عکسهايی که گرفته نشدند!
بعد از يک روز معمولي دارم سعی می کنم بياد بياورم چه عکسهايي را قرار بود يا بهتر بگويم دوست داشتم عکاسي کنم و نکردم!
مکان خارجی ساعت ۳۰/۸ صبح بعد از بارش بارانی شيانه هوايي صاف -
ابتدا لانگ شات تهران از بالاي توچال بود که هواي بسيار تميز انتهاي شهر را در مقابل ديدگانم قرار داده بود. با اينکه از همان زاويه بارها و بارها عکاسي کرده ام اما باز ترجيح مي دادم بار ديگر عکس ديگري داشته باشم که نشد!
مکان خارجی ساعت ۱۳ بازار تهران
تصوير مردم در پياده روي شلوغ مقابل بازار تهران و مخصوصا مديوم شات مادري خسته با فرزندي در بغل بعد از خريد در حاليکه زير آفتاب به سمت جنوب و پشت به دادگستري تهران نشسته بود. اينبار هم عکس نگرفتم نه به خاطر اينکه ساختمان دادگستر ي در پس زمينه بود و من نخواسته باشم دردسر ايجاد کنم برای خودم! اصلا نخواستم عکاسي کنم.
اگر بخواهيد بدانيد بازار چکار می کردم برايتان می گويم. روبروی حسنيه کربلاييها گذريست بنام مستوفي ... من با دوستی آنجا قرار داشتم که متخصص فرش است و خواسته بودم ببينمش.
تا يادم نرفته بگويم در گذر مستوفي بدم نمی آمد چند شات عکاسي کنم که نکردم.
محلات قديمي تهران را دوست دارم چون ياد و خاطره زندگي در آنها موج می زند اما ياد و خاطره را هم که نمی شود عکس گرفت! پس اين يکی را نيز بی خيال شدم!
اما داخل بازار آنجا که شلوغی مردم و رفت آمد هايشان زياد است کنار زرگرها و دکانها
هميشه دوست دارم اينجور تصاوير را برای خود داشته باشم!
اين نوعی جاه طلبی اگر فرض شود خوب پس از کنارشان رد می شوم و ترجيح می دهم جاه طلب نباشم!
اما آن پتوی پلنگی آويزان وسط زمين و هوا به رنگ آبی هنوز جلو چشمانم نقش بسته است که در محيط شلوغ بازار خود نماييمی کرد. حيف شد که عکسش را نگرفتم!
اينروزها البته همه جای شهر تهران پر است از تبليغات انتخابات رياست جمهوري دهم و در همين بازار تهران هم شات ليست چند پلان در دکوپاژ ذهنم باقيست که قرار بود عکسشان را بگيرم و نشد!
اينقدر از من نپرسيد چرا نشد؟!
خوب نشد به همين سادگی...
مکان خارجی عصر حدود ساعت ۲۰ تهران - خيابان گيشا
در راه برگشت به خانه تصاوير نامزدهای انتخاباتی در دستان طرفدارانشان در حالی که برخی از ماشينشان به بيرون آمده اند نيز جزو تصويرهاي مورد علاقه من برای عکاسي بود که نشد!
ساعت ۳ بامداد ۱۴ خرداد است و همه مردم به خيابانها ريخته اند بعد از مناظره احمدی نژاد و موسوی و من باز نخواستم عکس بگيرم يا نشد!
چه فرقی می کند مهم اينست که عکسی که بايد گرفته می شد و حالا ديگر نيست!