‌خواهند عكاس شوند تصوير دنياي اطراف خود را در مستطيل كوچك دوربين عكاسي ثبت كرده‌اند واز 15 مهر در استقبال از روز جهاني كودك در گالري نيكول به نمايش مي‌گذارند....

اين 13 دختر بچه برروي كارت دعوت نمايشگاه خود هدف از برگزاري نمايشگاه را چنين نوشتند:« براي خاطره‌هايمان كه مي‌خواستيم بماند/ براي كوچه‌هاي شهرمان كه نمي خواستيم از ياد بروند/ براي زندگي كه با ما زندگي مي‌كند/ خواستيم عكاس شويم/ ما از دريچه يك مستطيل / دنيا را ثبت كرديم/ تا بماند براي هميشه / آن چه ما مي‌بينيم/ آن چه ما به ياد مي‌سپاريم.»

در نمايشگاه كودكان 35 قطعه عكس رنگي 60 در 50 از 15 تا 20 مهر در گالري نيكول واقع در خيابان مطهري، بعد از مفتح، خيابان شهيد اكبري پارسا كوچه آزادي پلاك 3 به نمايش در خواهد آمد.


شنبه 31 شهریورماه 1386
snapshot

parade112a.jpg

A member of Iran's Revolutionary Guards takes snapshot during large-scale military parades in Tehran to mark the 27th anniversary of the Iraqi invasion of Iran that sparked the bloody 1980-88 war, in Tehran, Iran on Saturday Sep. 22, 2007.(AP Photo/Hasan Sarbakhshian


جمعه 30 شهریورماه 1386
هزار خورشيد درخشان

برای کسانی که در چهار دهه گذشته در همين ايران و کشورهای همسايه
جنگهای بسياری راشاهد بودند يادآوري آنروزها چندان خوشايند نبوده و نيست اما
در اثر گذشت سالها می توان با بازگشت به گذشته و مرور آنچه اتفاق افتاده
برای زندگی کردن و ساختن آينده ای بهتر اميدوار بود.
و شايد هم اکنون با توجه به شرايط ويژه ای که در کشور مان وجود دارد و همچنين
بعد از بازتاب صحبتهايی وزير خارجه فرانسه که نگرانی دوباره ای را در اذهان مردم
به ارمغان آورده است خواندن کتاب ( هزار خورشيد درخشان) خالی از لطف نباشد.
برای من که با بسياری از مکانهای رمان خالد حسينی آشنا هستم و
اين شانس را داشتم که در آنجاها حضور داشته باشم خواندن رمانش بسيار جذاب
بود و شايد برای اولين بار کتابی را در دو مرحله و در سه روز تمام کردم!
خالد حسينی خواننده را به ظرافت با خود به متن حوادث بيشماری می برد که
حتی تصور يکی از آنهمه مصيبت در طول زندگی برای فردی اروپايی و امريکايی
امکان پذير نيست! اما برای ما که از نزديک لمس کرده ايم آنچه را او روايت می کند
خيلی دور از نيست.
خواندن اين کتاب را بخصوص برای دوستانی که تجربه سفر به افغانستان را داشته اند
توصيه می کنم. از بهترين دوستم که با خريدن اين کتاب مرا به روزهای گذشته و خاطراتش بازگرداند متشکرم - باشد که ديگر شاهد جنگی نباشيم!
خالد حسينی که متولد کابل میباشد در ۱۹۸۰ به امريکا رفته و اکنون در کاليفرنيا ساکن است. رمان بادبادک باز که اولين رمان خالد حسينی است جزو پر فروشترين در بيش از ۳۸ کشور بوده است و هزار خورشيد درخشان دومين رمان وی است که در ايران با ترجمه بيتا کاظمی و توسط انتشارات نشر باغ نو در ۴۶۰ صفحه به بازار عرضه شده است.


چهارشنبه 28 شهریورماه 1386
نيچه معتقد است:

کسی که دليلی برای زندگی کردن داشته باشد می تواند هر ناملايمتی در زندگی را تحمل کند.

Nietzsche says
He who has a why to live can bear with almost any how


پنجشنبه 22 شهریورماه 1386
کتاب کليساهای ارمنيان تهران

arman.jpg

با سفارش معاونت فرهنگی هنری شهرداری تهران در تاریخ بهمن ماه 1385 کتاب کلیساهای ارمنیان تهران، آغاز و در شهریور ماه 1386 به انجام رسید.
کتاب کليساهای ارمنيان تهران حاصل تلاش: آرا مگردومیان، عکاس (فارغ التحصیل رشته عکاسی دانشگاه آزاد) - آرمان استپانیان، گرافیست و عکاس - آرلن استپانیان، مهندس معمار - آرپیار پطروسیان، مهندس معمار است. این کتاب شامل بیش از 100 عکس از کلیساها که قدمت آنها به 190 سال میرسد و پلان کلی تمام کلیساها و نقشه های پراکندگی ارامنه در تهران از ابتدا تا کنون می باشد.
این کتاب به مناسبت یکصدمین سال شهرداری تهران تهیه و در مهرماه 1386 ارائه خواهد شد.


پنجشنبه 22 شهریورماه 1386
The new Jewish year

new jew101.jpg

Iranian Jew Yousef Sheibani, blows the shofar, a ram's horn, as a call for spiritual preparation for Rosh Hashana, the Jewish New Year, during a ceremony in a Synagogue in Tehran, Iran, on Thursday Sept. 13, 2007. Rosh Hashana this year started on the evening of September 12. The new Jewish calendar year is 5768. (AP photo/Hasan Sarbakhshian

براي تمام خاطره هاي يك قوم

new year jew101.jpg

An ranian Jewish man prays in front of the holy Jewish book, the Torah as they attend during a ceremony to mark Jewish New Year in a synagogue in Tehran, Iran, on Thursday Sept. 13, 2007. Rosh Hashana this year started on the evening of September 12. The new Jewish calendar year is 5768. (AP photo/Hasan Sarbakhshian


چهارشنبه 21 شهریورماه 1386
معرفی کاوه در سايت ورلد پرس فوتو

البته در اين معرفی به اشتباه از کاوه به عنوان برنده جايزه پوليتزر عکس نام برده شده است.

مسابقه عکس سوره قرار نیست جایگزین مسابقه کاوه گلستان شود

پاسخ يازده بندی Margot Klingsporn رييس آژانس عکس فوکوس در آلمان به پرسش مهران افشار نادری در باره ملاحظات مورد نياز برای پيوستن به يک آژانس در سايت ورلد پرس


سه شنبه 20 شهریورماه 1386
بيادي:عکاسان شيطنت مي کنند؛ من 8 دوربين عكاسي دارم!

جلسه شورای اسلامی شهر تهران - عکس: کیان امانی


یکشنبه 18 شهریورماه 1386
بچه هاي خيابان عکاس شدند

نمايشگاهي از عكس‌هاي کودکان عضو جمعيت دفاع از كودكان كار و خيابان در محل تشکيل کلاس ها در پاسگاه نعمت آباد برگزار خواهد شد. اين نمايشگاه شامل منتخبي از عکس هاي بچه هايي است كه 30 هفته هر جمعه در كلاس‌هاي آموزش عکاسي شركت كرده‌اند.

توضيح بيشتر


شنبه 17 شهریورماه 1386
فرسودگی دنيا

سفر نيازی به دليل ندارد که سفر خود دليل است.
ديری نمی گذرد که در می يابيم سفر قائم به ذات خويش است.
چنين می پنداريم که اين ماييم که برنامه ريز سفر هستيم. اما به زودی اين سفر است که بر ما چيره می شود.
جملات بالا قسمتی از متن بروشور نمايشگاه عکس فرسودگی دنيا می باشد.
فرسودگی دنيا عنوان نمايشگاه عکس فرديک لوکلو نويسنده - سياح و عکاس بلژيکی است که وی تحت تاثير مطالعه شاهکار نيکولا بوويه نويسنده - سياح و عکاس فقيد
سو ئيسی (راه و رسم دنيا) که بعد از عبور از کشورهای يوگسلاوی - ترکيه - ايران - پاکستان بعد از ۴۰ سال همان مسير را طی می کند تا ارادتش را به نويسنده سو ئيسی نشان دهد. اين نمايشگاه به همت سفارت سو ئيس در تهران از امروز تا ۱۳ سپتامبر
در نگارخانه نامی خانه هنرمندان داير خواهد بود.

عكس هاي فردريك لوكلو
عکسهای کيان امانی از افتتاحييه نمايشگاه


شنبه 17 شهریورماه 1386
زندگي در گوگل

با ديدن اين فيلم مي‌توان حدس زد چرا گوگل هميشه سرشار از ايده است


شنبه 17 شهریورماه 1386
در جستجوی حسن‌‌

کمتر از دو ماه پيش کتابی از بهترين دوستم هديه گرفتم که امروز صفحات آخر آنرا که هفته ها در پی تمام کردنش بودم را به طور تصادفی همزمان با پايان داستان کتاب در چنين روزهایی به پايان بردم. عنوان کتاب ((در جستجوی حسن‌‌ )) نام دارد. Terence Wardنويسنده کتاب که در دهه ۱۹۶۰ به همراه سه برادر و والدين امريکايی خود در تهران بسر می برده اند بعد از سه دهه ماجرای يافتن حسن و خانواده وی که زمانی برایشان در تهران کار می کرده اند را بسيار جذاب به قلم خود برای خواننده مجسم می کند.
آنها در واقع در جستجوی گذشته های خاطره انگيزشان در تهران ۳۰ سال پيش و يافتن حسن که ياداور بسياری از خاطراتشان می باشد تصميم به سفر به کشور ايران را بعد از انتخاب آقای خاتمی به رياست جمهوری در سال ۱۹۹۸ عملی می کنند.
ترجمه فارسی اين کتاب توسط انتشارات جيحون و با ترجمه غلامحسين جنتی عطايی و مريم ايزدي با ۴۴۴ صفحه در سال ۱۳۸۲ منتشر يافته است.
در معرفی کتاب آمده است:
((در جستجوی حسن)) نگاهی دوباره به سرزمينی است که چه بسا آنرا درست
نمی شناسيم.

Searching for Hassan
An American Family's Journey Home to Iran By Terence Ward

In 1998 Terence Ward and his family set out on a long-awaited pilgrimage back home -- to the Islamic Republic of Iran, where they lived in the 1960s. Since the fall of the Shah, the country and their past had been effectively sealed off behind a veil of secrecy, and contact with one dear friend in particular, Hassan, had ceased

hassbook.jpg


جمعه 16 شهریورماه 1386
در يغ از يک شات ۳ ثانيه ای از حاضرين در سالن!

حالا خيلي هم مهم نيست چه کسانی در اين جشنواره برگزيده شده اند!
تنها خبرهای فارس و ايسنا نيستند که اينگونه تنظيم شده اند! تصوير مديوم شات ثابت آقای ضرغامی هم که بر روی خبر پخش شده ازخبر سيما به تماشاگران ارايه شد نيز اينگونه بود! حتی شکستن خط فرضی رايج نيز برای تنظيم کننده خبر اهميتی نداشت و در يک تصوير حدودا ۳۰ ثانيه ای يک دفعه ايشان از اين طرف تصوير به آنطرف می پرند!
و هيچ صحبتی يا تصويری هم به اصطلاح از هنرمندان حاضر در جلسه پخش نمی شود!


جمعه 16 شهریورماه 1386

hhadi.jpg

بعضی اوقات ديدار اساتيدی در زمانی که فکرش را نمی کنی آنقدر دلچسب می شود
که ارزشش را دارد تا يک پست برايش در وبلاگ بنويسی تا ديگران نيز بدانند کسانی در سالهای نه چندان دور زحمات زيادی برای عکاسی ايران کشيده اند.
استاد هادی هراجی که اينروزها در صدد انتشار کتابی در باره فرش می باشد را در روز گشايش نمايشگاه عکس شميم يوسفی در کافه رو ديدم.
نمايشگاه عکسهای يوسفی تا ۲۱ شهريور در محل کافه رو واقع در خ وليعصر روبروی پارک ساعی - برج سرو ساعی - ط ۱- داير می باشد.


شنبه 10 شهریورماه 1386
کارگاه عکاسی مطبوعاتی

يک فرصت استثنائی برای عکاسان جوان، که عکاسی را حرفه‌ای دنبال می‌کنند، فراهم شده است تا در شرايط کاملا" متفاوت با همه کلاس‌ها و کارگاه‌هايی که تا به حال برگزار شده است زير نظر کاوه کاظمی يک دوره عکاسی مطبوعاتی را بياموزند. اين کارگاه در 12 جلسه عملی با بحث و گفتگو درباره مجموعه عکس‌های شرکت کنندگان برگزار می‌شود و در طول دوره شرکت کنندگان بايد تلاش مضاعفی برای انجام تکاليف کارگاه داشته باشند.
آنچه برای شرکت در کارگاه بايد توجه داشته باشيد



copyright © 2002-2012 | HasanPix.com